در دنیای امروز، همه نبردها در میدانهای نظامی رخ نمیدهند. بخش مهمی از رقابتها و تقابلها به حوزه ذهن، ادراک و تصمیمسازی منتقل شده است. به همین دلیل، یکی از مهمترین اهداف دشمنان هر کشور، تأثیرگذاری بر دستگاه محاسباتی مسئولان و تصمیمگیران آن کشور است. دستگاه محاسباتی به مجموعه برداشتها، تحلیلها، برآوردها و ارزیابیهایی گفته میشود که مبنای تصمیمگیری قرار میگیرد. هر تصمیم سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی، در نهایت محصول همین محاسبات است. از این رو، اگر این دستگاه دچار خطا شود، حتی تصمیمهای ظاهراً منطقی نیز میتواند به نتایج نامطلوب منجر شود.
تجربههای تاریخی نشان میدهد؛ که بسیاری از شکستهای بزرگ کشورها، بیش از آنکه ناشی از کمبود امکانات باشد، نتیجه خطا در تشخیص واقعیتها بوده است. تصمیمگیرانی که قدرت خود را کمتر از حد واقعی برآورد کردهاند، فرصتهای مهم را از دست دادهاند. در مقابل، کسانی که توان خود را بیش از اندازه تصور کردهاند، کشور را وارد بحرانهای پرهزینه کردهاند. بنابراین، دقت در محاسبه واقعیتها یکی از ارکان اصلی حکمرانی موفق است.
امروز دشمن برای تغییر رفتار کشورها، بیش از گذشته بر جنگ شناختی و عملیات ادراکی تکیه میکند. هدف این جنگ، تغییر ذهنیت مسئولان و نخبگان تصمیمساز است. در این روش، تلاش میشود تصویری غیرواقعی از شرایط کشور، جامعه و محیط بینالمللی ارائه شود. گاهی نقاط ضعف بزرگتر از اندازه واقعی نشان داده میشود و گاهی ظرفیتها و توانمندیها نادیده گرفته میشود. نتیجه چنین روندی، شکلگیری محاسبات نادرست و تصمیمهای اشتباه است.
رسانهها، شبکههای اجتماعی، گزارشهای جهتدار، تحلیلهای یکجانبه و جریانسازیهای خبری، از جمله ابزارهای این نبرد پنهان هستند. حجم بالای اطلاعات و سرعت انتشار اخبار نیز بر پیچیدگی این مسئله افزوده است. در چنین فضایی، تشخیص واقعیت از روایتسازی دشوارتر شده است. به همین دلیل، مسئولان بیش از هر زمان دیگری به تحلیل دقیق، اطلاعات معتبر و نگاه جامع نیاز دارند.
یکی از مهمترین راهبردهای دشمن، ایجاد یأس و ناامیدی در محاسبات مسئولان است. هنگامی که تصمیمگیران تصور کنند مشکلات غیرقابل حل است یا ظرفیتهای داخلی کارآمدی لازم را ندارد، اراده لازم برای حل مسائل تضعیف میشود. در مقابل، واقعبینی به معنای دیدن همزمان نقاط قوت و ضعف است. نه خوشبینی افراطی میتواند راهگشا باشد و نه سیاهنمایی مداوم. تصمیم درست از دل شناخت صحیح واقعیتها به دست میآید.
حفظ سلامت دستگاه محاسباتی مسئولان، نیازمند چند اصل اساسی است. نخست، دسترسی به اطلاعات دقیق و قابل اعتماد. دوم، بهرهگیری از دیدگاههای کارشناسی متنوع. سوم، ارتباط مستمر با واقعیتهای جامعه و مسائل مردم. چهارم، پرهیز از تصمیمگیری بر اساس فضاسازیهای رسانهای و هیجانات مقطعی. هرچه تصمیمگیران به دادههای واقعی و تحلیلهای مستند نزدیکتر باشند، احتمال خطای راهبردی کاهش مییابد.
در شرایط کنونی، امنیت ملی تنها به حفاظت از مرزهای جغرافیایی محدود نمیشود. حفاظت از مرزهای شناختی و ذهنی نیز اهمیت دارد. دشمنی که نتواند اراده یک ملت را بشکند، تلاش میکند محاسبات مسئولان آن را تغییر دهد. از این رو، تقویت قدرت تحلیل، افزایش سواد رسانهای، توجه به واقعیات میدانی و اتکا به ظرفیتهای ملی، از الزامات صیانت از دستگاه محاسباتی کشور است.
در نهایت باید پذیرفت که یکی از مهمترین عرصههای رقابت در جهان امروز، عرصه تصمیمسازی است. هر اندازه محاسبات مسئولان دقیقتر، واقعبینانهتر و مبتنی بر اطلاعات معتبر باشد، امکان موفقیت کشور در مواجهه با چالشها افزایش مییابد. از همین رو، دستگاه محاسباتی مسئولان را باید یکی از مهمترین سرمایههای راهبردی کشور دانست؛ سرمایهای که حفظ سلامت آن، شرط لازم برای اتخاذ تصمیمهای درست و تأمین منافع ملی است.