صبح صادق >>  دیدگاه >> گفتگو
تاریخ انتشار : ۲۶ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۲:۴۶  ، 
کد خبر : ۳۹۰۲۸۹
حنیف غفاری تحلیلگر مسائل بین‌الملل در گفت‌وگو با صبح‌صادق

ترامپ تنها می‌تواند نحوه شکست خود را انتخاب کند

پس از ۲۱ ساعت مذاکره فشرده در اسلام‌آباد، پرونده گفت‌وگوهای ایران و آمریکا همچنان روی میز بن‌بست مانده است. واشنگتن با «سقف خواسته‌ها» پای میز آمده، اما تهران همچنان با قدرت بر خطوط قرمز خود اصرار دارد. «حنیف غفاری» تحلیلگر مسائل بین‌الملل، در گفت‌وگو با هفته‌نامه «صبح‌صادق» از سردرگمی ترامپ میان واقعیات میدان و مطالبات خود در یک بن‌بست راهبردی‌ـ تاکتیکی می‌گوید. وی معتقد است، ترامپ اکنون تنها می‌تواند «نحوه شکست» خود را انتخاب کند. از تنگه هرمز تا حق غنی‌سازی؛ چرا این مذاکرات به سرانجام نرسید؟
پایگاه بصیرت / محمد تقی بهارلو

مذاکرات ایران و آمریکا در اسلام‌آباد بعد از ۲۱ ساعت بدون توافق به پایان رسید. از نظر شما، مهم‌ترین مانعی که در این دور از گفت‌و‌گو‌ها باعث شد دو طرف به نتیجه نرسند، چه بود؟ آیا می‌شود گفت که «رویکرد فاتحانه» آمریکا درحالی‌که در میدان جنگ موفق نبوده، عامل اصلی بن‌بست بوده است؟

تناسب نداشتن واقعیات میدان با مطالبات طرف آمریکایی در مذاکرات اسلام‌آباد، اصلی‌ُترین عامل شکست مذاکرات اخیر بود. همان گونه که بیان کردید، واشنگتن با خواسته‎‌های حداکثری یا به عبارت بهتر سقف خواسته‌های خود در مذاکرات وارد شد، در حالی که مختصات میدان اجازه چنین قدرت مانوری را به واشنگتن نمی‌داد. از سوی دیگر، هیئت مذاکره‌کننده ایرانی بر خطوط قرمز کشورمان در این آوردگاه، از جمله مدیریت تنگه هرمز و حق ذاتی غنی‌سازی اورانیوم به درستی اصرار داشت. مسجل است که خطوط قرمز ایران و آمریکا در این میدان با یکدیگر تلاقی دارد و تحقق توافق در گرو عقب‌نشینی یک طرف از مطالبات خود است. قطعاً به واسطه ناکامی آمریکا در میدان نبرد، بازیگری که باید خطوط قرمز خود را تغییر دهد، ایران نیست! این واقعیت به خوبی از سوی تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای کشورمان به طرف آمریکایی تفهیم شد. زمانی که از تعارض خطوط قرمز و مطالبات طرفین با یکدیگر صحبت می‌کنیم، یعنی اساساً در برخی موارد اختلافی امکان خلق گزاره بینابینی و میانی از سوی طرفین مذاکره و واسطه‌ها وجود ندارد. برای نمونه، در موضوع حق غنی‌سازی، نتیجه مذاکره قاعدتاً و قطعاً پذیرش یا عدم پذیرش این موضوع است. گزینه سومی در این معادله وجود ندارد.

بر اساس برخی گزارش‌ها، آمریکا در این مذاکرات خواسته‌هایی، مانند بازگشایی تنگه هرمز یا تحویل مواد غنی‌شده را مطرح کرده است. به باور شما، چرا آمریکا با وجود شکست در میدان جنگ، همچنان چنین زیاده‌خواهی‌هایی را در دیپلماسی دنبال می‌کند؟

بخشی از این زیاده‌خواهی‌ها ناشی از وعده‌هایی است که ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا در زمینه جنگ و دیپلماسی با ایران و در طول مدت زمان حضور خود در کاخ سفید داده و در تحقق آنها ناکام مانده است. تغییر نظام جمهوری اسلامی ایران، خروج مواد غنی‌سازی شده و تسلط بر تنگه هرمز از جمله اهداف دولت آمریکا از تجاوز به ایران بود که هیچ یک از آنها به لطف وحدت مثال‌زدنی میدان و خیابان در کشور محقق نشد. در عرصه دیپلماتیک و در دوران قبل از جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان و حتی پس از آن، ترامپ اعلام کرده بود که حق هیچ گونه غنی‌سازی اورانیوم به ایران داده نخواهد شد. ترامپ به خوبی می‌داند که افکار عمومی آمریکا و جهان و نخبگان بین‌المللی و رسانه‌ها نتیجه مذاکرات را قضاوت خواهند کرد و در چنین وضعیتی محقق نشدن مطالبات کاخ سفید به معنای شکست سهمگین و جبران‌نشدنی دولت آمریکا خواهد بود. صورت مسئله گویاست. ترامپ میان واقعیات میدان و مطالبات خود سردرگم شده و در یک بن‌بست راهبردی‌ـ تاکتیکی قرار گرفته است؛ بنابراین بخشی از زیاده‌خواهی‌های آمریکا در مذاکرات نشئت گرفته از رویکرد ذاتی این کشور در نظام بین‌الملل و برخی دیگر، متأثر از توانایی نداشتن ترامپ در خلق راه فرار برای خود و حزب متبوعش است.

طرف آمریکایی مدعی شده است «با حسن‌نیت» پای میز مذاکره آمده، اما ایران شروطش را نپذیرفته است. در مقابل، ایران می‌گوید آمریکا می‌خواهد با مذاکره امتیازاتی بگیرد که در جنگ نگرفته است. شما به منزله یک تحلیلگر، کدام روایت را به واقعیت نزدیک‌تر می‌دانید و مردم چگونه می‌توانند تشخیص دهند کدام طرف کارشکنی می‌کند؟

برخی واژگان در عالم دیپلماسی و مذاکره، به کرات به کار می‌رود. یکی از این واژه‌ها همین کلید واژه «حسن نیت» است. «جی دی ونس» معاون رئیس‌جمهور و «مارک روبیو» وزیر خارجه دولت ترامپ نیز این کلید واژه را به کار گرفته‌اند تا به قول خود، ظاهر ماجرا را حفظ کنند. با این حال، حسن نیت صرفاً یک واژه است و معیاری کمی و عینی در خصوص سنجش تحقق آن وجود ندارد. برای نمونه، اگر از ونس و روبیو قبل از مذاکرات پرسیده می‌شد حسن نیت شما در مذاکرات چگونه و متأثر از چه مکانیسم عملیاتی و صریحی تحقق پیدا می‌کند، قطعاً پاسخی برای این پرسش نداشتند. افزون بر آن، اگر آمریکا در قبال ایران حسن نیت داشت، قطعاً در دو دفعه گذشته و در حین مذاکرات به کشورمان حمله نمی‌کرد. در مقابل، ادعای هیئت ایرانی مذاکره‌کننده در قبال فرامتن و متن مذاکرات اسلام‌آباد صحیح است. چینش شروط و مطالباتی که آمریکا برای رسیدن به توافق پایدار اعلام کرده، به وضوح نشان می‌دهد واشنگتن به دنبال سقف اهداف و به نوعی آرزو‌های خود در قبال ایران است. اهداف طرف آمریکایی، نه تنها با مبانی کلان سیاست خارجی و آرمان‌های ما انطباق ندارد، بلکه در مغایرت با تحولات و واقعیات میدان قرار دارد. قطعاً حل چنین تعارضی در جبهه آمریکایی‌ها، بر عهده ایران و تیم مذاکره‌کننده ما نیست! واشنگتن زمانی می‌تواند به توافق دست پیدا کند که خطوط قرمز خود را جابه‌جا کند و از مطالبات مطلق خود در مذاکرات عدول کند. در این صورت، پیشنهاد‌های جدید آمریکا می‌تواند از سوی هیئت مذاکره‌کننده ایرانی بررسی شود. با این حا، ل اصرار بر مطالبات حداکثری، آن هم در حالی که مستمسکی برای آن وجود ندارد، به معنای شکست مطلق دیپلماسی خواهد بود. در این صورت حتی اگر میز مذاکرات اسلام آباد بار دیگر و چندباره نیز چیده شود، منتج به تفاهم نخواهد شد.

با توجه به اینکه مذاکرات بدون نتیجه پایان یافت، اما پاکستان اعلام کرده به میانجیگری ادامه می‌دهد. به نظر شما، آیا این مذاکرات کاملاً شکست خورده یا هنوز روزنه‌ای برای توافق وجود دارد؟

بدون شک منازعه‌ای که شکل گرفته است، محصور و محدود به ایران و آمریکا نبوده و به فرموده رهبر شهید و فقید کشورمان به یک جنگ منطقه‌ای با عواقب و پیامد‌های جهانی تبدیل شده است. همه کشور‌ها به نحوی تحت تأثیر پیامد‌های این جنگ و آثار آن در ابعاد ژئوپلیتیک و اقتصادی قرار گرفته‌اند. بسیاری از میانجی‌گری‌هایی که در عرصه دیپلماسی پنهان و آشکار و در قبال این مناقشه صورت می‌گیرد، متأثر از خصلت جهان‌شمول بودن و فراسرزمینی بودن تحولات اخیر است. اسلام‌آباد در برهه کنونی تلاش می‌کند نقشی فراتر از میزبان مذاکرات و انتقال‌دهنده پیام میان دو طرف ایرانی و آمریکایی ایفا کند و انگیزه‌هایی نیز برای این کار دارد. برخی بازیگران دیگر نیز در پشت صحنه مشغول میانجی‌گری در صحنه پیچیده‌ای هستند که حماقت ترامپ منجر به خلق آن شده است. اما باید توجه داشت که سرنوشت مذاکرات حساس میان ایران و آمریکا را میانجی‌ها تعیین نمی‌کنند. در بهترین وضعیت ممکن، یک میانجی می‌تواند افزون بر انتقال و تشریح پیام‌های طرفین برای یکدیگر، پیشنهاد‌هایی نیز برای رفع اختلافات ارائه دهد؛ اما در پرونده کنونی ماجرا به مراتب پیچیده‌تر از حد تصور است. برای نمونه، در مذاکرات اسلام‌آباد شاهد آن بودیم که آمریکا به شروط خود در آتش‌بس موقت عمل نکرد و طرف پاکستانی نیز نتوانست مانع از عهدشکنی کاخ سفید در این خصوص شود، هر چند تا حدودی واشنگتن را مجبور به پذیرش تعهدات خود کرد. با توجه به نیازی که نظام بین‌الملل به پایان مناقشه اخیر دارد، شاهد تحرکات گسترده واسطه‌ها در این خصوص هستیم. در چنین شرایطی نمی‌توان چینش دوباره میز مذاکره را دور از ذهن تصور کرد؛ اما با توجه به شکست مذاکرات اسلام‌آباد، این معادله وارد پیچیدگی‌های جدیدتری شده که کار میانجی‌ها را نیز به نوعی دشوار می‌کند.

سناریوی «نه جنگ، نه صلح» که برخی تحلیلگران پس از بی‌نتیجه ماندن مذاکره مطرح می‌کنند، تا چه حد محتمل است؟

ترامپ می‌خواهد از بن بست و دام خودساخته‌اش به نوعی خارج شود. علاوه بر پیامد‌های اقتصادی ناشی از جنگ اخیر، تنش‌ها در میان طرفداران ترامپ و جنبش ماگا نیز تشدید شده است. فراموش نکنیم که ترامپ به شهروندان آمریکایی وعده داده بود که عملیات نظامی در ایران ۴ تا ۶ هفته بیشتر طول نخواهد کشید. اکنون این زمان سپری شده و اهداف اعلامی ترامپ در جنگ نیز محقق نشده است. در چنین وضعیتی، اگر ترامپ مناقشه را ادامه دهد و جنگ را بار دیگر کلید بزند، با بحران‌های بیشتری در داخل آمریکا مواجه خواهد شد. این بحران‌ها از جنس اقتصادی، امنیتی و اجتماعی خواهد بود. تجمیع این بحران‌ها در فاصله شش ماه باقی مانده تا انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره، سیگنال‌های شکست را به حزب جمهوری‌خواه مخابره خواهد کرد. نکته مهم‌تر اینکه رئیس‌جمهور آمریکا در مبارزات انتخاباتی ماه نوامبر ۲۰۲۴ مدعی شده بود که قصد دارد به جنگ‌های پرهزینه در عرصه سیاست خارجی آمریکا پایان دهد؛ اما او اکنون در حال تحمیل هزینه‌های ناشی از جنگ با ایران به مردم خود است. امروز افزون بر رأی‌دهندگان دموکرات و مستقل، ترامپ پایگاه خود را در نزد برخی جمهوری‌خواهان نیز از دست داده است. ترامپ در این معادله باید بین دو گزینه «ادامه بازی در زمین نتانیاهو» و «پایان دادن به جنگ» یکی را انتخاب کند. پیشبرد سناریوی نه جنگ نه صلح، نیازمند تسلط یک بازیگر بر فرامتن و متن صحنه است که چنین قاعده‌ای در خصوص ترامپ شکست خورده در جنگ با ایران صادق نیست. تأکید می‌شود که انتخاب هر یک از این دو گزینه برای ترامپ دردناک خواهد بود. او در نهایت قادر خواهد بود «نحوه شکست» خود را تعیین کند، نه اینکه از کلیت وقوع این شکست و پیامد‌های آن جلوگیری کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات