در شرایطی که جنگ اقتصادی تحریمها معیشت میلیونها ایرانی را هدف گرفته، اقتصاد ایران با بمبی ساعتی به نام «تعدیل نیرو» روبهروست. برخلاف نبردهای نظامی، این بحران خاموش هر روز در کارگاههای کوچک و بزرگ در حال انفجار است. بااینحال، در بالاترین سطح سیاستگذاری، سه راهبرد عملیاتی ترسیم شده که با هماهنگی مردم، کارفرمایان و دولت میتواند این چرخه مخرب را متوقف کند.
نخستین راهبرد، تغییر الگوی مصرف مردم است. خرید کالای ایرانی بهمثابه یک اقدام آگاهانه روزمره، تقاضا برای تولید داخلی را افزایش میدهد. وقتی هر خانواده ایرانی محصول هموطن خود را به نمونه خارجی ترجیح دهد، چرخ تولید سریعتر میچرخد و بنگاهها از رکود خارج میشوند. در چنین فضایی، فشار برای اخراج نیروی کار کاهش مییابد. این عادت ساده، هم اقتصاد را گرم نگه میدارد و هم پشتوانهای برای حفظ اشتغال میشود.
دوم، تغییر نگاه کارفرمایان به نیروی کار است. در اقتصاد ایران، کارگر ماهر نه یک «هزینه»، بلکه سرمایهای نامرئی و بیجانشین محسوب میشود که سالها تجربه و اعتماد برای انباشت آن صرف شده است. اخراج یک نیرو، تنها از دست رفتن یک شغل نیست؛ بلکه نابودی سرمایهای است که جایگزین کردنش ماهها زمان و هزینههای سنگین استخدام و آموزش میطلبد. بنگاههایی که امروز در تنگنا دست به تعدیل میزنند، فردا با بازسازی این مهارتها راه دشواری در پیش دارند.
سوم، دولت باید با الهام از تجربیات جهانی مانند دوران رکود بزرگ ۲۰۰۸، سیاست «حفظ شغل» را جایگزین بیمه بیکاری کند. دولت میتواند برنامههای تشویقی مشروط طراحی کند: تخفیف در سهم کارفرمای تأمین اجتماعی برای بنگاههای بدون تعدیل، اولویت در وامهای سرمایه در گردش با نرخ ترجیحی، و بهکارگیری نیروهای تعدیلشده در پروژههای بزرگ عمرانی و بازسازی زیرساختها.
پیوستگی این سه راهبرد، رمز موفقیت است. وقتی کارگر شغل و درآمد خود را حفظ کند، دوباره به چرخه تقاضا بازمیگردد و از کالای ایرانی خرید میکند. این چرخه تولید را رونق میبخشد، اقتصاد را از رکود خارج میسازد و جبههای شکستناپذیر در برابر جنگ تحریمها ایجاد میکند. با هماهنگی سه رکن مردم، کارفرما و دولت، میتوان بحران تعدیل نیرو را خنثی کرد و اقتصاد ایران را از این میدان دشوار جان سالم به در برد.