صبح صادق >>  پرونده >> گفتگو
تاریخ انتشار : ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۹:۲۱  ، 
شناسه خبر : ۳۸۷۸۸۴
صبح صادق اهداف رسانه‌های ضد ایرانی فارسی زبان را در گفت‌و‌گو با «محمد امامی‌» بررسی می‌کند
پایگاه بصیرت / گروه پرونده

در دنیای امروز، رسانه‌ها نه تنها ابزار اطلاع‌رسانی‌اند، بلکه ابزار جنگ نرم و تأثیرگذاری بر افکار عمومی هستند. شبکه‌های فارسی‌زبان برون‌مرزی، مانند رسانه تروریستی ایران‌اینترنشنال با استفاده از تکنیک‌های پیشرفته روایت‌سازی، بزرگنمایی و کوچک‌نمایی اخبار، تلاش می‌کنند باور‌ها و احساسات مخاطبان داخلی ایران را جهت‌دهی و کنترل کنند.

برای بررسی این پدیده و آگاهی‌بخشی به مخاطبان، با «دکتر محمد امامی‌کورنده» کارشناس جنگ رسانه‌ای و سواد رسانه‌ای، به گفت‌و‌گو نشستیم. ایشان با سال‌ها تجربه در تحلیل رسانه‌ها و آموزش سواد رسانه‌ای، روش‌های کارکرد شبکه‌های خبری معاند، تأثیرگذاری آنها بر افکار عمومی و راهکار‌های مقابله با پیام‌های یک‌طرفه را به تفصیل تشریح کرده‌اند.

در این مصاحبه، دکتر امامی با ارائه مثال‌های ملموس، مصداق‌های تاریخی و تحلیل‌های تخصصی، تصویر واضحی از استراتژی‌های رسانه‌ای و تأثیرات آن بر جامعه ایران ارائه می‌دهد و نکاتی کاربردی برای مخاطبان داخلی ارائه می‌کند تا بتوانند با ذهنی آگاه و تحلیلگر با محتوای رسانه‌ای مواجه شوند.

با توجه به تجربه و تحلیل شما، جایگاه رسانه تروریستی ایران‌اینترنشنال در میان رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور چگونه ارزیابی می‌شود؟ آیا می‌توان آن را صرفاً یک رسانه خبری دانست یا بخشی از یک پروژه رسانه‌ای گسترده‌تر است؟

ایران اینترنشنال صرفاً یک رسانه خبری نیست. این شبکه یک بنگاه خبرپراکنی است؛ یعنی جایی که اخبار و تحلیل‌ها در ازای بودجه‌های کلان خارجی معامله می‌شوند. بودجه این شبکه از منابعی، مانند آمریکا و رژیم صهیونیستی تأمین می‌شود و بخشی از برنامه‌های جنگ نرم و دفاعی آن کشورهاست.

برای مثال، این شبکه نام ایران را به کار می‌برد؛ اما علیه ایران فعالیت می‌کند. هدفش نه اطلاع‌رسانی، بلکه ایجاد نفوذ، اثرگذاری بر افکار عمومی و تضعیف اعتماد مردم به نظام است. کارکنان شبکه اغلب از متخصصان ایرانی هستند که جمع شده‌اند تا در قالب اتاق‌های فکر هدفمند، اخبار و تحلیل‌ها را برای مخاطب داخلی طراحی کنند.

شیوه انتخاب اخبار و ارائه تحلیل‌های یک‌طرفه در این شبکه چه تأثیری بر افکار عمومی داخل ایران دارد؟ آیا این الگو می‌تواند منجر به تغییر نگرش یا افزایش شکاف‌های اجتماعی و سیاسی شود؟

این شبکه از انتخاب اخبار منفی و تحلیل‌های یک‌طرفه برای دستکاری افکار عمومی استفاده می‌کند. یک مثال واضح، داستانی است که من در کلاس درس تدریس می‌کنم: فرض کنید در خیابانی صدای جیغ زنی می‌آید. فرد کنجکاو به سمت صدا می‌رود و وقتی به در خانه می‌رسد، می‌بیند یک کارگردان پشت پرده است که همه اتفاقات را هدایت می‌کند.

شبکه‌ها مثل ایران اینترنشنال هم مخاطب را با این روش می‌برند بالا و پایین، احساسات او را هدایت می‌کنند و افکار عمومی را تحت تأثیر قرار می‌دهند. اثر نهایی این است که افراد به جای تحلیل مستقل، باور‌های احساسی و جهت‌دار پیدا می‌کنند.

تمرکز اصلی این شبکه بر موضوعات حساس داخلی ایران است. از منظر شما، این استراتژی چه اهدافی را دنبال می‌کند و چه اثراتی بر جامعه و جریان اطلاع‌رسانی داخلی دارد؟

ایران اینترنشنال همیشه روی مشکلات و مسائل منفی داخلی ایران تمرکز دارد و هرگز موفقیت‌ها و دستاورد‌های کشور را برجسته نمی‌کند. هدف اصلی این است که ناامیدی و نارضایتی ایجاد شود و جریان اعتراض‌ها را تحت تأثیر قرار دهد.

برای نمونه، در جریان اعتراضات دی‌ماه و حتی جنگ‌های گذشته، شبکه‌ها با بزرگنمایی حوادث کوچک و کوچک‌نمایی موفقیت‌ها، تلاش می‌کنند واقعیت‌ها را تحریف و روایت‌سازی کنند. این روش باعث می‌شود مردم دستاورد‌های کشور را نادیده بگیرند و به اخبار جهت‌دار اعتماد کنند.

تحلیل‌ها و روایت‌های ارائه شده در این شبکه غالباً تک‌بعدی و جهت‌دار هستند. شما این رویکرد را چگونه در چارچوب مفهوم جنگ نرم و تأثیر رسانه‌ای بر افکار عمومی ارزیابی می‌کنید؟

ایران اینترنشنال از تکنیک‌های تکرار و تشدید استفاده می‌کند. مانند دارکوبی که با ضربه‌های مکرر تنه درخت را می‌شکافد، شبکه با تکرار اخبار و بزرگنمایی آنها، حتی اگر کوچک باشند، ذهن مخاطب را تحت تأثیر قرار می‌دهد. نمونه‌ها از این رویکرد را می‌توان اینگنه برشمرد.

ـ گزارش‌ها از ناو‌های نظامی یا موشک‌ها که توان واقعی را کوچک‌نمایی و قدرت دشمن را بزرگ‌نمایی می‌کنند.

ـ جنگ غزه و کشته‌های غیرنظامی که آمار واقعی را پنهان کرده و اعداد تحریف‌شده به مخاطب ارائه می‌شود.

ـ تکنیک روایت‌سازی و روایت‌سوزی که توانمندی‌های ایران را کم‌اهمیت جلوه می‌دهد.

نتیجه این روش‌ها، ایجاد ترس، ناامنی و خشم در ذهن مخاطب است و بخش مهمی از جنگ نرم به‌شمار می‌آید.

این شبکه با بزرگنمایی و کوچک‌نمایی اخبار، واقعیت‌ها را دستکاری می‌کند. برای نمونه، در گزارشی گفته می‌شود جمهوری اسلامی ۳۰۰ موشک شلیک کرده، اما تنها ۶ درصد به هدف اصابت کرده است. شبکه با کوچک‌نمایی موفقیت‌ها و بزرگ‌نمایی تهدیدها، باور‌های غلط و احساسات منفی را در مخاطب ایجاد می‌کند.

شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های دیجیتال چه نقشی در گسترش تأثیرگذاری این ضبکه ضد ایرانی دارند؟ آیا این فناوری‌ها موجب افزایش دامنه اثرگذاری پیام‌های جهت‌دار شده‌اند؟

فناوری‌های دیجیتال دامنه اثرگذاری شبکه‌ها را به شدت افزایش داده‌اند. ماهواره، لپ‌تاپ، گوشی‌های هوشمند، شبکه‌های اجتماعی و حتی شهروند خبرنگاران همه به عنوان رسانه عمل می‌کنند.

این شبکه‌ها با استفاده از این ابزارها، پیام‌های جهت‌دار خود را سریع و گسترده منتشر می‌کنند. برای مقابله با این اثرگذاری، مخاطب باید سواد رسانه‌ای و قدرت تحلیل خود را افزایش دهد و قادر باشد اخبار را از منابع گوناگون بررسی و تحلیل کند.

به نظر شما فعالیت شبکه‌های فارسی‌زبان برون‌مرزی مانند ایران‌اینترنشنال تا چه اندازه می‌تواند تحت تأثیر اهداف ژئوپلیتیک قدرت‌های منطقه‌ای یا فرامنطقه‌ای باشد و این موضوع چه پیامد‌هایی برای مخاطب داخلی دارد؟

شبکه‌های فارسی‌زبان برون‌مرزی تحت تأثیر اهداف ژئوپلیتیک قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای عمل می‌کنند و بودجه آنها طبق مأموریت‌ها تخصیص می‌یابد. این شبکه‌ها مسیر افکار عمومی را تغییر می‌دهند و حقیقت را وارونه می‌کنند، اما قادر به تغییر قدرت سخت و نرم کشور‌ها نیستند. وقتی بودجه قطع شود، کارایی آنها به شدت کاهش می‌یابد، همان‌طور که در تعطیلی دولت آمریکا و توقف شبکه VOA دیده شد.

با توجه به تحلیل شما، مخاطب داخلی برای مواجهه با محتوای رسانه‌هایی که روایت یک‌طرفه ارائه می‌کنند، چه راهکار‌ها و روش‌هایی را باید در پیش بگیرد تا تحت تأثیر پیام‌های جهت‌دار قرار نگیرد؟

مخاطب داخلی باید:

۱ ـ سواد رسانه‌ای خود را تقویت کند.

۲ ـ قدرت تحلیل و تفکر انتقادی داشته باشد و از پذیرش ساده هر خبری خودداری کند.

۳ ـ اخبار را از منابع متعدد و معتبر بررسی و مقایسه کند.

۴ ـ ذهن خود را تقویت کند تا پیام‌های جهت‌دار را شناسایی و فیلتر کند.

۵ ـ برای تحلیل هر خبر زمان کافی صرف کند و تحت فشار حجم زیاد اطلاعات قرار نگیرد.