ترامپ اکنون در باتلاق خودساختهاش گیر کرده است؛ او در بنبستی راهبردی گرفتار شده که در آن نه جرئت و توان انجام غلطی را دارد و نه میتواند خفه شود و از کوبیدن بر طبل توخالی تهدید دست بردارد. جدیدترین پرده از این نمایش مضحک، توئیت اخیر اوست که طی آن، اولتیماتوم جنگی خود را به بهانههای واهی و به صورت یکطرفه لغو کرد تا بار دیگر عجز راهبردی آمریکا و سردرگمی شخص او را در برابر اراده پولادین ایران به رخ جهانیان بکشد.
این توئیت نمایانگر جوهره دکترین سیاست خارجی ترامپ، یعنی ترکیب فشار حداکثری با معاملهگری شخصی است. در تحلیل سیاسی این پیام، باید گفت:
۱- ترامپ با نام بردن صریح از رهبران قطر، عربستان و امارات، هوشمندانه هزینه سیاسی عدم حمله را به دوش متحدان منطقهای میاندازد. او با این تکنیک، از برچسب عقبنشینی یا ترس از درگیری میگریزد و خود را رهبری جلوه میدهد که علیرغم آمادگی رزمی، به خاطر احترام به دوستان و فرصت دادن به صلح، دست از ماشه کشیده است. این اقدام، وجهه مرد مقتدر، اما عاقل را در افکار عمومی تقویت میکند.
۲- ترامپ وانمود میکند حمله¬ای قریب¬الوقوع داشته، اما سه کشور عربی او را متوقف کرده¬اند. این یعنی آمریکا نه بر اساس منافع ملی، که به درخواست مستاجران منطقه عمل میکند. چنین روایتی جایگاه آمریکا را از یک هژمون به پیمانکار امنیتی آل سعود و آل نهیان تنزل میدهد.
۳- اشاره دقیق به نام وزیر جنگ (پیت هگزت) و رئیس ستاد مشترک، تلاشی برای خروج از فضای انتزاعی و بخشیدن جنبه عملیاتی به تهدید است. او با اعلام اینکه حمله برای فردا برنامهریزی شده بود، میخواهد مثلا استرس راهبردی شدیدی به ایران مقتدر وارد کند. این مدل از دیپلماسی لبه پرتگاه با هدف مرعوب ساختن حریف و وادار کردن به امتیازدهی در مذاکرات طراحی شده است.
۴- ترامپ با استفاده از واژه حمله تمامعیار و گسترده، سطح تنش را به بالاترین حد ممکن (جنگ فراگیر) میبرد تا هرگونه توافق آتی را یک پیروزی بزرگ برای جلوگیری از فاجعه جلوه دهد. او مذاکره را نه در تالارهای دیپلماتیک، بلکه در سایه سنگین بمبافکنها تعریف میکند.
۵- تعبیر در صورت عدم حصول توافق قابل قبول، آماده حمله تمام عیار باشید دقیقا تکرار همان تاکتیک حداکثر فشار ترامپ است، اما این بار با تهدید مستقیم نظامی. این روش، میز مذاکره را از دیپلماسی به اولتیماتوم تبدیل میکند.
۶- اعلام عمومی زمان حمله (فردا) و افشای اختلافات با فرماندهان نظامی (که آماده حمله نبودند)، نقض فاحش امنیت ملی و رویه¬های فرماندهی است. این سبک توئیتها در واقع کارکردی داخلی دارند: نشان دادن ترامپ به عنوان یک رهبر قاطع که هم قدرتش را به رخ میکشد و هم خویشتنداری هوشمندانه¬ای در برابر لابی عربستان دارد.
۷- این توئیت بیش از آنکه یک خبر نظامی باشد، یک سلاح جنگ روانی است. ترامپ به دنبال آن است که به جبهه مقابل بفهماند زمان به نفع آنها نیست و تنها راه گریز از یک برخورد ویرانگر، پذیرش شرایط مدنظر آمریکا در میز مذاکره است. او با این پیام، توپ را به زمین حریف انداخته و مسئولیت هرگونه درگیری آتی را متوجه عدم انعطاف آنها در مذاکرات میکند.
۸- مخاطب اصلی توئیت کیست؟ نه ایران، نه حتی متحدان عرب، بلکه پایگاه داخلی ترامپ. او با سناریوسازی (حمله منصرف شده)، تصویر یک رئیس جمهور جنگ طلب، اما عاقل را میسازد؛ کسی که میتواند ظرف ۲۴ ساعت ایران را بزند، اما بزرگواری میکند. این دقیقا همان ژست معامله گر بزرگ است.
در مجموع، چنین توئیتی سند زوال دیپلماسی است؛ جایی که تهدید جنگ، قطعنامه شورای امنیت و قوانین کنگره همگی فدای یک متن فرد معلوم الحالی، چون ترامپ در توییتر میشوند. واکنش ایران مقتدر به چنین بلوفهایی معمولا «بی اعتنایی هوشمندانه» بوده؛ زیرا تشخیص داده که این اظهارات بیشتر برای مصرف داخلی آمریکاست تا یک تغییر واقعی در معادلات نظامی.