صبح صادق >>  پرونده >> یادداشت
تاریخ انتشار : ۲۹ دی ۱۴۰۴ - ۱۴:۰۲  ، 
شناسه خبر : ۳۸۶۷۰۹
پایگاه بصیرت / عزیز غضنفری

مبنا و مرکز ثقل وقایع نظامی و امنیتی اخیر مرتبط با امنیت ملی ایران، دربرگیرنده طیفی از مسائل هویتی و تمدنی است. وقتی از این زاویه به این پدیده نگاه می‌کنیم، با یک رخداد بدیع و تازه روبه‌رو نیستیم؛ چرا که ایران در طول تاریخ همواره به دلیل موقعیت خاص فرهنگی، تمدنی و سیاسی مورد طمع قدرت‌های بزرگ جهانی بوده است. هم اکنون نیز دقیقاً در میانه انبوهی از حوادث ریز و درشت قرار داریم که از چندین دهه پیش قدرت‌های بزرگ پی آن را گرفته بودند تا شاید روزی فرا برسد که جغرافیا و تمدن ایران را زمین بزنند. ممکن است در هر دوره و مرحله‌ای از تاریخ از حیث ظاهری ایران رخدادهای متفاوت ومتمایز را تجربه کند، اما اهداف تمدنی و هویتی دولت‌های استکباری جهان علیه ایران بزرگ هرگز به خاموشی نمی‌گراید. با توجه به پیچیده‌تر شدن شرایط و اتفاقات، تلاش و تکاپوی آنها برای رسیدن به مقاصد خود افزایش نیز یافته است. از این منظر نقطه بنیادین و سرنوشت‌ساز و ماهیت و سرشت جنگ تحمیلی 12 روزه و نیز در ادامه پروژه طراحی شده تروریستی اخیر در ایران در این نکته تعیین‌کننده خلاصه می‌شود که آمریکا و رژیم صهیونیستی گمان می‌کنند شرایط کنونی فرصت مغتنمی ایجاد کرده تا شاید بتوانند برخی پروژه‌های تاریخی خود را در مواجهه با ایران پیاده کنند. گزارش‌ها و شواهد انکارناپذیری در دست هست که نشان می‌دهد پروژه ویران‌سازی و سپس تجزیه ایران به طور خاص در کانون طراحی‌ها و اقدامات آمریکا و رژیم غاصب صهیونیستی قرار دارد. این موضوع آن قدر حساس و سرنوشت‌ساز است که در نظر نگرفتن این حقیقت می‌تواند مخاطرات جبران‌ناپذیری برای امنیت ملی ایران به همراه داشته باشد. از قضا اینجا همانجاست که می‌تواند در کشور حول و حوش ایران اجماع و انسجام حداکثری ایجاد کند. باید این گزاره به باور قطعی تبدیل شود که هر گونه تفرقه و آشوب در داخل، همه داشته‌های به جای مانده را که در گذر تاریخ با مشقت‌های زیاد به دست آمده است، به باد خواهد داد.

برای بخش اطلاعاتی کشور مستندات این پروژه‌ها مدت‌هاست آشکار شده است، اما استنادات آشکار آن که از این طراحی‌ها پرده برمی‌دارد نیز کم نیستند. کیفیت آغاز جنگ 12 روزه و طراحی و اجرای آن و انواع روش‌های به کار گرفته شده در اغتشاشات اخیر که نهایت خشونت را در تخریب اماکن متعلق به مردم و بخش‌های دولتی و نیز کشتن مردم و نیروهای حافظ امنیت به شیوه‌هایی که یادآور اقدامات عناصر داعشی هست، به وضوح تکرار سناریوی سوریه‌سازی ایران را به ذهن متبادر می‌کند. برگزاری جلسات سیا و موساد با عناصر گروه‌های تجزیه‌طلب که هر کدام از آنان سهم خود را از ایران می‌خواهند و تصمیم مقامات سیاسی در آمریکا مبنی بر تشکیل دولت برای هر کدام از گروه‌های تجزیه‌طلب، اگر نشانه تجزیه ایران عزیز و قوی نیست، پس نشانه چیست؟

نکته اساسی و با اهمیت آن است که مشکل ذاتی غرب فقط با جمهوری اسلامی نیست؛یعنی این‌گونه نیست که اگر روزی برسد که جمهوری اسلامی در کار نباشد، آنان از سر ایران دست برمی‌دارند؛ آنها اصولا به دلیل موقعیت جغرافیایی و تمدنی ایران، با ایران قوی و مستقل و یکپارچه مخالف هستند. این نقل درست است که گفته شده عناصر اطلاعاتی و امنیتی سیا و موساد یکی دو روز پس از آغاز جنگ تحمیلی ۱۲روزه به فرزند پهلوی می‌گویند، بعد از تغییر نظام جمهوری اسلامی، تو پادشاه ایران خواهی شد، اما پادشاه مرکز ایران! تصور پادشاهی بر شمال‌غرب و جنوب‌شرق ایران را از فکر و ذهن خارج کن! لذا تأکید می‌شود، فردای پس از جمهوری اسلامی، خبری از آغاز یک سیستم دموکراتیک و ایران قوی و یکپارچه نیست و آن گونه که رئیس‌جمهور فریبکار آمریکا مدعی است، در جهت حمایت از مردم ایران کمکی نمی‌کند و گامی برنمی‌دارد؛ فردای پس از جمهوری اسلامی آغاز اجرای پروژه تاریخی ویران‌سازی و تجزیه ایران و شروع چند حاکمیت ضعیف و تو سری خور در سرزمین فعلی ایران خواهد بود. با این تفاوت که این‌بار قدرت‌های شیطانی به‌گونه‌‌ای انتقام خواهند گرفت که ایران قوی، امن و پیشرفته هیچ‌گاه سر بلند نکند.

داوری درباره جمهوری اسلامی یک ایراد اساسی دارد و آن، این است که نقطه شروع منازعات غرب با جمهوری اسلامی از مقطع انقلاب اسلامی در نظر گرفته شده است. گویی اینکه رویکردهای حاکم بر ایران پیش از انقلاب اسلامی از حیث استقلال سیاسی، امنیت، سیاست خارجی، آزادی‌های سیاسی و حتی الگوهای توسعه کاملا در مسیر صحیح و اصولی طراحی و اجرا می‌شده است! جدای از این، نقش سایر متغیرهای مؤثر دیگر را در تحولات‌ سیاسی ایران ناديده گرفته است. مثلاً ژئوپولیتیک و موقعیت حائل ایران به گونه‌ای است که در طول تاریخ هر رخداد منطقه‌ای یا بین‌المللی بر امنیت ملی ایران اثر گذاشته است. برای نمونه، با وجود اینکه ایران هم در جنگ جهانی اول و هم جنگ بین‌الملل دوم سیاست بی‌طرفی را اعلام کرد، با این حال باز ایران مورد تهاجم و اشغال قرار گرفت.

درباره نقش و موقعیت سیاسی و جغرافیایی ایران و انگیزه تسلط قدرت‌های بزرگ بر ایران، کتاب‌ها و مقالات بسیاری نوشته شده است. یکی از مستندترین کارهای پژوهشی در این زمینه کتاب «بریتانیا و کشور حائل؛ فروپاشی امپراتوری ایران» اثر «دیوید مک‌لین» است. این اثر ایران را در برهه‌ای حساس از تاریخش به تصویر می‌کشد؛ زمانی که این سرزمین به گره‌گاهی سرنوشت‌ساز در بازی قدرت‌های بزرگ تبدیل شده بود. دیوید مک‌لین، استاد برجسته تاریخ در دانشگاه کینگز کالج لندن، با استفاده از اسناد بایگانی وزارت خارجه بریتانیا و مدارک دست اول، واقعیت‌های پنهان سیاست‌های امپراتوری‌ها را آشکار کرده و تصویری تازه و مستند از ایران در آستانه قرن بیستم ارائه می‌دهد.

«بریتانیا و کشور حائل» کتابی است که به خوبی نشان می‌دهد چگونه قدرت‌های بزرگ با استفاده از سیاست‌های استراتژیک و ابزارهای اقتصادی و نظامی، کشوری با تمامیت ارضی و تاریخ و فرهنگ غنی ایران را به بازیچه‌ای در میدان رقابت‌های امپراتوری خود تبدیل کردند. این کتاب به خواننده کمک می‌کند تا نه تنها تاریخ ایران را بهتر بشناسد، بلکه با درک عمیق‌تری از روابط بین‌الملل و سیاست‌های استعماری، به پیچیدگی‌های تاریخ معاصر ایران پی ببرد. مک‌لین با دقت تمام، نقش خلیج فارس، بنادر جنوبی ایران، شبکه‌های جاده‌ای و امتیازهای اقتصادی را بررسی کرده و نشان می‌دهد که چگونه این عوامل به ابزارهای مهمی برای نفوذ بریتانیا تبدیل شدند. او با تحلیل اسناد وزارت خارجه بریتانیا، نشان می‌دهد که این نفوذ نه تنها در سطح دیپلماتیک؛ بلکه در حوزه‌های اقتصادی و نظامی نیز گسترش یافت. به همین ترتیب، قراردادهای ۱۹۰۷ و ۱۹۱۵ میان بریتانیا و روسیه که ایران را به سه منطقه نفوذ تقسیم کردند، عملاً استقلال سیاسی ایران را نقض و کشور را به تجزیه نزدیک کرد. او نشان می‌دهد که چگونه بریتانیا با استفاده از ابزارهای اقتصادی مانند وام‌های خارجی، توسعه شبکه‌های جاده‌ای و کنترل بنادر، نفوذ خود را در ایران گسترش داد و جای پای خود را مستحکم‌تر کرد.

حالا شاهکار امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی این است که این روند سراسر وابستگی و رویکرد تاریخی چند صد ساله دست نشاندگی را قطع کرد و سپس رویکردهایی را که لازمه استقلال و پیشرفت کشور بود، به ارمغان آورد. معجزه امام(ره) و انقلاب اسلامی این بود که زنجیرهای اسارت و توقف را از دست و پای ملت ایران باز و راه پیشرفت را هموار کرد. به طور طبیعی در این راه جدید قدرت‌هایی که چند صد سال بر این سرزمین سیطره داشتند و از طریق موقعیت جغرافیایی و تمدنی ایران، غرب آسیا و به تعبیر خودشان خاورمیانه را کنترل می‌کردند، بیکار نمی‌نشینند و هر چه بتوانند بر سر راه انقلاب تازه به وقوع پیوسته در ایران که نقطه آغاز مسیر جدید تاریخی پیش روی ملت ایران به شمار می‌آید، مانع ایجاد می‌کنند؛ اما با لحاظ همه این موانع، دستاوردهای جمهوری اسلامی در ابعاد گوناگون خیره‌کننده است.

امروز اما پیوند امت با ولایت راه سلطه اجانب را بر ایران اسلامی بسته است. رهبری حکیم و مدبر که ضمن هدایت‌های روشنگرانه جامعه، شناختی دقیق از دشمنان و توطئه‌های آنها دارد و همه طراحی‌های سخت و خطرناک دشمنان را خنثی کرده است؛ این هدایت و راهبری در سایه همراهی مردمی استثنایی، بی‌نظیر و تاریخ‌ساز به دست آمده که حضرت امام خمینی(ره) درباره مجاهدت‌های آنان چنین فرمودند: «من با جرئت مدعی هستم که ملت ایران و توده میلیونی آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول‌الله(ص) و کوفه و عراق در عهد امیرالمؤمنین و حسین بن علی(ص) می‌باشند». در دیدار اخیر مردم قم با رهبر معظم انقلاب اسلامی، ایشان رمز و راز کسب نصرت و پیروزی را برشمردند؛ «ایشان فرمودند وحدت را حفظ کنید؛ ملت یکپارچه بر هر دشمنی فائق می‌آید. خداوند ان‌شاء‌الله شماها را حفظ کند، این آمادگی‌های‌تان را هم حفظ کند. ان‌شاء‌الله به زودی زود، خداوند احساس پیروزی را در د‌ل‌های همه‌ مردم ایران رواج بدهد». رهبر فرزانه انقلاب پیشتر فرموده بودند: «خدای متعال نصرت را برای ملت ایران در ذیل نظام اسلامی و زیر چتر قرآن و اسلام تضمین کرده و ملت ایران حتماً پیروز خواهد شد.»