در حالی که لفاظیهای کاخ سفید درباره گزینههای نظامی علیه ایران همچنان ادامه دارد، در درون ساختار تصمیمگیری واشنگتن به ویژه در اطراف دونالد ترامپ طیفی از بازیگران نسبت به پیامدهای یک حمله مستقیم به ایران هشدار دادهاند و نگران ماجراجوییهای ترامپ هستند. البته این مخالفتها صرفاً اخلاقی یا ایدئولوژیک نیست؛ بلکه بر محاسبات عملیاتی، سیاست داخلی و ارزیابیهای منطقهای استوار است.
بسیاری جنگ با ایران را یک جنگ غیرضروری و بینتیجه میخوانند، این نگاه اتفاقاً در شعارهای انتخاباتی ترامپ ریشه دارد مبنی بر اینکه ورود به جنگی پرهزینه میتواند سرمایه سیاسی رئیسجمهور را در رقابتهای داخلی برای ایجاد تغییرات اساسی در آمریکا فرسایش دهد. «استیو بنن» و «تاکر کارلسون» از نیروهای نزدیک به ماگا از این دست افراد هستند که بارها نسبت به ضروری نبودن شروع یک جنگ بیپایان دیگر در خاورمیانه هشدار دادهاند. این نگرانیها در میان بخشی از جمهوریخواهان کنگره نیز بازتاب یافته است؛ از جمله «توماس ماسی» که تلاش کرده است با روشهای قانونگذارانه، دامنه اختیارات جنگی رئیسجمهور را محدود کند و بر لزوم مجوز صریح کنگره برای راه انداختن جنگ تأکید دارد. اما در درون تیم سیاست خارجی ترامپ نیز گرایش به دیپلماسی و گزینههای غیرنظامی نیز قابل مشاهده است. «استوی ویتکاف» که بهعنوان فرستاده ویژه در پروندههای منطقهای بارها فعال بوده است، در چندین مقطع تلاش کرده است کانالهای ارتباطی غیرمستقیم را فعال نگه دارد تا وضعیت به درگیری فراگیر تبدیل نشود. ارزیابیهای نظامی نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است. بنا بر گزارشها، فرماندهان در چندین ارزیابی داخلی هشدار دادهاند که آرایش و استقرارهای فعلی حتی با حضور ناوهایی، چون آبراهام لینکلن و آمادهسازی ارسال قریبالوقوع ناو جرالد فورد برای یک عملیات بلندمدت و با اهداف حداکثری ابدا کافی نیست. حدود ۴۰ هزار نیروی آمریکایی در منطقه، از پایگاههای عراق و سوریه تا العدید در قطر، در معرض پاسخهای تلافیجویانه جدی موشکهای ایرانی قرار دارند. یکی دیگر از نگرانیهای جدی در کاخ سفید مبتنی بر سناریوهای مطرح درباره حمله و ترور فرماندهان و شخصیتهای تراز اول ایران است. این مسئله با توجه به تجربه جنگ ۱۲ روزه با تردیدهای جدی روبهروست. تجربههای گذشته نشان میدهد حمله به رأس هرم قدرت نظامی کشور الزاماً به فروپاشی ساختار نمیانجامد، کما اینکه ایران پس از حمله رژیم صهیونیستی تنها به چند ساعت فرصت برای بازسازی هرم فرماندهی و پاسخ به حملات زمان نیاز داشت. در سطح سیاسی نیز نگرانی از تکرار تجربههای فرسایشی عراق و افغانستان همچنان بر سیستم تصمیمگیری سایه انداخته است. حتی سرسختترین دشمنان ایران در واشنگتن میپذیرند که تلاش برای تغییر رژیم بدون پذیرفتن یک جنگ زمینی گسترده و طولانیمدت ممکن نیست.
مخالفان حمله استدلال میکنند که ابهام در اهداف نهایی، مهار برنامه هستهای، توقف برنامه موشکی، یا حتی تغییر رژیم خطر سوءمحاسبه از سوی واشنگتن را افزایش میدهد. در چنین فضایی، هر اقدام محدود میتواند به درگیری منطقهای گسترده تبدیل شود؛ درگیریای که نهتنها نیروهای آمریکایی؛ بلکه شرکای منطقهای آنها در خلیج فارس را نیز در معرض خطر قرار میدهد. به این ترتیب، آنچه در ظاهر ادعاهای بزرگ ترامپ به نظر میرسد، در پشت درهای بسته با محاسبات پیچیده و تردیدهای جدی همراه است.