در این میان، عمان به یکی از مهمترین شرکای لجستیکی ایران تبدیل شده است. بنادر این کشور، بهویژه خصب و صحار، بخشی از بار تجارت منطقه را بر عهده گرفتهاند و به حفظ جریان ورود کالا کمک میکنند و بهمرور تقویت و تکمیل خواهند شد. البته عمان هنوز نمیتواند جایگزین کامل امارات باشد. ظرفیت محدودتر و هزینههای بالاتر حملونقل از جمله چالشهای موجود است. اما اهمیت این تحول در آن است که اقتصاد ایران پس از جنگ دیگر تنها به یک مسیر وابسته نیست، ضعفهای ترانزیتی خود را شناخته و برای کاهش آن تدبیر میکند.
جنگ و اختلال در مسیرهای سنتی تجارت خارجی، بیتردید هزینهها و دشواریهای زیادی برای اقتصاد ایران به همراه داشته است. افزایش هزینه حملونقل، محدودیتهای مالی و فشار بر زنجیره تأمین که در نتیجه دفاع مقدس سوم حاصل شده، از جمله واقعیتهایی است که نمیتوان آنها را نادیده گرفت. با این حال، تجربه ماههای اخیر نشان داده است که هر بحران، در کنار تهدیدها، میتواند فرصتهایی نیز برای اصلاح مسیرهای گذشته و کاهش برخی وابستگیهای مزمن ایجاد کند.
سالها بخش مهمی از تجارت ایران از مسیر امارات و بهویژه بندر جبلعلی انجام میشد. این تمرکز، اگرچه مزایایی داشت، اما اقتصاد کشور را در برابر هرگونه اختلال در یک گلوگاه تجاری آسیبپذیر میکرد. اکنون شرایط جدید، اگرچه ایران را در برابر امارات متحده عربی به تثبیت معادله امنیت در برابر اقتصاد سوق داده است، اما در عین حال مسئولان کشور را ناگزیر کرده تا به سمت تنوعبخشی به مسیرهای تجاری و مالی حرکت کنند.
در این میان، عمان به یکی از مهمترین شرکای لجستیکی ایران تبدیل شده است. بنادر این کشور، بهویژه خصب و صحار، بخشی از بار تجارت منطقه را بر عهده گرفتهاند و به حفظ جریان ورود کالا کمک میکنند و بهمرور تقویت و تکمیل خواهند شد. البته عمان هنوز نمیتواند جایگزین کامل امارات باشد. ظرفیت محدودتر و هزینههای بالاتر حملونقل از جمله چالشهای موجود است. اما اهمیت این تحول در آن است که اقتصاد ایران پس از جنگ دیگر تنها به یک مسیر وابسته نیست، ضعفهای ترانزیتی خود را شناخته و برای کاهش آن تدبیر میکند.
همزمان، فعال شدن مسیرهای زمینی پاکستان، تقویت ارتباط با شبکه حملونقل شرق آسیا و توجه بیشتر به کریدور شمال–جنوب، افقهای تازهای را پیش روی تجارت خارجی کشور گشوده است. همچنین فشارهای مالی و بانکی باعث شده است استفاده از سازوکارهای جدید پرداخت، ارزهای محلی و همکاریهای پولی منطقهای بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد.
در داخل کشور نیز این شرایط میتواند به تقویت اقتصاد تولیدمحور کمک کند. توسعه بنادر جنوبی، تکمیل زیرساختهای ریلی، حمایت از صنایع کوچک و متوسط و افزایش سرمایهگذاری در صنایع پاییندستی، از جمله اقداماتی است که میتواند تابآوری اقتصاد ایران را افزایش دهد.
البته نباید تصور کرد که همه مشکلات برطرف شده است. بخشی از مسیرهای جایگزین هنوز پرهزینه، محدود و در مراحل اولیه توسعه قرار دارند. اما مهمترین دستاورد این دوره آن است که نگاه سیاستگذاران و فعالان اقتصادی بیش از گذشته به ضرورت تنوعبخشی، کاهش وابستگی و ایجاد مسیرهای متعدد برای تجارت جلب شده است.
شاید مهمترین درس این تجربه آن باشد که قدرت اقتصادی تنها در حجم تجارت خلاصه نمیشود، بلکه در توانایی ادامه تجارت در شرایط دشوار، حفظ پایداری اقتصاد و در نهایت تابآوری نیز معنا پیدا میکند. اگر این فرصت با برنامهریزی درست همراه شود، میتواند از دل یک بحران، زیرساختهای مقاومتر و آیندهای مطمئنتر برای اقتصاد ایران بسازد و تابآوری فعلی اقتصاد را در چالشهای بعدی بیش از پیش ارتقا دهد.