در ادبیات کلاسیک روابط بینالملل، «ابرقدرت» به کشوری اطلاق میشد که دارای برتری نظامی، اقتصادی و فناورانه جهانی باشد و بتواند اراده خود را بر دیگران تحمیل کند.
اما تحولات دهه اخیرـ بهویژه جنگهای نامتقارن، افول هژمونی آمریکا و شکلگیری نظم چندقطبیـ نشان میدهد که ابرقدرتی امروز، بیش از آنکه مبتنی بر قدرت سخت باشد، مبتنی بر توان تأثیرگذاری بر محاسبات دشمن است.
تحمیل «محاسبه هزینه» به دشمن
یکی از مهمترین شاخصهای ابرقدرتی در نظم جدید جهانی، بازدارندگی فعال است؛ یعنی کشوری بتواند بهگونهای عمل کند که هر تصمیم دشمن علیه آن، بهصورت خودکار، با هزینهای سنگین، چندسطحی و غیرقابل پیشبینی همراه شود.
آمریکا و رژیم صهیونیستی، علیرغم تهدیدهای مکرر، از ورود به جنگ مستقیم پرهیز کردهاند. هر اقدام ضدایرانی، با سناریوهای پاسخ منطقهای، امنیت انرژی و بیثباتی ژئوپلیتیک سنجیده میشود. حتی «مذاکره» نه از موضع برتری، بلکه از موضع کنترل و مهار هزینهها مطرح میشود. ایران توانسته است اراده تصمیمسازی دشمن را محدود کند؛ و این، بالاترین سطح قدرت جهانی از دیدگاه خودغربیها هم هست که نیازبه نگهداری بازتولید دارد.
قدرت ائتلافسازی
ابرقدرت امروز الزاماً کشوری نیست که بیشترین متحدان رسمی را داشته باشد، بلکه کشوری است که بتواند شبکهای از بازیگران همسو با منافع مشترک، اما مستقل و با قابلیت عمل منطقهای ایجاد کند.
دستاوردهای ایران در این حوزه را میتوان اینگونه برشمرد؛ انتقال موازنه قوا از سطح «دولتمحور» به «شبکهمحور». شکلدهی ائتلافی غیررسمی، اما مؤثر که در بزنگاهها معادلات نظامی و سیاسی را تغییر میدهد. خارج کردن ابتکار عمل از دست قدرتهای فرامنطقهای و بازگرداندن آن به بازیگران بومی. بر این اساس این نوع قدرت قابل تحریم کامل نیست؛ با حمله نظامی از بین نمیرود؛ و حتی با حذف یک بازیگر، بازتولید میشود. نکته کلیدی آن است که «ابرقدرتی ایران» بیش از آنکه ادعای داخلی باشد، برداشتی بیرونی است. شواهد آن تمرکز دائمی رسانهها و نهادهای امنیتی غرب بر تصمیمات ایران؛ تبدیل ایران به متغیر کلیدی در معادلات انرژی، امنیت خلیج فارس و جنگهای نیابتی؛ ناتوانی دشمنان در طراحی یک راهحل نهایی برای مهار ایران.
پیوند راهبردی با منطق قرآنی
قرآن کریم این منطق قدرت را چنین تبیین میکند: «وَلا تَهِنوا وَلا تَحزَنوا وَأَنتُمُ الأَعلَونَ إِن کُنتُم مُؤمِنین»
در این آیه: «الأعلون» به معنای برتری عددی یا اقتصادی نیست؛ بلکه به معنای برتری اراده، ایمان، ثبات و اثرگذاری است. قدرتی که از ایمان، صبر راهبردی و محاسبه دقیق ناشی شود، میتواند بر قدرتهای ظاهراً بزرگتر غلبه کند؛ همان چیزی که امروز در رفتار ایران دیده میشود.
کلام آخر
ایران ابرقدرت و کشوری است که دشمن را از تصمیم بازمیدارد؛ بازیگری است که موازنهها را تغییر میدهد و بدون جنگ، دستور کار امنیتی جهان را تحت تأثیر قرار میدهد. از این منظر، ایران در سطح راهبردی جهانی و منطقهایـ واجد بسیاری از مؤلفههای ابرقدرتی است.