صبح صادق بررسی میکند «حق دسترسی به اینترنت بینالملل و حکمرانی دیجیتال در تلاقی امنیت و توسعه»
بازاندیشی در نسبت رسانه، ادراک عمومی و واقعیتهای جنگ در عصر روایتها
در میانه جنگ «رمضان»، پدیدهای در فضای رسانهای کشورمان شکل گرفت که بهسرعت مرزهای داخلی را درنوردید و به موضوعی قابل توجه در سطح بینالمللی بدل شد. ویدئوی درخواست یک دختر بچه برای «موشک صورتی» و تصویر پاسخ نمادین به آن ازسوی نیروی هوا و فضا، در ابتدا به منزله یک روایت انسانی و خلاقانه از جنگ مورد استقبال قرار گرفت. این تصویر با بهرهگیری از زبان عاطفه و نماد، توانست نوعی همذاتپنداری عمومی ایجاد کند و در زمانی کوتاه، به یکی از پرمخاطبترین محتواهای مرتبط با جنگ تحمیلی تبدیل شود. با این حال، آنچه این پدیده را به یک مسئله راهبردی تبدیل کرد، تداوم و تعمیم آن در قالب رژههای خیابانی با سلاحها و تجهیزات صورتیرنگ و حضور دختران در قالبی نزدیک به الگوهای بصری شبکههای اجتماعی بود؛ رخدادی که بهسرعت در رسانههای خارجی بازتاب یافت و تفاسیر متنوع و گاه متعارضی را برانگیخت. در این چارچوب، این پرسش برای هر مخاطب اهل بصیرتی شکل میگیرد که «صورتینمایی جنگ» تا چه حد میتواند به مثابه یک ابزار مشروع و کارآمد در سیاستگذاری رسانهای و جنگ شناختی تلقی شود و در چه نقطهای به عاملی برای تحریف ادراک عمومی از واقعیتهای جنگ بدل میشود. اهمیت این پرسش از آن رو است که کشورمان در محیطی ژئوپلیتیکی با سطح بالای تهدیدهای ترکیبی قرار دارد و مدیریت افکار عمومی در چنین وضعیتی، بخشی جداییناپذیر از امنیت ملی به شمار میآید. هرگونه خطا در این حوزه، میتواند به کاهش تابآوری اجتماعی، افزایش شکاف ادراکی و به طور کلی، تضعیف سرمایه اجتماعی منجر شود. از این منظر، بررسی دقیق ابعاد این پدیده و ارائه چارچوبی برای هدایت هوشمندانه آن، ضرورتی اجتنابناپذیر است.
نگاهی به چرایی اهمیت موقعیت ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی ایران در غرب آسیا و ضرورت بهرهبرداری از این ظرفیت
صبح صادق دکترین فرهنگی رهبری سوم را بر اساس پیام نوروزی آیتالله خامنهای واکاوی میکند
تحولات بزرگ سیاسی و امنیتی، تنها در میدان نظامی یا در سطح جابهجایی نخبگان حکمرانی معنا پیدا نمیکنند؛ اثر عمیقتر آنها در حوزه فرهنگ سیاسی، الگوی رابطه دولت و جامعه، و کیفیت بازتولید «انسجام ملی» آشکار میشود. کشورمان در فاصلهای کوتاه، همزمان با تجربه جنگ، فشار ترکیبی دشمن، شهادت دومین رهبر انقلاب و آغاز دوره رهبری سوم، وارد مرحلهای شده است که بیش از هر زمان دیگر نیازمند بازخوانی مبانی نرم ثبات و پیشرفت است. در چنین وضعیتی، نخستین پیام ایشان پس از انتصاب به مقام رهبری و سپس پیام نوروزی حضرت آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای(حفظهالله) را باید نه صرفاً دو متن مناسبتی، بلکه بهمثابه نشانههایی اولیه از یک «دکترین فرهنگی و اجتماعی» در حال تکوین فهم کرد؛ دکترینی که از دل شرایط بحرانی زاده شده، اما افق آن، مدیریت پساجنگ، بازسازی اجتماعی و جهتدهی به توسعه ملی است.
صبح صادق معماری قدرت راهبردی کشورمان در نظم پساجنگ بررسی میکند