قدرتهای پوشالی تا زمانی ایستا به نظر میرسند که ملتها باور کنند آنها قدرتمندند. به عبارت دیگر، راز بقای آمریکا و امثال آن، بیش از آنکه به توانمندیهای درونی خودشان مربوط باشد، به ضعف اراده و فقدان خودباوری در میان ملتها و دولتهای وابسته بازمیگردد. مهمترین سرمایه یک ملت برای ماندگاری در برابر زورگویان تاریخ، نه ثروتهای زیرزمینی و نه حمایتهای بینالمللی، بلکه «اراده» و «خودباوری» آن ملت است. رهبر شهید انقلاب اسلامی، با نگاهی عمیق و برگرفته از مکتب توحیدی، بارها از «افول آمریکا» سخن گفتند؛ سخنی که در زمان خود برای برخی افراد در داخل کشورمان قابل باور نبود و چه بسا هنوز هم کسانی در داخل و خارج از ایران با این تحلیل زاویه دارند! این گروه همواره بر این باور بودند که آمریکا به عنوان ابرقدرتی شکستناپذیر، با سیاستورزی میتواند خود را بر اریکه قدرت نگه دارد و افول برای این غول مستکبر معنا ندارد. اما سوال اساسی اینجاست: اگر نشانههای افول در این قدرت پوشالی از هر نظر مشهود است، پس راز ایستایی موقت آن چیست؟ چه عاملی باعث شده رژیمی که از درون پوسیده و از برون منفور است، همچنان بر سر زبانها و صحنهگردان بسیاری از تحولات جهانی باشد؟!
پاسخ را باید در یک معادله ساده، اما عمیق جستوجو کرد: قدرتهای پوشالی تا زمانی ایستا به نظر میرسند که ملتها باور کنند آنها قدرتمندند. به عبارت دیگر، راز بقای آمریکا و امثال آن، بیش از آنکه به توانمندیهای درونی خودشان مربوط باشد، به ضعف اراده و فقدان خودباوری در میان ملتها و دولتهای وابسته بازمیگردد. دشمنان بشریت با شناخت دقیق این نقطه حساس، سرمایهگذاری عظیمی روی تخریب هویت و خودباوری ملتها انجام دادهاند. رسانههای غولآسا و شبکههای اجتماعی عظیم با صرف میلیاردها دلار، صرفاً برای این ساخته شدهاند که به یک ملت تلقین کنند: «تو نمیتوانی»، «تو باید تسلیم شوی»، «پیشرفت فقط در غرب ممکن است»، «اگر آمریکا و اسرائیل بخواهند، تو را با خاک یکسان میکنند» و... این جنگ نرم، جنگی برای تصاحب ارادهها و هویتهاست؛ جنگی که اگر ملتی در آن پیروز شود، همه چیز را برده است و اگر ببازد، حتی با داشتن پیشرفتهترین تسلیحات، موجودی ذلیل و وابسته خواهد بود. این جنگ نرم است که همیشه مقدمه جنگ سخت قرار گرفته است. ورق به ورق تاریخ را وقتی بررسی میکنیم میبینیم زورگویان اولین حربه برای تجاوز را جنگ نرم و مقابله با اراده و عزم و باور ملتها قرار دادهاند.
قرآن کریم به زیبایی به این حقیقت اشاره میکند که اراده قوی، عامل شکیبایی و ایستادگی در برابر مشکلات است. خداوند در سوره قرآن میفرماید: «.. وَإِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ ذَلِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ»؛ اگر شکیبایى کنید و پرهیزگار باشید نشان قدرت اراده شماست. (آلعمران/۱۸۶) این آیه شریفه به روشنی نشان میدهد که صبر و تقوا که ثمره یک "اراده پولادین" هستند، از عزم و اراده راسخ انسان سرچشمه میگیرد و این اراده است که میتواند انسان را در برابر سختترین طوفانها حفظ کند. امام علی (ع) در وصف پیامبر اکرم (ص) میفرمایند: «قائما بِأمرِکَ، مُستَوفِزا فی مَرضاتِکَ، غَیرَ ناکِلٍ عَن قُدُمٍ، و لا واهٍ فی عَزمٍ»؛ برپا دارنده کار و فرمان تو بود و شتابنده در تحصیل رضایت تو، بى آن که از پیشروى بترسد و عقب بنشیند و در عزم و تصمیمش سستى نشان دهد. (نهج البلاغه، خ ۷۲) این الگوی کامل بشریت، به ما میآموزد که برای رسیدن به اهداف بزرگ، باید ارادهای پولادین و تزلزلناپذیر داشت؛ ارادهای که سختیها آن را خسته نکند و تهدیدها آن را به زانو درنیاورد.
خودباوری در امتداد خداباوری؛ تکیهگاه ملتهای استوار
مهمترین ویژگی مردمی که میتوانند در برابر زورگویان بایستند و هرگز اسیر قدرتهای پوشالی نشوند، پیوند عمیق خودباوری با خداباوری است. خودباوری اگر ریشه در باور به قدرت لایزال الهی نداشته باشد، در برابر نخستین طوفانهای سخت فرو میریزد. آنچه به یک ملت آرامش و استحکام میبخشد، این باور عمیق است که خداوند با آنان است و اگر خدا با کسی باشد، هیچ قدرتی یارای مقابله با او را نخواهد داشت. در قرآن میخوانیم: «إِنْ یَنْصُرْکُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَکُمْ وَإِنْ یَخْذُلْکُمْ فَمَنْ ذَا الَّذِی یَنْصُرُکُمْ مِنْ بَعْدِهِ وَعَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ»؛ اگر خدا شما را یاری کند، هیچ کس بر شما چیره و غالب نخواهد شد، و اگر شما را واگذارد، چه کسی بعد از او شما را یاری خواهد داد؟ و مؤمنان باید فقط بر خدا توکل کنند. (آلعمران/۱۶۰) این آیه شریفه، قانون اساسی عزت و ذلت ملتها را ترسیم میکند. سرچشمه همه قدرتها و نصرتها، خداوند است و اگر ملتی بر این باور استوار بماند، از هیچ قدرتی هراس به دل راه نخواهد داد.
اینجاست که معنای «هیمنه» پوشالی قدرتهایی مانند آمریکا روشن میشود. آنچه این رژیم را در اذهان برخی ملتها بزرگ جلوه میدهد، صرفاً توانمندی نظامی و اقتصادی نیست، بلکه تزریق مداوم ترس و یأس به قلبهاست. دشمن تلاش میکند با استفاده از ابزارهای رسانهای و جنگ روانی، تصویری شکستناپذیر از خود بسازد تا ملتها جرئت مقابله با او را از دست بدهند. قرآن کریم در سوره آلعمران آیه ۱۷۵ به مؤمنان هشدار میدهد که فریب این توطئه را نخورند: «إِنَّمَا ذلِکُمُ الشَّیْطانُ یُخَوِّفُ أَوْلِیاءَهُ فَلا تَخافُوهُمْ وَ خافُونِ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ»؛ این فقط شیطان است که دوستان خود را به شما میترساند؛ پس اگر ایمان دارید از آنان نترسید و از من بترسید. خداوند در این آیه ریشه ترس از ابرقدرتها را شیطانی معرفی میکند و مؤمنان را به ترک این ترس و تقویت خوف از خود فرا میخواند. به این معنا که اگر ایمان حقیقی در دل انسان ریشه بدواند، ترس از غیرخدا از بین میرود و انسان در برابر هیچ زورگویی سر خم نمیکند.
مردم ایران در طول دهههای اخیر، نمونهای زنده از این خودباوریِ خدابنیاد را به نمایش گذاشتهاند. در بحرانیترین لحظات، زمانی که بر سر آنان بمب میبارید و جنگ افروزان جهانی همه توان خود را برای شکست این ملت به کار گرفته بودند، مردم ایران دلشان نلرزید و از پای ننشستند. رزمندگان اسلام با تأسی به دستورات قرآن و اهلبیت (ع)، هرگز باور نکردند که زورگویان عالم قدرتمندند. آنان خوب میدانستند که زورگویان فقط با ایجاد ترس و وحشت، دروغگویی و فتنهانگیزی خود را قوی نشان میدهند. اگر کسی اراده کند که این هیمنه را بشکند، خواهد دید که در پس این غولهای پوشالی، چیزی جز توخالی و ضعف وجود ندارد. خودباختگی و ضعف اراده همان چیزی است که دشمن از طریق رسانههای خود بهدنبال ترویج آن در میان ملتهاست و عزم و اراده، تنها سلاح مقابله با این توطئه شوم است.
کشورهای اسیر؛ روایت فقدان اراده و خودباختگی در برابر غرب
در مقابل ملتهای بااراده و خودباور، کشورهایی هستند که به دلیل فقدان همین اراده و خودباوری، اسیر قدرتهای پوشالی شدهاند و خود به تداوم حیات آنان کمک میکنند. برخی کشورهای عربی منطقه نمونه بارز این دستهاند. آنان به جای آنکه عزم خود را برای پیشرفت و توسعه کشورشان جزم کنند، خود را اسیر شرکتها، فناوریها و سیاستهای غربی کردند. تمام توان خود را صرف کردند تا غرب را قوی کنند، نه خودشان را! آنان باور کردند که بدون حمایت آمریکا و اروپا نمیتوانند دوام بیاورند و برای همین، نه تنها در برابر ظلم آنان نمیایستند، بلکه خود نیز به تبعیت از سیاستهای غربی، به ملتهای مظلوم منطقه مانند مردم فلسطین و یمن ستم روا میدارند. این خودباختگی، نتیجه طبیعی فقدان خودباوری و ضعف اراده است. آنان نتوانستند در برابر موج سنگین تبلیغات دشمن که خود را پیشرفته، متمدن و قدرتمند معرفی میکند، بایستند و باور کنند که راه پیشرفت از مسیر استقلال و عزت میگذرد، نه از مسیر ذلت و وابستگی.
اسلام در این زمینه دستورات روشنی دارد و مؤمنان را به نصرت مظلومان و مقابله با ظالمان فرا میخواند. امام علی (ع) در نامه ۴۷ نهجالبلاغه میفرمایند: «کونا للظالم خصماً و للمظلوم عوناً»؛ دشمن ظالم و یاور مظلوم باشید. این یک وظیفه دینی و انسانی است که اگر ملتی به آن پایبند باشد، هرگز نمیتواند در برابر ظلم و ستم قدرتهای زورگو سکوت کند یا با آنان همپیمان شود. سکوت در برابر ظلم، در منطق قرآن همدستی با ظالم محسوب میشود.
این کشورهای اسیر، به دلیل نداشتن «عزم رشاد» که در دعاها از خداوند درخواست میشود، توانایی تصمیمگیری مستقل و حرکت در مسیر صحیح را از دست دادهاند. امام جواد (ع) به یکی از یاران خود تعلیم دادند که در تعقیب نماز صبح این دعا را بخواند: «اَلّلهُمَّ إنّی اَسألُک عَزیمَهَ الرّشادِ وَ الثِّباتَ فِی الاَمرِ وَ الرُّشدِ»؛ بارالها، از تو اراده درست و پایداری در کار و رهجویی را میطلبم. (اصولکافی، ج۲، ص۵۴۸) «عزیمه الرشاد» یعنی ارادهای که انسان را به راه راست هدایت کند و از انحراف و وابستگی به باطل بازدارد. فقدان این اراده، باعث میشود کشورها نتوانند میان حق و باطل تمیز دهند و در نهایت به جای ایستادن در کنار حق، در صف باطل قرار گیرند.
استحکام درونی؛ رمز پیشرفت و رهایی از سلطه بیگانگان
ویژگی اصلی مردمی که میخواهند پیشرفت کنند و هرگز اسیر قدرتهای پوشالی نشوند، «استحکام درونی» است. آنان مانند کوهی استوار، تکیهگاهشان خدا و باورشان به تواناییهای خویش است. قرآن کریم در آیات متعدد، مؤمنان را به این استحکام دعوت کرده است. در سوره صف آیه۴ میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُمْ بُنْیَانٌ مَرْصُوصٌ»؛ خداوند کسانی را دوست دارد که در راه او صف میبندند چنان که گویی بنایی پولادین و استوارند. این آیه، تصویری از وحدت، انسجام و استحکام یک ملت مؤمن را ترسیم میکند که در برابر دشمنان، یکپارچه و تزلزلناپذیر است. چنین ملتی با اتکا به قدرت لایزال الهی و باور به تواناییهای خود، میتواند بر همه مشکلات فائق آید و هیچ قدرتی یارای مقابله با او را نخواهد داشت.
یکی از نشانههای بارز این استحکام درونی، «نیت خالص» و «انگیزه الهی» است. در فرهنگ اسلامی، نیت و انگیزه از خود عمل مهمتر است. امام صادق (ع) میفرماید: «نِیَّةُ المُؤمنِ أفضَلُ مِن عَمَلِهِ و ذلکَ لأنّهُ یَنوی مِن الخَیرِ ما لا یُدرِکُهُ و نِیَّةُ الکافِرِ شَرٌّ مِن عَمَلِهِ و ذلکَ لأنَّ الکافِرَ یَنوی الشَّرَّ و یأمَلُ مِن الشَّرِّ ما لا یُدرِکُهُ»؛ نیّت مؤمن برتر از عمل اوست؛ چون گاه نیّت کارهاى خیر مىکند، اما موفق به انجام آنها نمىشود و نیّت کافر بدتر از عمل اوست زیرا کافر نیّت بد در سر مىپروراند و به انجام بدىهایى امید مىبندد لیکن امکان به کار بستن آنها را نمىیابد. (عللالشرائع، ج ۲، ص ۵۲۴) این بدان معناست که اگر انسان با انگیزه الهی و برای رضای خدا قدم بردارد، حتی اگر کار کوچکی انجام دهد، ارزش آن از بسیاری از کارهای بزرگ بدون انگیزه خالص بیشتر است. در مقابل، اگر ملتی انگیزه خود را از پیشرفت و مبارزه از دست بدهد و یا انگیزههای دنیایی و مادی جایگزین انگیزههای الهی شود، استحکام درونی خود را از دست میدهد و در برابر تهدیدها و تطمیعهای دشمن آسیبپذیر میشود.
حال با این نگاه، به روشنی میتوان دریافت که رهبر شهید انقلاب کاملاً درست میفرمودند که آمریکا رو به افول است. این افول، یک روند تدریجی و اجتنابناپذیر است که با از دست دادن مشروعیت اخلاقی، بحرانهای داخلی و شکستهای پی در پی در عرصه بینالمللی همراه بوده است، اما آنچه این رژیم منحوس را سرپا نگه داشته، حمایتهای مادی و معنوی همان کسانی است که خودباور نیستند و ارادهای برای ایستادگی ندارند. آنان که در داخل ایران بارها برای ترساندن مردم از آمریکا سخنرانی کردند و قلم زدند و باور نداشتند این غول پوشالی روزی به زانو درخواهد آمد، اکنون باید به چشم خود ببینند که ملتی که اراده کند و بر باور خود استوار بماند، میتواند در برابر همه زورگویان عالم بایستد و به جای آنکه توان خود را صرف قدرت بخشیدن به دشمنان کند، خود را قوی و سربلند نگه دارد.
عبرت تاریخ و امید به آینده؛ صبر و استقامت رمز نهایی پیروزی
تاریخ بشریت، همواره صحنه تقابل حق و باطل و ایستادگی مظلومان در برابر ظالمان بوده است. خداوند در قرآن کریم بارها به مؤمنان نوید داده است که سرانجام کار از آن پرهیزگاران است و وعده نصرت الهی شامل حال صابران و استقامتکنندگان خواهد شد. در سوره شوری آیات ۳۹ تا ۴۳، خداوند از ویژگیهای مؤمنان راستین را اینگونه برمیشمارد: «و آنان که هرگاه ستمی به آنان رسد، یاری میطلبند و انتقام میگیرند... و هر کس صبر کند و درگذرد، مسلماً این از کارهای مهم و ارزشمند است»؛ این آیات شریفه، یک استراتژی کامل را به مؤمنان ارائه میدهد: در برابر ظلم نباید سکوت کرد، بلکه باید یاری طلبید و ایستاد، اما در عین حال، صبر و گذشت با قدرت نیز یک ارزش والای انسانی است که نشاندهنده اراده قوی و تسلط بر نفس است. این صبر و گذشت هم نباید باعث تضعیف اراده و باور شود بلکه باید در جذب دشمنان، مخالفان و کسانی باشد که بر علیه مومنان اقداماتی داشتهاند.
امروز ملت ایران با الهام از این آموزههای الهی، سالهاست که در برابر عظیمترین فشارهای جهانی ایستاده است. اراده محکم این مردم، نه تنها دشمنان را مأیوس کرده، بلکه دوستان و آزادگان جهان را مبهوت خود ساخته است. این خودباوری ریشهدار، همان چیزی است که میتواند الگویی برای همه ملتهای تحت ستم باشد. راز این ایستادگی را باید در ایمان عمیق به وعدههای الهی جستوجو کرد. خداوند در قرآن میفرماید: «إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَیَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهَادُ»؛ ما قطعاً پیامبران خود و کسانی را که ایمان آوردهاند در زندگی دنیا و روزی که گواهان به پا میخیزند یاری میکنیم. (غافر/۵۱) این وعده تخلفناپذیر الهی، سرچشمه اصلی امید و مقاومت در دل مؤمنان است.
در پایان، باید به این حقیقت اذعان کرد که افول آمریکا و هر قدرت استکباری دیگر، یک وعده الهی و یک سنت تاریخی است. این افول اگرچه ممکن است با موانع و تأخیرهایی روبهرو شود، اما نهایی و قطعی است. آنچه امروز وظیفه ما و همه آزادگان جهان است، تقویت خودباوری و اراده ملی، پرهیز از هرگونه وابستگی به قدرتهای پوشالی، و ایستادگی در صف مظلومان در برابر ظالمان است. تجربه تاریخی نشان داده است که هرگاه ملتی اراده کند، میتواند بر همه مشکلات فائق آید و آیندهای روشن برای خود رقم بزند. سقوط حکومتهای مستکبری مانند آمریکا به عوامل زیادی بستگی دارد که مهمترین آنها، بیداری ملتها و بازیابی هویت و خودباوری آنان است. این خودباوری در امتداد خداباوری است و تنها با تکیه بر قدرت لایزال الهی میتوان دلها را آرام و عزم را جزم کرد. کسی که عزمش برای خدا و در راه حق باشد، تیرش به هدف خواهد نشست و خداوند او را تنها نخواهد گذاشت.