صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۳۰  ، 
کد خبر : ۳۹۲۶۲۸

عادی‌سازی روابط یا عادی‌سازی جنگ؟!

نکته قابل تأمل آن است که صنایع تسلیحاتی رژیم صهیونی دیگر صرفاً فروشنده سلاح نیستند؛ آنها جنگ را به یک نمایشگاه دائمی برای بازاریابی محصولات خود تبدیل کرده‌اند. هر عملیات نظامی، هر بمباران و هر تجاوز جدید، فرصتی برای نمایش کارایی تسلیحات و جذب مشتریان تازه تلقی می‌شود. به بیان دیگر، خون مردم غزه، لبنان و دیگر ملت‌های منطقه به بخشی از چرخه تجاری صنایع جنگی تبدیل شده است.
پایگاه بصیرت / علی فاتح

وقتی توافق‌های عادی‌سازی میان برخی دولت‌های عربی و رژیم صهیونی امضا شد، حامیان این روند آن را گامی در مسیر صلح، ثبات و توسعه منطقه معرفی کردند. قرار بود «پیمان ابراهیم» دروازه‌ای برای همکاری اقتصادی، کاهش تنش‌ها و پایان منازعات باشد. اما امروز، چند سال پس از آغاز این روند، واقعیت‌های میدانی تصویر دیگری را نشان می‌دهد؛ تصویری که در آن میلیاردها دلار سرمایه عربی نه صرف توسعه منطقه، بلکه روانه کارخانه‌های تولید سلاح و صنایع جنگی رژیم صهیونی شده است.

همزمان با تداوم جنگ در غزه، تجاوزات مکرر به لبنان، حملات به سوریه و افزایش تنش‌های منطقه‌ای، صادرات نظامی رژیم صهیونی به رکوردهای بی‌سابقه رسیده است. بخش قابل توجهی از این درآمدها نیز از سوی همان دولت‌هایی تأمین می‌شود که روزگاری مدعی بودند عادی‌سازی روابط با تل‌آویو به کاهش درگیری‌ها منجر خواهد شد. اکنون پرسش اساسی این است که چگونه می‌توان از صلح سخن گفت، اما در عمل به یکی از مهم‌ترین مشتریان صنایع نظامی رژیمی تبدیل شد که متهم به ارتکاب جنایت‌های گسترده علیه ملت فلسطین است؟

نکته قابل تأمل آن است که صنایع تسلیحاتی رژیم صهیونی دیگر صرفاً فروشنده سلاح نیستند؛ آنها جنگ را به یک نمایشگاه دائمی برای بازاریابی محصولات خود تبدیل کرده‌اند. هر عملیات نظامی، هر بمباران و هر تجاوز جدید، فرصتی برای نمایش کارایی تسلیحات و جذب مشتریان تازه تلقی می‌شود. به بیان دیگر، خون مردم غزه، لبنان و دیگر ملت‌های منطقه به بخشی از چرخه تجاری صنایع جنگی تبدیل شده است.

در چنین شرایطی، خرید گسترده سامانه‌های موشکی، پدافندی و تجهیزات امنیتی از تل‌آویو مشارکت غیرمستقیم در حفظ و تقویت ساختاری است که بقای خود را در تداوم بحران و جنگ جست‌وجو می‌کند. هر دلار پرداخت‌شده به این صنایع، به معنای تقویت توان مالی و نظامی رژیمی است که امنیت خود را از مسیر برتری نظامی و سیاست‌های تهاجمی دنبال می‌کند.

واقعیت آن است که پروژه عادی‌سازی، برخلاف وعده‌های اولیه، نتوانسته صلح را به منطقه بیاورد. آنچه مشاهده می‌شود، شکل‌گیری شبکه‌ای از وابستگی‌های اقتصادی و امنیتی است که در نهایت به سود مجتمع نظامی ـ صنعتی رژیم صهیونی عمل می‌کند. در این میان، ملت‌های عربی حق دارند بپرسند چگونه سرمایه‌های جهان عرب به جای سرمایه‌گذاری در توسعه، اشتغال و پیشرفت کشورهای منطقه، به سوخت ماشین جنگی رژیمی تبدیل شده است که همچنان سرزمین‌های عربی را اشغال کرده و به تجاوزات خود ادامه می‌دهد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات