صفحه نخست >>  عمومی >> نبض تحلیل
تاریخ انتشار : ۰۱ تير ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۶  ، 
کد خبر : ۳۹۲۸۲۷

مذاکره زیر سایه تهدید؛ چرا باید متوقف شود؟

ادامه مذاکره در شرایطی که طرف مقابل آشکارا از جنگ، نابودی و تهدید سخن می‌گوید، نه به تقویت دیپلماسی، بلکه به عادی‌سازی رفتار‌های خارج از عرف و قواعد بین‌المللی منجر می‌شود.
پایگاه بصیرت / علی حسن حیدری

تهدید‌های اخیر مقامات آمریکایی مبنی بر حمله به ایران، نابودی کشور و حتی طرح موضوع بازداشت یا گروگان‌گیری مذاکره‌کنندگان، بار دیگر این پرسش اساسی را مطرح کرده است که مذاکره در فضایی آکنده از تهدید و ارعاب چه معنا و اعتباری دارد؟ آیا گفت‌و‌گو می‌تواند هم‌زمان با تهدید به جنگ، فشار و اجبار، یک فرآیند واقعی دیپلماتیک تلقی شود؟

پاسخ این پرسش را سال‌ها پیش رهبر شهید انقلاب اسلامی به روشنی بیان کردند: «من نمی‌فهمم مذاکره در زیر شبح تهدید چه معنایی دارد؟ مذاکره کنیم زیر شبح تهدید! ملت ایران مذاکره‌ی زیر سایه‌ی تهدید را برنمی‌تابد.» این سخن صرفاً یک موضع سیاسی نیست؛ بلکه یک اصل شناخته‌شده در روابط بین‌الملل است. مذاکره زمانی معتبر است که بر پایه احترام متقابل، برابری حقوقی طرفین و اراده آزاد شکل گیرد، نه بر اساس تهدید، اجبار و ارعاب.

از منظر حقوق بین‌الملل نیز تهدید به استفاده از زور، به‌ویژه علیه استقلال و تمامیت ارضی کشورها، مغایر با اصول بنیادین منشور سازمان ملل متحد است. هنگامی که یک طرف مذاکره، هم‌زمان از گزینه نظامی، نابودی کشور مقابل یا برخورد با اعضای تیم مذاکره سخن می‌گوید، در واقع اعتبار سیاسی و حقوقی فرآیند مذاکره را زیر سؤال می‌برد و نشان می‌دهد که هدف اصلی، تفاهم نیست؛ بلکه تحمیل اراده از موضع قدرت است.

اهمیت موضوع زمانی بیشتر می‌شود که این تهدید‌ها در کنار سابقه رفتار آمریکا قرار گیرد. خروج یک‌جانبه از برجام، نقض تعهدات پذیرفته‌شده، اعمال سیاست فشار حداکثری و حتی اقدام نظامی در شرایطی که مسیر دیپلماسی همچنان باز بود، همگی موجب شده‌اند که ادعا‌های واشنگتن درباره حل‌وفصل مسالمت‌آمیز اختلافات با تردید جدی مواجه شود. طبیعی است که در چنین شرایطی، هر تهدید جدید نه‌تنها اعتمادسازی نمی‌کند، بلکه بی‌اعتمادی موجود را عمیق‌تر می‌سازد.

در عرصه سیاسی نیز مذاکره و تهدید دو منطق متضاد هستند. کسی که به قدرت استدلال و دیپلماسی خود اطمینان دارد، نیازی به تهدید ندارد؛ و کسی که هم‌زمان با مذاکره از زبان زور استفاده می‌کند، در واقع پیام می‌دهد که به نتیجه‌بخش بودن منطق گفت‌و‌گو باور ندارد. به همین دلیل، افکار عمومی جهان چنین رفتار‌هایی را بیش از آنکه نشانه صلح‌طلبی بداند، جلوه‌ای از یکجانبه‌گرایی، سلطه‌طلبی و استمرار سیاست‌های استکباری تلقی می‌کند.

بر همین اساس، ادامه مذاکره در شرایطی که طرف مقابل آشکارا از جنگ، نابودی و تهدید سخن می‌گوید، نه به تقویت دیپلماسی، بلکه به عادی‌سازی رفتار‌های خارج از عرف و قواعد بین‌المللی منجر می‌شود. حداقل انتظار از هر فرآیند مذاکره، توقف تهدید و احترام به اصول اولیه گفت‌و‌گو است. تا زمانی که زبان تهدید جایگزین زبان احترام و تعهد باشد، توقف مذاکرات نه یک اقدام احساسی، بلکه پاسخی منطقی، حقوقی و مبتنی بر حفظ کرامت ملی و قواعد شناخته‌شده دیپلماسی خواهد بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات