در سالهای اخیر، رقابت در فضای رسانههای فارسیزبان ضد انقلاب وارد مرحلهای تازه شده است؛ مرحلهای که بسیاری از تحلیلگران آن را نوعی نبرد روایتها مینامند. در این میان، «ایران اینترنشنال» به منزله یکی از رسانههای پرمخاطب خارج از کشور و در عین حال رسانهای که بیشترین تلاش آشکار را ضد منافع ملت ایران صورت میدهد، نقشی پررنگ در فریب افکار عمومی ایفا کرده است. همین نقش پررنگ و در عین حال مدل مواجهه این رسانه با مسائل و حواشی داخل کشور موجب شده است تا این رسانه در صدر رسانههای معاند ضد ایرانی قرار گیرد.
منتقدان داخلی این رسانه معتقدند نوع پوشش اخبار، انتخاب سوژهها و شیوه تیترگذاری در این شبکه، صرفاً بازتاب رویدادها نیست، بلکه به نوعی «برساخت بحران» و تشدید فضای تنش در جامعه منجر میشود. در مقابل، مدیران و حامیان این رسانه، عملکرد خود را در چارچوب آزادی رسانه و انعکاس دیدگاههای متنوع تعریف میکنند.
پرسش اصلی این است که آیا میتوان پوشش خبری ایران اینترنشنال را در چارچوب استانداردهای حرفهای روزنامهنگاری تحلیل کرد، یا آنگونه که منتقدان میگویند، این شبکه در مسیر «جوسازی رسانهای» حرکت میکند؟ برای پاسخ به این پرسش، چند محور اساسی در عملکرد این رسانه بررسی شده است.
انتخاب سوژه یا برجستهسازی هدفمند؟
یکی از مهمترین محورهای انتقاد به ایران اینترنشنال، تمرکز مداوم بر رویدادهای بحرانی و اعتراضی در ایران است. این مهم تا این حد است که در هیچ کدام از برنامههای این رسانه حتی یک بار هم درباره پیشرفتهای داخل کشور اعم از هستهای، نانو، پزشکی و... محتوایی مشاهده نمیکنید؛ ولی در عین حال بررسی محتوای پخششده در مقاطع مختلف نشان میدهد سهم قابلتوجهی از برنامهها و بخشهای خبری این شبکه به اعتراضات، نارضایتیهای اقتصادی، پروندههای حقوق بشری و تنشهای سیاسی اختصاص یافته است.
منتقدان بر این باورند که تکرار و برجستهسازی چنین سوژههایی، بدون پرداخت متوازن به سایر ابعاد اجتماعی و پیشرفتهای داخلی، میتواند تصویری یکسویه و ملتهب از وضعیت کشور ارائه دهد. بهزعم آنان، این رویکرد در دراز مدت بر ذهنیت مخاطب تأثیر گذاشته و احساس بیثباتی دائمی ایجاد میکند. تحلیلگران رسانه معتقدند؛ مسئله صرفاً «انتخاب سوژه» نیست، بلکه «نحوه چینش و تداوم پوشش» اهمیت دارد. اگر یک رسانه بهصورت پیوسته بر ابعاد منفی تمرکز کند و زمینههای تحلیلی متنوع ارائه ندهد، این امر میتواند به شکلگیری نوعی فضای هیجانی مستمر منجر شود.
اطلاعرسانی یا تحریک افکار عمومی؟
یکی دیگر از محورهای انتقادی، شیوه تیترگذاری و استفاده از واژگان در این شبکه است. برخی کارشناسان معتقدند در مواردی از عناوین احساسی، تعابیر تند یا واژههای بارگذاریشده استفاده شده که میتواند برداشت مخاطب را پیش از مطالعه کامل خبر جهتدهی کند. به تکرار در برنامههای گوناگون این رسانه مشاهده شده است که به نوعی یک خبر ساده، همچون قطعی برق موقتی در برخی مناطق تهران را مطرح میکنند که گویی مردم در داخل کشور فقط در چندین ساعت محدود از روز برق دارند و کشور با چالش جدی برق مواجه است. در فضای رقابتی رسانهای، تیتر نقش تعیینکنندهای در جذب مخاطب دارد. با این حال، مرز میان «تیتر جذاب» و «تیتر جهتدار» بسیار باریک است. منتقدان میگویند بسیاری از تیترها در این شبکه بهگونهای تنظیم میشود که بر عنصر بحران، تقابل یا تقویت احساسات عمومی تأکید بیشتری داشته باشد. برخی پژوهشهای رسانهای نشان میدهد، تکرار واژگان خاص در پوشش یک موضوع میتواند به تثبیت یک چارچوب ذهنی مشخص در مخاطب بینجامد. در چنین وضعیتی، حتی بدون بیان صریح موضع سیاسی، لحن و واژهگزینی میتواند حامل پیام ضمنی باشد.
تنوع دیدگاه یا همسویی سیاسی؟
حضور مهمانان برنامههای تحلیلی یکی از ابزارهای اصلی شکلدهی به گفتمان رسانهای است. در این زمینه نیز ایران اینترنشنال رفوزه شده است. طیف مهمانان دعوتشده عمدتاً شامل چهرههای منتقد یا مخالف ساختار سیاسی ایران است و حضور دیدگاههای همسو با حاکمیت بسیار کمتر بوده یا حتی اصلا دیده نمیشود. چنین الگویی، در صورت تداوم، میتواند به شکلگیری فضای تحلیلی یکطرفه منجر شود؛ زیرا مخاطب عمدتاً با روایتهایی مواجه میشود که در چارچوب انتقادی یا تقابلی تعریف شدهاند. کارشناسان علوم ارتباطات تأکید میکنند که تنوع واقعی دیدگاهها باید در خروجی نهایی برنامهها به شکل ملموس دیده شود. در غیر این صورت، رسانه ناخواسته یا آگاهانه در مسیر تقویت یک گفتمان خاص حرکت خواهد کرد.
اثرگذاری هیجانی
نقش شبکههای اجتماعی در تقویت پیامهای رسانهای انکارناپذیر است. ایران اینترنشنال نیز با حضور فعال در پلتفرمهای دیجیتال، بخش مهمی از مخاطبان خود را از طریق فضای مجازی جذب میکند.
انتشار گزینشی و برجسته برخی ویدئوها یا روایتها در شبکههای اجتماعی، میتواند به سرعت فضای عمومی را تحت تأثیر قرار دهد و به شکلگیری موجهای هیجانی دامن بزند. در چنین وضعیتی، مرز میان «پوشش خبر» و «تشدید احساسات جمعی»مبهم میشود.
در این مورد هم بسیاری از پژوهشگران حوزه ارتباطات هشدار میدهند که همافزایی میان تلویزیون و شبکههای اجتماعی میتواند اثرگذاری پیام را چند برابر کند؛ بهویژه زمانی که موضوعات حساس سیاسی یا اجتماعی در میان باشد.
بررسی عملکرد ایران اینترنشنال نشان میدهد، این شبکه در سالهای اخیر به یکی از بازیگران اصلی در فضای رسانهای فارسیزبان تبدیل شده و به نوعی با تمرکز بر بحرانها، نحوه تیترگذاری، ترکیب مهمانان و فعالیت گسترده در شبکههای اجتماعی، عاملی برای فشار بر افکار عمومی داخل کشور و برهم زدن آرامش روانی جامعه ایرانی شده است.
«جوسازی رسانهای» و تلاش برای ایجاد بحران در کشور ما یکی از مهمترین فعالیتهایی است که اینترنشنال با انجام آن در ایران به نوعی خود را از یک رسانه فارسی زبان به نوعی سرباز و نیروی رژیم صهیونیستی در ناامیدسازی ملت ایران تبدیل کرده است.
آنچه مسلم است، در فضای پیچیده امروز، رسانهها زمانی که اصل انصاف را در انتقال پیام خود رعایت نکنند، عاقبتی همچون این رسانه معاند خواهند داشت و در عین حال که به زبان مادری همه ملت ایران سخن میگویند؛ ولی به سرباز رسانهای رژیم کودک کش صهیونیستی بدل میشوند.