«دونالد ترامپ» در چند روز آینده با هیئتی سیاسی و اقتصادی برای دیدار با «شی جین پینگ» به چین سفر خواهد کرد. این درحالی است که ترامپ پیشتر به دلیل جنگ با ایران و بحران تنگه هرمز، سفر خود به چین و دیدار با رهبر این کشور را به تعویق انداخته بود.
آخرین دیدار این دو رهبر در اکتبر سال گذشته در جریان کنفرانس apec در کره جنوبی انجام شد؛ دیداری که دقیقاً در اوج جنگ تعرفهای میان دو کشور صورت گرفت و نتیجه آن فروکش کردن التهاب مابین روابط تجاری دو کشور بود؛ به همین دلیل پیشبینی میشود هدف اصلی ترامپ برای دیدار با شی جین پینگ این بار هم به نوعی کاهش تنش در منطقه خاورمیانه باشد. یکی از دلایلی که میتوان هدف اصلی ترامپ برای این سفر را مسئله ایران دانست، اقدام اخیر وزارت خارجه آمریکا در تحریم چهار شرکت چینی به دلیل همکاری با ایران در حمله به منافع ایالات متحده آمریکا در خاورمیانه دانست. علاوه بر این، وزارت خزانهداری نیز ۱۰ فرد و شرکت را به دلیل تأمین مواد اولیه موشکهای بالستیک و پهپاد برای ایران، در فهرست تحریمها قرار داده است. چندی پیش نیز چند شرکت چینی به علت همکاری در تجارت نفت با ایران مشمول تحریمهای آمریکا شدهاند.
این اقدامات نشان میدهد، واشنگتن به دنبال ایجاد کارتهایی برای بازی در مقابل پکن است. باید در نظر داشت که وضعیت فعلی تنگه و منطقه خلیج فارس از نظر اقتصادی چندان به نفع چین نیست؛ چرا که از یک سو واردات مستقیم نفت چین کاهش یافته است و از سوی دیگر صادرات کالا و اقلام به سایر کشورهای خلیج فارس نیز عملاً با وقفهای نامعلوم مواجه شده است، حالا تحریمهای آمریکا نیز ممکن است اوضاع را پیچیدهتر کند.
واشنگتن به جد باور دارد که بخشی از توان نظامی و اطلاعاتی ایران در هدف قرار دادن پایگاههای آمریکایی در منطقه وابسته به حمایتهای چین از ایران است، و اگر چین از حمایت دست بردارد، احتمالاً ایران هم مجبور است در مذاکرات انعطاف بیشتری از خود نشان دهد. ترکیب این دو عامل، یعنی منافع اقتصادی حاصل از باز بودن تنگه هرمز و روابط استراتژیک ایران و چین، موجب شده است که ترامپ بخواهد از کانال چین به درگیریهای منطقه پایان دهد.
از طرف دیگر، ترامپ هیئتی از شرکتهای خصوصی حوزه تکنولوژی و مالی را نیز همراه خود به چین خواهد برد، که احتمالا به عنوان یک مشوق اقتصادی برای ترغیب چین به اعمال فشار بر روی ایران عمل خواهد کرد.
حال که بهنظر میرسد طرفین از توانایی پاکستان در میانجیگری ناامید شدهاند، چین میتواند بار دیگر در منطقه نقش مؤثری داشته باشد، باید در نظر گرفت که تمایل چین در سالهای گذشته در راستای همین روابط دیپلماتیک چندجانبه بوده است؛ مانند توافق بین ایران و عربستان که چین نقش واسطه را در آن داشت.
در نهایت، بهنظر نمیرسد که پکن علاقهای به افزایش تنش در منطقه خلیج فارس داشته باشد و به دنبال حل و فصل روابط مابین ایران و دیگر کشورهای منطقه است، اما آنچه میتوان از آن کاملاً مطمئن بود، این است که پکن این کار را به رایگان برای آمریکاییها انجام نخواهد داد و قطعاً امتیازهای جدیتر از آن چیزی که ترامپ در نظر دارد، مطالبه خواهد کرد.