ترامپ قصد دارد با استناد به حادثه اخیر، تمرکززدایی از جنگ ایران و بحران محبوبیت خود در داخل آمریکا را به مثابه یک نقشه راه موقت برای فرار از موقعیت کنونی، در دستور کار قرار دهد. با این حال نوع واکنشهای عمومی و حتی رسانهای، این بار نسبت به حادثهای که در سال ۲۰۲۴ در پنسیلوانیا رخ داد به مراتب عادیتر و کمرنگتر بوده است. رسانههای آمریکایی و اروپایی در حال توصیف و تحلیل حادثه اخیر در هتل هیلتون هستند! روایتگریهای متناقضی که از این حادثه وجود دارد، در نوع خود قابل تامل است: از نحوه دستگیری مظنون حادثه تا چرایی حمل آسان اسلحه وی به لابی هتل علیرغم حفاظتهای شدید! ترامپ تلاش میکند این حادثه را به مستمسکی برای اثبات قدرتمند بودن و با اهمیت بودن شخصیت و جایگاه خود در واشنگتن تلقی کند! به عبارت بهتر، رئیسجمهور آمریکا درصدد القای گزارههای خاصی به افکار عمومی کشورش است. او یک بار این روش را در جریان ترور ناموفق ادعایی خود در ایالت پنسیلوانیا (در جریان رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری نوامبر ۲۰۲۴) آزمود. در آن زمان، ترامپ با مانور تبلیغاتی گستردهای که بر روی حادثه ترور ساختگی خود صورت داد، سبد رای جمهوریخواهان را در انتخابات فربهتر ساخت: اکثریت قریب به اتفاق جمهوریخواهان یعنی حدود ۹۷ درصد آنها و اکثریت نسبی رایدهندگان مستقل یعنی حدود ۶۵ درصد آنها، آرای خود را به سود ترامپ به گردش درآوردند. بر همین اساس جمهوریخواهان توانستند در ایالات حساس و کلیدی مانند پنسیلوانیا (محل وقوع حادثه ترور)، ویسکانسین و میشیگان در برابر کامالا هریس به سادگی پیروز شوند.
ناکامی ترامپ در نظرسنجیها
اکنون در ماههای آغازین سال ۲۰۲۶ میلادی قرار داریم. بیش از یک سال از حضور مجدد ترامپ در راس معادلات سیاسی و اجرایی آمریکا میگذرد. نظرسنجیهای صورت گرفته نشاندهنده یک فاجعه تمام عیار علیه رئیسجمهور پرحاشیه آمریکا و حزب متبوع وی است. نظرسنجی فاکسنیوز که رسانه حامی جنگطلبان و حزب جمهوریخواه آمریکاست، نشان میدهد که ۵۶ درصد از مردم در شایستگی مدیریت دولت ترامپ تردید دارند. پیشتر نیز نظرسنجی خبرگزاری رویترز و موسسه ایپسوس نشان داد که میزان محبوبیت رئیسجمهور آمریکا در روزهای اخیر در پایینترین سطح دوره ریاستجمهوری او بوده است. عوارض امنیتی و اقتصادی ناشی از جنگ ایران، اصلیترین عامل کاهش محبوبیت ترامپ در نظرسنجیهای اخیر بوده است. صورت مسئله گویاست: ترامپ به هیچ یک از اهداف خود در جنگ با ایران دست پیدا نکرده و فراتر از آن، در بنبستی قرار گرفته که قدرت فرار را از وی سلب کرده است. هرگونه تصمیمی که ترامپ در خصوص استمرار جنگ یا تن دادن به شروط ایران در مذاکرات اتخاذ کند، مصداق شکستی تمام عیار برای او محسوب میشود. در چنین شرایطی رئیسجمهور آمریکا چارهای جز پیادهسازی سناریویی مشابه ترور خود در پنسیلوانیا پیدا نکرده است!
ابهاماتی که هیچگاه برطرف نمیشود!
در ساختگی بودن این حادثه همین بس که فرد مظنون به سادگی و در میان حفاظت امنیتی شدید اف بی آی، توانسته است سلاح خود را وارد لابی هتل کند! فراتر از آن، بسیاری از شاهدان حادثه، این اقدام وی را مصداق نوعی تیراندازی کور و محدود (و نه هدفمند و حساب شده) دانستهاند. در چنین شرایطی روایتسازیهای اف بی آی و شخص ترامپ در خصوص حادثهای که در هتل هیلتون رخ داده، از سوی مخاطبان آمریکایی نفی شده است. ترامپ قصد دارد با استناد به حادثه اخیر، تمرکززدایی از جنگ ایران و بحران محبوبیت خود در داخل آمریکا را به مثابه یک نقشه راه موقت برای فرار از موقعیت کنونی، در دستور کار قرار دهد. با این حال نوع واکنشهای عمومی و حتی رسانهای، این بار نسبت به حادثهای که در سال ۲۰۲۴ در پنسیلوانیا رخ داد به مراتب عادیتر و کمرنگتر بوده است. حتی افرادی که واقعی بودن این حادثه را باور کردهاند، معتقدند آنچه از سوی منابع آمریکایی به مثابه حمله تروریستی در هتل هیلتون توصیف میشود، در حدی نبوده که بتوان آن را جدی تلقی کرد. اما در این میان نکتهای وجود دارد که نمیتوان از آن غافل شد:اینکه فقدان قدرت سناریوسازی رئیس جمهور آمریکا و حزب جمهوریخواه، به اندازهای بوده که آنها را ناچار به تکرار یک سناریوی نخ نما، آن هم به شکلی مبتدیانه و غیر حرفهای وادار ساخته است. حادثه اخیر در هتل هیلتون، بیش از آنکه نشان دهنده نفرت بخشی از جامعه آمریکا از ترامپ و سیاستهایش باشد، نقطه آشکارساز استیصال مطلق در کاخ سفید، پنتاگون و نهادهای تصمیم ساز سیاسی و امنیتی در آمریکاست.
وحشت ترامپ از انتخابات ماه نوامبر
ترامپ به خوبی میداند که در صورت شکست در انتخابات میاندورهای کنگره در نوامبر امسال، جمهوریخواهان وی را مسئول اصلی این شکست قلمداد خواهند کرد. حتی رئیس جمهور آمریکا نسبت به تسلط جمهوریخواهان بر کرسی سنا در ایالت جورجیا (که به طور کلی ایالتی جمهوریخواه محسوب میشود) اطمینان ندارد. رئیس جمهور آمریکا پس از مشاهده نتایج نظرسنجیهای عمومی و ایالتی در کشورش دریافته که باید از برخی حوادث ساختگی، به مثابه یک شوک و تکانه برای تغییر در روند موجود استفاده کند، هر چند که با توجه به تکراری بودن این سناریو، شانس چندانی برای موفقیت آمیز بودن آن برای جمهوریخواهان قابل تصور نیست. در حالی که رسانههای مرتبط با حزب جمهوریخواه در تلاش هستند ماجرای هتل هیلتون را به صورت مستمر در معرض دید مخاطبان قرار دهند، بسیاری از رسانههای دیگر بر روی معضلات ناشی از حقارت و شکست ترامپ در جنگ با ایران متمرکز هستند! بسیاری از صاحب نظران حوزه اقتصادی نسبت به افزایش مجدد قیمت بنزین در آمریکا و تشدید هزینههای جنگ هشدار میدهند و برخی دیگر، از ناتوانی فدرال رزرو در کاهش نرخ بهره (به دلیل تورم ناشی از سیاستهای مداخله گرایانه ترامپ) خبر میدهند. در چنین موقعیتی ترامپ بیش از پیش خود را زمینگیر و شکست خورده حس میکند. روایتسازیهای رئیس جمهور آمریکا در فضای مجازی و توئیتهای مکرری که وی منتشر میکند، صرفا تلاشی برای انحراف افکار عمومی نسبت به واقعیاتی است که پیرامون آنها میگذرد. البته الگوهای جنگ روانی ترامپ این بار در تقلیل و تخفیف خشم رای دهندگان آمریکایی نسبت به سیاستهای کاخ سفید در طول ۱۵ ماه اخیر تاثیرگذار نبوده است. ترامپ یکی پس از دیگری در حال از دست دادن پشتوانهها و سبد رای خود در آمریکاست.