در این جنگ راهبرد دشمن بر چند محور استوار بود؛ هدف قرار دادن فرماندهان ارشد، فعالسازی گروهک های مسلح در مناطق مرزی و ایجاد آشوب در داخل کشور. تصور آنان این بود که ترکیب این عوامل میتواند ساختار تصمیمگیری کشور را با اختلال مواجه کرده و زمینه بیثباتی گسترده را فراهم آورد. اما آنچه در عمل رخ داد، نتیجهای متفاوت داشت. ساختار سیاسی و نظامی کشور در مدت کوتاهی توانست خود را بازسازی کند و نیروهای مسلح نیز پاسخهای قدرتمند متقابل خود را آغاز کردند.
صد روز از آغاز جنگ تحمیلی سوم میگذرد؛ جنگی که طراحان آن تصور میکردند میتواند در مدت کوتاهی معادلات سیاسی و امنیتی ایران را دگرگون کند. آمریکا و رژیم صهیونی با تکیه بر برتری نظامی، ظرفیتهای اطلاعاتی و مجموعهای از سناریوهای از پیش طراحیشده، وارد میدان شدند و گمان داشتند جمهوری اسلامی ایران در برابر یک ضربه همزمان نظامی، امنیتی و روانی تاب نخواهد آورد. با این حال، روند تحولات نشان داد که واقعیتهای میدانی فاصله زیادی با محاسبات اولیه طراحان جنگ داشت.
در این جنگ راهبرد دشمن بر چند محور استوار بود؛ هدف قرار دادن فرماندهان ارشد، فعالسازی گروهک های مسلح در مناطق مرزی و ایجاد آشوب در داخل کشور. تصور آنان این بود که ترکیب این عوامل میتواند ساختار تصمیمگیری کشور را با اختلال مواجه کرده و زمینه بیثباتی گسترده را فراهم آورد. اما آنچه در عمل رخ داد، نتیجهای متفاوت داشت. ساختار سیاسی و نظامی کشور در مدت کوتاهی توانست خود را بازسازی کند و نیروهای مسلح نیز پاسخهای قدرتمند متقابل خود را آغاز کردند.
در کنار توان دفاعی و نظامی، یکی از مهمترین متغیرهای تأثیرگذار در این رویارویی، حضور پر شور مردم بود. طراحان جنگ انتظار داشتند فشارهای ناشی از درگیری، جامعه را به سمت اعتراض و شکاف داخلی سوق دهد. این انتظار بر پایه همان تحلیلهایی شکل گرفته بود که سالها از سوی رسانهها و مراکز مطالعاتی غربی تکرار میشد. با این وجود، واکنش بخش قابل توجهی از جامعه در مسیر دیگری قرار گرفت. تجمعات مردمی، حمایت از نیروهای مسلح و حضور مستمر در مناسبتهای ملی و مذهبی، تصویری متفاوت از آنچه دشمن پیشبینی کرده بود به نمایش گذاشت.
در واقع، جنگ تحمیلی سوم بار دیگر اهمیت عنصر اجتماعی را در معادلات امنیتی آشکار ساخت. تجربه دهههای گذشته نیز نشان داده است که هرگاه تهدیدی متوجه تمامیت ارضی و امنیت ملی ایران شده، بخش بزرگی از جامعه فارغ از اختلافنظرهای سیاسی، در دفاع از کشور موضعی مشترک اتخاذ کرده است. همین مسئله موجب شد بخشی از سناریوهای طراحیشده برای ایجاد بیثباتی، به شکست بیانجامد.
اکنون پس از گذشت صد روز، همه شواهد نشان میدهد که یکی از مهمترین دلایل ناکامی اهداف اعلامی دشمن، برداشت نادرست از جامعه ایران بوده است. در واقع جنگ تحمیلی سوم بار دیگر نقش مردم را به عنوان یکی از مؤلفههای اصلی قدرت ملی برجسته ساخت.