بدون تردید بحران سالخوردگی جمعیت و بسته شدن پنجره طلایی جمعیتی، یکی از پیچیدهترین، عمیقترین و سرنوشتسازترین چالشهای پیش روی جمهوری اسلامی ایران در دهههای آینده است. جامعه ایران که تا پیشاز این یکی از جوانترین جوامع منطقه شناخته میشد، در سالهای پیشرو اگر برنامهای نداشته باشد، بهسوی پیری و انجماد ساختاری حرکت میکند؛ پیشبینیهای کارشناسی حاکی از آن است که در سال ۱۴۳۰، ایران با ساختاری مواجه خواهد بود که ۳۰ درصد جمعیت آن را سالمندان تشکیل میدهند و بنابر گفته «مرضیه وحید دستجردی» دبیر ستاد ملی جمعیت: «اگر با همین دستفرمان جلو برویم، طبق پیشبینیها تا ۷۵ سال دیگر جمعیت ایران به زیر ۳۰ میلیون نفر سقوط خواهد کرد.»
باید توجه داشت که این دگرگونی، صرفاً یک جابهجایی عددی در هرم سنی نیست؛ بلکه به منزله یک متغیر بنیادین، تمامی ارکان زیست جمعی، از نظامهای اقتصادی و ساختارهای تولید علم گرفته تا توازن سیاسی و بنیه دفاعی کشور را تحتتأثیر مستقیم قرار خواهد داد. امسال، در ایام نزدیک به روز ملی جمعیت، با توجه به پاسخ راهبردی رهبر معظم انقلاب به نامه جمعی از فعالان مردمی این حوزه، پرونده تحولات جمعیتی ایران بار دیگر در صدر پایشهای کارشناسی قرار گرفته است.
منظومه فکری رهبر معظم انقلاب؛ جمعیت به مثابه اقتدار
در این میان، بازخوانی منظومه فکری و راهبردی رهبران انقلاب، چراغ راهی برای عبور از این گردنه دشوار است. حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای، رهبر معظم انقلاب، در پاسخ به فعالان حوزه جمعیت تأکید کردند: «مسئله لزوم افزایش جمعیت، گاه از منظر لزوم جبران کاستیهای ناشی از بعضی سیاستهای گذشته نگریسته میشود؛ ولی افزون بر آن، با پیگیری مجدانه سیاست صحیح و حتمی افزایش جمعیت، ملت بزرگ ایران قادر خواهد بود، در آینده نقشآفرینیهای بزرگ و جهشهایی راهبردی را تجربه کرده، قدمهای بلندی را در جهت خلق تمدن نوین ایران اسلامی بردارد. از این رو، تلاش روزافزون فعالان مردمی حوزه جمعیت و ترویج فرهنگ فرزندآوری میتواند تأثیر قابل توجهی در جهت تأمین این آینده روشن داشته باشد.»
ایشان با اشاره به اهمیت همافزایی در این عرصه، افزودند: «از این رو، تلاش روزافزون فعالان مردمی حوزه جمعیت و ترویج فرهنگ فرزندآوری میتواند تأثیر قابل توجهی در جهت تأمین این آینده روشن داشته باشد. از سویی دیگر، این امر یکی از مهمترین دغدغههای رهبر عظیمالشأن شهیدمان (اعلیالله مقامه الشریف) بوده است که در بسیاری از جلسات، مراودات، و دیدارهای عمومی و اختصاصی بر آن تأکید داشتند و همچنان از مهمترین مسائل راهبردی نظام قلمداد میشود.»
از طرفی هم توجه به هشدارهای راهبردی رهبر شهید نیز در سالهای گذشته نشان میدهد ایشان پویایی جمعیتی را نه یک مسئله حاشیهای، بلکه ضرورتی حیاتی برای آینده کشور تبیین کرده بودند. ایشان همواره بر این نکته پافشاری داشتند که باید تمامی دستگاههای اجرایی برای رفع موانع پیش روی جوانان ورود جدی داشته باشند. در واقع، جوانی جمعیت در نگاه ایشان، هسته مرکزی اقتدار ملی به شمار میآمد.
سقوط شاخصها؛ زلزلهای که شنیده نشد
آمارهای رسمی، وضعیتی نگرانکننده را ترسیم میکنند. در سال ۱۳۹۴، میزان ولادتهای ثبتشده در کشور رقمی بالغ بر یکمیلیون و ۵۷۰ هزار تولد بود، اما این شاخص در سال گذشته با افت روبهرو بوده است؛ به گونهای که برای نخستینبار در تاریخ معاصر کشور به کانال بیسابقه زیر ۹۰۰ هزار تولد رسید. روندی نزولی که زنگ خطری جدی برای پایداری نسلهای آینده است.
همچنین، دادههای ارائه شده از سوی مرضیه وحید دستجردی، دبیر ستاد ملی جمعیت، جدی بودن این زنگ خطر را نشان میدهد: «بالاترین میزان ازدواج در سال ۱۳۸۹ با بیش از ۸۹۱ هزار مورد ثبت شده بود، اما این رقم در سال ۱۴۰۴ به ۴۳۱ هزار مورد کاهش یافته که بیانکننده افت ۵۰ درصدی ازدواجهاست.» در کنار این پدیده، «دیر ازدواجی» نیز ضربه سنگینی به ساختار جوانی جمعیت وارد کرده؛ بهگونهای که میانگین سن ازدواج بار اول برای زنان به ۱/۲۴ سال و برای مردان به ۲/۲۸ سال رسیده است. از طرفی هم ما اکنون در محدوده «باروری خیلی پایین» (۳/۱ تا ۵/۱ فرزند) قرار داریم و اگر تدابیری اندیشه نشود و این نرخ به کمتر از ۳/۱ سقوط کند، خروج از این وضعیت دشوار خواهد بود.
خطای استراتژیک؛ اقتصاد یا فرهنگ؟
تصور اولیه و خطای استراتژیک برخی سیاستگذاران این بود که مانع اصلی فرزندآوری صرفاً مسئله اقتصاد است. از همینرو تلاش کردند با تدوین «قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت»، این گره را با مشوقهای مالی باز کنند. بااینحال، پرسش اساسی اینجاست که چرا پس از گذشت چند سال، روند زاد و ولد همچنان کاهشی است؟
واقعیت این است که اگرچه شوکهای اقتصادی موجب احساس ناامنی مادی است، هسته سخت بحران در لایههای فرهنگی و تغییر بنیادین ذائقه و سبک زندگی نهفته است. اگر مسئله فرهنگ تصحیح شود، عمده مشکلات فرزندآوری کنار میرود. برای ریشهیابی این تغییر، باید به سه عامل جهانی که جهان را به سمت کنارهگیری از فرزندآوری سوق داد، اشاره کرد:
۱ـ فردگرایی افراطی: پس از رنسانس غرب، فردگرایی جای جمعگرایی را به شکل مسری و غیرقابل کنترل گرفت؛ به گونهای که این تغییر ذائقه، حتی در تعریف شادمانی و سبک زندگی نیز اثر گذاشته و هزینههای تربیت فرزند را به شکل بیسابقهای افزایش داده است؛ گویی فرزند مانع اصلی شادی و مخالف با اصل زندگی است.
۲ـ تغییر نقشهای جنسیتی: کمرنگ شدن نقش حمایتی مردان در گفتمان غربی و تحمیل فشار مضاعف بر زنان برای تأمین معیشت.
۳ـ تأخیر در ازدواج: اولویتبندی «کیفیت زندگی» بر «تولید نسل».
این سه مورد عمدهترین دلایلی است که غرب و در کنار آن برخی از کشورهای شرق را تحت تأثیر خود قرار داده است؛ یکی از موفقیتهای کشورمان برای کنار زدن این سه مؤلفه استفاده از تجربه تاریخی و اتحاد تمامی دستگاههای فرهنگی و رسانهای کشور است. برای نمونه در سال ۱۳۶۵ نرخ باروری کل در کشور ۴/۶ فرزند بهازای هر زن بود و دولت در بند «ج» قانون برنامه اول توسعه پیشبینی کرده بود که این نرخ با اعمال سیاستهای تعدیلی تا سال ۱۳۹۰ به ۴ فرزند برسد؛ اما به دلیل هماهنگی تمامعیار دستگاههای فرهنگی، رسانهها، مطبوعات، صداوسیما و همراهی علما، جامعه دچار بیشفعالی فرهنگی شد و این هدف بهجای سال ۱۳۹۰، در سال ۱۳۷۱ محقق شد.
درسهایی از جهان؛ از شکست تا موفقیت
مرور تجربه کشورها نشان میدهد مهندسی دستوری به تنهایی کارساز نیست:
ـ کره جنوبی و ژاپن: با وجود سیاستهای اقتصادی، هنوز درگیر کاهش باروری هستند و تازه به سمت راهکارهای فرهنگی رفتهاند.
ـ چین: تغییر قانون «یک فرزند» به «سه فرزند» نتوانست مشکل را حل کند، زیرا ذائقه مردم در طول دههها تغییر کرده است.
ـ فرانسه: با سیاست «فرزند بیشتر، مالیات کمتر» و ایجاد خدمات منعطف مانند مهدکودکهای یارانهای، به الگوی موفق اروپا تبدیل شده است. کشورهای سوئد و نروژ نیز با مرخصیهای منعطف والدین، تأمین امنیت شغلی و ایده «بیمه زنان خانهدار» (پرداخت حقوق به مادران) توانستهاند اقدامات مؤثری ترتیب بدهند.
ـ مجارستان: با تعریف «فرزندآوری» بهعنوان یک ارزش ملی در کنار ارتش و ملیگرایی و ارائه معافیتهای مالیاتی سنگین، توانست نرخ باروری را افزایش دهد.
بایستههای اجرایی؛ گذار از دستور به تسهیلگری
از جمله انتقادهایی که به وضعیت کنونی میتوان داشت نبود توازن در توزیع مشوقها و کمتوجهی به لایههای عملیاتی است. ارزیابیهای میدانی نشان میدهد، تنها حدود ۳۰ درصد قانون جوانی جمعیت با وجود جامعیت اجرایی شده و نزدیک به ۷۰ درصد تکالیف ارگانها معطل مانده است. همچنین، تمرکز بیش از حد روی فرزندان سوم به بعد، سبب غفلت از زوجین در آستانه تولد فرزند اول و دوم شده است.
«حجتالاسلام علی گودرزی» معاون جمعیت بنیاد ملی خانواده، در همین زمینه تأکید میکند که وقتی انسان به وضعیت شاخصهای جمعیتی نگاه میکند، تنش میلرزد. به گفته او، هدفگذاریها باید به سمت حمایت واقعی از خانوادههای دارای فرزند پیش برود و رفع مشکلات حقوقی و اجرایی در اختصاص امکانات، نیازمند مطالبهگری مستمر است.
علاوه بر این، متأسفانه رسانه ملی در برخی موارد با نوعی تناقض در بازنمایی تصویر زن مواجه است؛ از یکسو شعار فرزندآوری سر میدهد و از سوی دیگر در محصولات نمایشی خود، ارزش مادری و خانهداری را تحقیر کرده و زن موفق را زنی شاغل و منهای تعهدات خانوادگی تصویر میکند. این رویکرد، فرزند زیاد را بهعنوان مانع توسعه فردی جلوه میدهد.
راهکارهای عملیاتی؛ احیای زیستبوم فرزندآوری
بنابراین برای بازگشت به نگاه راهبردی رهبر شهید انقلاب، باید از رویکردهای دستوری فاصله گرفت. برخی از راهکارهای کلیدی عبارتند از:
ـ مدیریت زیستبوم: حمایت از شبکههای مردمی، مانند «مادرانه شریف» یا «مدار مادری» که با الهام از دردهای مشترک ایجاد شدهاند، بسیار مؤثرتر از بخشنامههای دولتی است؛ مادرانی که در کنار کار، مشغلههای زندگی و مشکلات اقتصادی همچنان بر فرزندآوری تأکید دارند و این اندیشه را به جامعه میدهند که میتوان در کنار کار و مشکلات اقتصادی فرزندآور آورد و آن را تربیت کرد و مشکلات را هم حل کرد.
ـ حل معضل صف وام ازدواج: صفهای طولانی و بلاتکلیفی جوانان، یکی از آسیبهای جدی به اعتماد عمومی است. طبق گزارشها، در پایان سال گذشته حدود ۵۴۰ هزار نفر موفق به دریافت وام نشدند.
ـ ثبات در مسکن و معیشت: همانطور که رهبر معظم انقلاب در پاسخ اخیر خود تأکید کردند، برطرف کردن دغدغههای اقتصادی و اصلاح برخی از کاستیهای سیاستهای گذشته تأثیر مستقیمی بر تصمیم زوجین دارد.
ـ انعطاف در سیاستگذاری: به جای طرحهای نمادین، باید به دنبال ایجاد ساختارهای واقعی برای مادرانی بود که دغدغه تحصیل و کار دارند.
توجه جدی به فرصت باقیمانده
در نهایت اینکه ایران از اواسط دهه ۸۰ تا به امروز و از امروز تا حدود سال ۱۴۲۰ فرصت دارد تا از نیروی کار جوان خود بهره ببرد. این همان نکته کلیدی است که در منظومه فکری امامین انقلاب و رهبر معظم انقلاب تصویر پررنگی داشته است که جمعیت، قدرتبخش است و استمرار پیروزیهای کشور، نسبت مستقیمی با این مسئله دارد. اصلاح این مسیر، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت تمدنی است که نیازمند عزم فرادستگاهی، اصلاح سبک زندگی از طریق گفتمانسازی اصیل و حمایتهای واقعی از نهاد خانواده است.