صبح صادق این یادداشت را صرفاً جهت اطلاع مخاطبان منتشر میکند*/
در طول تاریخ، همواره جنگها صرفاً بر سر تصرف سرزمین نبوده، بلکه نبردی برای تسلط بر ذهن و احساس مردم نیز جریان داشته است. در عصر جدید، این تقابل بیش از هر زمان دیگری در قالب «نبرد روایتها» بروز یافته است؛ رقابتی میان داستانهایی که میکوشند معنای یک منازعه را تعریف کنند، اقدامات طرفها را توجیه کنند و افکار عمومی داخلی و بینالمللی را جهت دهند. گسترش فناوریهای دیجیتال و شبکههای اجتماعی مرز میان حقیقت و دروغ را کمرنگ کرده و به دولتها و بازیگران غیردولتی امکان داده است روایتها را در مقیاسی جهانی به سلاح تبدیل کنند. این وضعیت سبب شده است حمایت عمومی، همسویی دیپلماتیک، جذب نیرو و حتی روحیه نظامیان و غیرنظامیان بیش از گذشته به میدان اطلاعات وابسته شود.
برخلاف تبلیغات سنتی که صرفاً میکوشید به مخاطب بگوید چه بیندیشد، روایتپردازی مدرن تلاش میکند چارچوبی فراهم آورد تا مخاطب خود رویدادها را در چارچوب ارزشها و هویت خویش معنا کند. چنین روایتهایی با بهرهگیری از سوگیریهای شناختی، ترسها، شکافهای اجتماعی و مرزبندی «ما» و «آنها» عمل میکنند و اغلب با زبان احساسی، نظریههای توطئه و اسطورههای تاریخی تقویت میشوند. هدف، اقناع منطقی نیست، بلکه ایجاد تفسیری است که با اهداف راهبردی روایتکننده همسو باشد. در این میان، عدم تقارن اخلاقی نیز دیده میشود؛ برخی بازیگران اقتدارگرا بدون محدودیت اخلاقی از داستانهای ساختگی، ارتشهای رباتی و سانسور بهره میبرند، در حالی که دولتهای مقید به قانون ناگزیرند روایتهای صادقانه، اما جذاب و سریع تولید کنند، زیرا صرف ارائه واقعیت دیگر برای مقابله با اطلاعات تحریفشده کافی نیست.
عصر دیجیتال این نبرد را تشدید کرده است. شبکههای اجتماعی انتشار فوری پیام به مخاطبان جهانی را ممکن کرده و الگوریتمها اتاقهای پژواک ایجاد کردهاند که در آن افراد بیشتر با دیدگاههای همسو مواجه میشوند. حجم عظیم اطلاعات نیز موجب میشود مردم به روایتهای ساده و عاطفی پناه ببرند و در برابر دیدگاههای مخالف مصون شوند. همزمان، تضعیف رسانههای حرفهای و منابع مشترک حقیقت، زمینه انتشار شایعات و توطئهها را فراهم کرده است. در این میان، «میمها» به ابزاری قدرتمند بدل شدهاند؛ پیامهایی کوتاه، طنزآمیز و قابل فهم که میتوانند همبستگی ایجاد کنند، روحیه را بالا ببرند و حتی بر افکار عمومی جهانی اثر بگذارند.
روایتها در جنگ از مسیرهای متعددی پیش میروند: تعریف واقعیت مطلوب، بسیج حمایت، کنترل دسترسی به اطلاعات، تضعیف روایت رقیب و مقابله فعال با اطلاعات نادرست. نمونههای معاصر نشان میدهد چگونه یک طرف میکوشد اقدام خود را دفاعی یا اخلاقی جلوه دهد و طرف دیگر بر حق حاکمیت و مظلومیت تأکید میکند. همچنین کنترل رسانهها، محدودسازی خبرنگاران یا سیل پیامهای رسمی میتواند صدای رقیب را خاموش کند.
نکته اساسی این است که در جنگهای امروز، پیروزی تنها با غلبه نظامی حاصل نمیشود، بلکه تسلط بر ادراک و باور مردم به همان اندازه تعیینکننده است. در نهایت، نبرد روایتها به یکی از ابعاد مرکزی منازعات قرن بیستویکم تبدیل شده است؛ نبردی که نتیجه آن نه فقط سرنوشت جنگها، بلکه جهتگیری سیاسی و ارزشی جوامع را نیز رقم میزند.
*اندیشکده سیاسی پارلی