رسانههای ایرانی و آمریکایی گمانهزنیهای بسیاری را درباره مفاد توافق احتمالی که این روزها از آن حرف زده میشود منتشر کردهاند، اما مسئولان تنها رسانهها را از گمانه زنی در این باره بر حذر میدارند، و تایید یا تکذیبی در کار نیست.
رسانهها نقل میکنند، این تفاهمنامه، توافق، یا هرچه که بخواهیم نامش را بگذاریم، به محض امضا، دو طرف را وارد یک مرحله ۶۰ روزه از مذاکرات فشرده میکند که عمدتاً مربوط به مذاکرات کارشناسی و فنی بر سر برنامه صلح آمیزهستهای ایران است. این در حالی است که خود توافق اولیه احتمالاً، تنها به افزایش صدور مجوز عبور کشتیها از تنگه هرمز و کاهش محاصره دریایی از سوی آمریکاییها محدود باشد.
مسئله مهم دیگر، موضوع متحدان ایران در منطقه است. ایران در مذاکرات تلاش بسیاری برای گسترش آتشبس به لبنان دارد. اما مسئله حزبالله امروز به شدت برای شخص نتانیاهو اهمیت دارد؛ نتانیاهو که نتوانسته وعدههایش درباره جنگ با ایران را برآورده کند موضوع لبنان و بازگرداندن امنیت به شهرکها و مناطق شمال سرزمینهای اشغالی تنها دستاوردی است که میتواند در انتخابات آینده به افکار عمومی بفروشد و در قدرت بماند! از طرف دیگر فشارهای دولت لبنان نیز بر سر مسئله خلع سلاح حزبالله همچنان باقی است.
در برابر هر توافق احتمالی این پرسش اصلی مطرح است «چه چیزی برای ایران حاصل میشود؟»
آمریکاییها در رسانه میگویند ایران به واسطه امضای تفاهم اولیه هیچ نفع اقتصادی دریافت نخواهد کرد. آنها مدعی هستند هرچیزی را در روند آینده منوط به رفتار ایران کردهاند و همه چیز به صورت مرحلهای خواهد بود. هرچند مقامات آمریکایی و رسانهها از آزادسازی پولها یا حتی برداشته شدن تحریمها سخت به میان آوردهاند، اما در نگاه آنها این مسائل نه به مثابه حق مردم و حاکمیت ایران، بلکه نوعی پاداش (Reward) است؛ مشوقهایی اقتصادی که قرار است به صورت مرحلهای ایران را به سمت پیشبرد توافق راهبری کند.
در نهایت، هنوز مشخص نیست که مفاد این قرارداد دقیقاً چیست و ایران چه تضمینهایی را برای دریافت خواهد کرد. آنچه مسلم به نظر میرسد، این است که توافق پیشرو، هرچند این تفاهم یک قدم رو به جلوست، اما در حقیقت با یک معادله چند مجهولی طرف هستیم که پیچیدگیهای زیادی برای هر دو طرف دارد، و بیشتر از زمان و شکل امضای آن، چگونگی اجرا، تفسیرها و پیامدهای آن اهمیت دارد! سرنوشتی که در هالهای از عدم قطعیت باقی مانده است.