راهبرد صهیونیستها بر اساس امنیتسازی در قالب زمین سوخته تعریف شده است. آنها بر این ادعایند که برای رسیدن به امنیت باید تاریکی نهایی یا همان ویرانسازی و غیر قابل سکونتسازی و در نهایت تسلط بر مناطق پیرامونی را محقق سازند. هنوز زمان زیادی از اعلام آتشبس دو هفتهای میان ایران و آمریکا با میانجیگری پاکستان بر اساس شروط ۱۰ گانه ایران که شامل آتشبس برای تمام ارکان مقاومت میشود، نگذشته بود که رژیم صهیونی کشتار گستردهای در لبنان را آغاز کرد که صدها شهید و زخمی بر جای گذاشته است. این جنایت ضد بشری در حالی همچنان ادامه دارد که وزیر جنگ رژیم صهیونسیتی به تازگی گفته است روستاهای مرزی لبنان دقیقاً طبق الگوی رفح و خان یونس با خاک یکسان خواهند شد تا هرگونه امکان بازگشت یا تهدید در آینده از بین برود. نتانیاهو نیز اخیراً از ایجاد کمربندهای امنیتی جدید سخن گفته است. ایال زامیر، رئیس ستاد ارتش رژیم صهیونیستی گفت: ما به جنگ در لبنان و تلاش برای از بین بردن تهدید مستقیم علیه شهرکهای شمال اراضی اشغالی ادامه میدهیم. حزبالله در لبنان و در جبهه داخلی استراتژیک خود و از حامیان خود دور مانده است. لبنان جبهه اصلی جنگ برای اسرائیل است و ما به عمیق کردن عملیات نظامی خود ادامه میدهیم.
این سخنان که برگرفته از ماهیت تروریستی و جنایات رژیم است در حالی مطرح شده است که راهبرد صهیونیستها بر اساس امنیتسازی در قالب زمین سوخته تعریف شده است. آنها بر این ادعایند که برای رسیدن به امنیت باید تاریکی نهایی یا همان ویرانسازی و غیر قابل سکونتسازی و در نهایت تسلط بر مناطق پیرامونی را محقق سازند. نسلکشی در غزه و ویرانسازی سراسری آن، شهرکسازیهای گسترده در کرانه باختری، نابودسازی زیرساختهای نظامی و اقتصادی سوریه و سلطه بر بخشهایی تا ریف دمشق نمودی از این رفتارهاست. رژیم در حالی در اهدافش در جنگافروزی علیه ایران شکست خورده است که برآن است تا با نسلکشی و ویرانسازی سراسری در لبنان یا همان زمین سوخته در کنار سرپوش نهادن بر شکستهای گذشته و حقارت ناتوانی در برابر حزبالله بعد دیگر زمین سوخته برای امنیتسازی مصنوعی را دنبال میکند. به عبارتی دیگر رژیم صهیونی در حال چینش معادلهای جدید است که اساس آن را نابودی و سوزاندن کل منطقه تشکیل میدهد، حال آنکه هر چند کشتهسازی و ویرانسازی را میتواند محقق کند، اما رسیدن به امنیت با ابهامات بسیار همراه است.
تجربههای پیشین نیز نشان دادهاند که هرگونه فشار حداکثری، اغلب به بازتولید اشکال جدیدی از مقاومت میانجامد؛ مقاومتی که اینبار بیش از گذشته بر ابزارهای نامتقارن، از جمله توانمندیهای موشکی و پهپادی، تکیه خواهد داشت، چنانکه امروز حزبالله محبوب مردم لبنان و سازشکاران در دولت منفور شدهاند.
نکته دیگر آنکه حتی برتری هوایی رژیم با چالشهای فزایندهای مواجه میشود. گسترش سامانههای پدافندی، افزایش دقت و برد تسلیحات مدرن در اختیار گروههای منطقهای، و فرسایش ناشی از حضور مداوم در چند جبهه از غزه، کرانه باختری، سوریه، لبنان، یمن تا ایران این برتری احتمالی را دچار فرسایش شدید کرده است. چنانکه امروز معادلات دیگر نه با توان هوایی بلکه با موشک و پهپاد و تابآوری راهبردی چینش میشود، چنانکه آمریکا با همین مولفه در برابر ایران شکست راهبردی خورده است. این در حالی است که در داخل اسرائیل نیز، تداوم وضعیت جنگی، جامعه را بهسوی نوعی فرسودگی و بدبینی سوق داده که خود میتواند به یک عامل بیثباتکننده تبدیل شود چنانکه منابع رژیم صهیونیستی بر اساس نتایج اولین نظرسنجی که پس از آتش بس ایران و آمریکا انجام شد، فاش کردند پایگاه حزب لیکود و جایگاه بنیامین نتانیاهو در میان شهرکنشینان بسیار متزلزل شده است.
نکته دیگر آنکه نادیده گرفتن قواعد حقوق بینالملل و عادیسازی تخریب گسترده مناطق غیرنظامی، نهتنها مشروعیت بینالمللی این رویکرد را تضعیف میکند، بلکه خطر انزوای بیشتر و افزایش فشارهای سیاسی و حقوقی را نیز در پی دارد. در همین راستا نیز سازمان دیدهبان حقوق بشر با اشاره به تداوم حملات رژیم صهیونیستی در لبنان و پیامدهای انسانی آن، از کشورهای غربی خواست فروش و انتقال تسلیحات و کمکهای نظامی به این رژیم را متوقف کنند. امروز جهان اصل اول اسرائیل را مخل امنیت اقتصادی و نظامی دانسته و مقابله با این رژیم را اصلی مهم ارزیابی میکند، چنانکه جنایات آن علیه لبنان را فاجعهای بشری و نقض آتشبس دانسته و خواستار اقدام جامع در برابر آن شده است. نکته مهم آنکه هر چند این رژیم شاید بتواند زمین سوخته و کشتهسازی را اجرا کند، اما از یک سو وحدت جبهههای مقاومت اصلی تفکیکناپذیر است و این رژیم نمیتواند با ایجاد شکاف و جزیرهای ساختن به اهداف ضد مقاومتی دست یابد و یا چهره آن را نزد ملتها تخریب نماید از سوی دیگر معادله تنگه هرمز دیگر به وضعیت گذشته باز نمیگردد و همگان باید بپذیرند که ایران تصمیمگیر این منطقه است و تا زمانی که آمریکا و رژیم صهیونی از سوی جامعه جهانی مهار نشوند، تنگه هرمز همچنان به روی بسیاری بسته خواهد بود چرا که بی طرفی و سکوت با مشارکت در جنایت آمریکایی- صهیونی تفاوتی نداشته و باید تاوان پرداخت شود.