ایران با وجود آنکه با جنگ سنگینی از سوی آمریکا و اسرائیل مواجه شد و انواع فشارها و تحریم ها را تجربه می کند؛ اما همچنان حمایت های سیاسی، مالی و نظامی خود را از مقاومت فلسطین ادامه میدهد و تاکید میکند که گفتمان مقاومت با محوریت فلسطین همواره قضیه اصلی آن بوده و خواهد بود.
در این راستا، گزارشهای اطلاعاتی غرب حاکی از آن است که ایران در طول جنگ تحمیلی 40 روزه، موشکهای دوربرد و پهپادهای پیشرفته در اختیار مقاومت قرار داد که به توانایی مقاومت برای پاسخ به تجاوز اسرائیل کمک زیادی کرده است. صرفنظر از ارزیابی درست یا نادرستی این ادعا، جنگ اخیر ثابت کرد که ایران قادر است در برابر تجاوز مشترک آمریکا و اسرائیل ایستادگی کند و از طرفی، پشتیبانی اساسی برای جبهه مقاومت فلسطین را حتی در شرایط دشوار و بحرانی استمرار بخشد. قطعا یکی از اهداف جنگ تحمیلی و حذف رهبری و فرماندهان ارشد نظامی توقف حمایت های جمهوری اسلامی ایران از مقاومت به ویژه فلسطین بوده است؛ اما دشمن شاهد آن بود که روند کمک به مقاومت حتی در اوج جنگ متوقف نشده است.
به رغم فشارهای مختلف نظامی، امنیتی و اقتصادی، مقاومت فلسطین با محوریت گردانهای عزالدین قسام و دیگر گروههای مقاومت همچنان اوضاع غزه را در دست دارند. این در حالی است که رژیم صهیونیستی نتوانسته بند خلع سلاح مقاومت را اجرایی کند.
از طرفی، این روزها مذاکراتی در قاهره با میانجیگری مصر در جریان است، اما اختلافات اساسی هنوز پابرجاست؛ زیرا رژیم صهیونیستی قائل به آن است که اول غزه خلع سلاح شود و سپس عقب نشینی انجام شود؛ اما جنبش حماس تاکید دارد اول اسرائیل عقب نشینی کند، سپس درباره مسئله سلاح گفت وگو شود. این بن بست مذاکراتی، هرچند برای مردم غزه دشوار است، اما نشانگر این واقعیت است که مقاومت تسلیم نشده و سلاحش همچنان علیه اشغالگران است.
با توجه به نکات گفته شده، از یک سو میتوان گفت جبهه مقاومت به ویژه در فلسطین پس از مشاهده پایداری و پاسخ سخت جمهوری اسلامی ایران علیه متجاوزان روحیه تازهای گرفته و انگیزه اش برای تداوم مبارزه مضاعف شده است. از دیگر سو، در شرایط فعلی، رژیم صهیونیستی دوره ای از ضعف بیسابقه را سپری می کند که ناشی از تلفیق عواملی چون ناکامی در تجاوز به ایران، تحلیل رفتن شرایط اقتصادی، فرسایش چهره بین المللی و تشدید عملکرد مقاومت در چند جبهه با تکیه بر راهبرد «وحدت ساحات» می باشد.
در عرصه اقتصادی نیز خسارت های رژیم صهیونیستی دچار افزایش بی سابقه ای شده است. برای نمونه تنها هزینه تجاوز به ایران حدود ۸۰ میلیارد شِکِل (بیش از ۲۲ میلیارد دلار) برآورد میشود که کسری بودجه اسرائیل را به سطح بیسابقه ای رسانده است. در سطح داخلی، هزاران شهرک نشینی که از شمال آواره شده اند هنوز به خانه های خود بازنگشته اند. این امر بحران اعتماد بین شهروندان و دولت را تشدید کرده و ممکن است به موج مهاجرت معکوس از شهرکهای کرانه باختری و بلندیهای جولان منجر شود که چالش تازه ای را برای رژیم اشغالگر ایجاد خواهد کرد.
البته شرایط فلسطینی های در ابعاد انسانی کماکان وخیم است. سازمان های بین المللی اوضاع غزه را فاجعه بار توصیف کرده و آمار مستند تا اواسط آوریل ۲۰۲۶ نشان می دهد بیش از ۹۰ درصد از ساکنان غزه زیر خط فقر زندگی میکنند و نرخ بیکاری به ۷۸ درصد صعود کرده است. این رقم پیش از تجاوز به غزه ۴۵ درصد بود. طبق آمار و ارقام، کمک های خارجی تنها ۳۵ درصد از مقادیر توافق شده در آتش بس است. همچنین به رغم توافق آتش بس، آمارها نشان میدهد که تنها بین ۸ تا ۱۵ آوریل ۲۰۲۶ حدود ۲۹ فلسطینی شهید و ۱۰۵ نفر زخمی شدند. مجموع قربانیان از زمان برقراری آتش بس به ۷۶۵ کشته و ۲۱۴۰ زخمی رسیده است.
در بحث بازسازی غزه که یکی ازبندهای توافق آتش بس بود باید گفت کمیته «شورای صلح» که ترامپ برای جمع آوری کمکهای بازسازی غزه راه اندازی کرده است، تاکنون ۷ میلیارد دلار جمع آوری کرده است؛ اما با شروع تجاوز به ایران عملاً متوقف شد. از طرفی، رژیم صهیونیستی برای شروع بازسازی غزه شروط دشواری مطرح کرده که مهمترین آن خلع سلاح مقاومت است؛ شرطی که گروههای مقاومت آن را رد میکنند. در نتیجه، هیچ پروژه بازسازی عملی در نوار آغاز نشده و ساکنان غزه با نزدیک شدن فصل گرما همچنان در چادرها و خانههای ویران شده و با حداقل امکانات زندگی میکنند. علاوه بر نوار غزه، کرانه باختری نیز از سیاست های تجاوزکارانه و توسعه طلبانه رژیم صهیونیستی در امان نیست. بر اساس گزارش کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل در آوریل ۲۰۲۶ حدود ۳۶ هزار فلسطینی در طول یک سال از خانههای خود در کرانه باختری و قدس شرقی آواره شدهاند. در این میان، تنها ۱۶۹۷ فلسطینی در سه ماهه اول سال ۲۰۲۶ (ژانویه-مارس) آواره شدند.
آوارگی مردم کرانه باختری توام خشونت سازمان یافته شهرکنشینان و با حمایت و هدایت دولت اسرائیل انجام میشود. از سوی دیگر، در اقدامی که معارضان دولت آن را «جنون شهرک سازی» قلمداد کرده اند، دولت نتانیاهو در آوریل ۲۰۲۶ ساخت ۳۴ شهرک جدید را در کرانه باختری تصویب کرد.
گزارش سازمان ملل هشدار داده است شهرک سازی در کرانه باختری اشغالی که همزمان با آوارگی گسترده فلسطینیان در غزه رخ میدهد، به نظر میرسد نشانگر سیاستی هماهنگ از سوی اسرائیل برای انتقال اجباری جمعی با هدف آوارگی دائمی باشد؛ این امر نگرانیهایی درباره پاکسازی قومی ایجاد میکند. این گزارش یادآوری میکند که انتقال غیرقانونی افراد تحت حمایت، بر اساس کنوانسیون چهارم ژنو، جنایت جنگی محسوب میشود.
به رغم تداوم فشارها و تجاوزات اسرائیل، کرانه باختری همانند غزه، برخوردار از فرهنگ مقاومت است و اقدامات خشونت آمیز و توسعه طلبانه رژیم غاصب خللی در مقاومت اهالی کرانه ایجاد نکرده و بلکه می توان گفت طی سال های گذشته شاهد ارتقای کیفی مقاومت در کرانه باختری و غزه بوده ایم، به ویژه آنکه ارتش اسرائیل در جبهههای دیگر مشغول بوده و دچار فرسایش شده است. از طرفی، به دلیل فشارهای اقتصادی و بینالمللی علیه رژیم صهیونیستیّ شهرک سازی در کرانه باختری روند نزولی داشته است.
در مجموع می توان گفت وضعیت فلسطین در مرحله پساجنگ به رغم فشار و محاصره و تداوم سیاست های توسعه طلبانه رژیم غاصب که موجب تشدید فاجعه انسانی خصوصا در نوار غزه شده است؛ مثبت ارزیابی می شود. دلیل این برآورد از یک سو به فرهنگ ریشه دار مقاومت و ایستادگی مثال زدنی فلسطینی ها بازمی گردد. از سوی دیگر تداوم حمایت های جبهه مقاومت با محوریت جمهوری اسلامی ایران به رغم انواع فشارها از جمله جنگ تحمیلی 40 روزه همچنان ادامه دارد؛ جنگی که عملا شکست متجاوزان آمریکایی و اسرائیلی را به تصویر کشید و نشان داد ایران و محور مقاومت همچنان در تغییر معادلات و نظم نوین منطقه نقش اساسی دارند.
پرسمان سیاسی هفته- سال دوم- شماره 48