صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۶ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۱۲:۵۸  ، 
کد خبر : ۱۴۳۵۱۶

مردم بیدارند و بی‌تفاوت نیستند

یدالله جوانی مقدمه: «زندانی شدن افراد دلسوز و منتقد موجب بیداری مردم می شود و نباید شک کرد که این زندان رفتن ها در مجموع سازنده است. بی تفاوتی جامعه نسبت به مسائل سیاسی عیب بسیار بزرگی است. » جملات مذکور بخشی از اظهارات منتسب به آقای هاشمی رفسنجانی در جمع عده ای از جوانان به اصطلاح اصلاح طلب می باشد که سایت های خبری از جمله سایت جهان نیوز آن را منتشر ساخته و تاکنون تکذیب نشده است. برای نقد و بررسی این قبیل اظهارات، گفتنی ها بسیار است و لکن در این نوشته کوتاه به دو نکته بسنده می شود:

نکته اول: زندانی شدن افراد دلسوز و منتقد
منظور ایشان از زندانی شدن افراد دلسوز و منتقد، کسانی هستند که به دنبال حوادث پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری بازداشت، محاکمه و زندانی شدند. آیا بازداشت و محاکمه این افراد به خاطر انتقادهای آنان بود؟ در سی سال گذشته، بسیار بودند افرادی که نه تنها با انتقاد، بلکه با سیاه نمایی و دروغ پردازی به تخریب چهره نظام اسلامی و دولتمردان آن پرداخته، ولی هیچگاه دستگاه قضایی متعرض آنان نگردید. در سال گذشته با عده ای از افراد سیاسی وابسته به یک جریان سیاسی برخورد قضایی صورت گرفت و زندانی شدند. آیا این افراد صرفاً به دلیل منتقد بودن زندانی شدند؟ همگان به خوبی می دانند، تهران امن و باثبات چگونه در پی ادعای تقلب در انتخابات از سوی جریان اصلاحات، در مسیر ناامنی و بی ثباتی قرار گرفت و اغتشاشات دامن گیر پایتخت ایران شد. شعله های دود و آتش که پیش از انتخابات طی نامه ای به رهبر معظم انقلاب اسلامی از آن خبرداده شده بود رنگ واقعیت به خود گرفت و عده ای تحت لوای جریان سبز، بانک ها، اتوبوس ها، اماکن عمومی و دولتی و سطل های زباله را به آتش کشیدند. روز 25 خرداد عده ای از همین جماعت به حوزه 117 بسیج در غرب تهران به قصد آتش زدن و ربودن اسلحه های آن حمله ور شدند. هنگامیکه نیروهای انتظامی به عنوان متولیان برقراری نظم و امنیت وارد عرصه عمل شدند از سوی هواداران فرقه سبز مورد هجوم قرار گرفته و صدها نفر از آنان مصدوم و مجروح گشتند. مجموعه حوادث روزهای پس از انتخابات دشمنان خارجی را چنان شاد ساخت که تصور کردند جمهوری اسلامی دیگر قادر به برقراری امنیت، ثبات و آرامش در ایران نخواهد بود و برای کشورمان جنگ های داخلی را پیش بینی کردند. سوال این است که نقش این افراد به اصطلاح دلسوز و منتقد در این حوادث ضد انقلابی و ضد امنیتی چیست؟ آیا این افراد با طراحی و اجرای سناریوی دروغین تقلب در انتخابات و با کمک رسانه های غربی و جریان ضد انقلاب در به خیابان آوردن همان کسانیکه ثبات و آرامش تهران را بر هم زدند، نقش اصلی و اول را برعهده نداشتند؟ آنانی که خود در دادگاه از نقش خود و نیات خود سخن گفته و از پیشگاه ملت ایران و رهبر معظم انقلاب اسلامی عذرخواهی کردند. به یادآوریم اعترافات صریح آقایان ابطحی، عطریانفر، کیان تاجبخش، مازیار بهاری، حسین رسام، محسن جعفری، سعید شریعتی، سعید حجاریان، هدایت آقایی و. . . که همگی از یک توطئه بسیار پیچیده و خطرناک علیه انقلاب اسلامی و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران پرده برداشت.
آقایان این بخش از اعترافات ابطحی را که می گوید:«انتخابات دور دهم، انتخابات متفاوتی بود و شاید انتخاباتی بود که دو تا سه سال برای آن کار شده بود و تصور می کنم که اصلاح طلبان پس از شکست در سه انتخابات برای به نوعی محدود کردن مقام معظم رهبری و اعتقادات مردم حرکت کردند. » را چگونه توجیه می کنند؟ مگر ابطحی نگفت که تقلب رمز آشوب بود و تمرین نگه داشتن گسترده مردم در خیابان ها در چارچوب تقلب بود که می توانست معنا پیدا کند؟ آیا عطریانفر به نفاق جریانی اشاره نکرد و تحلیل ننمود که چگونه جریان دوم خرداد در فرآیندی قرار گرفت که نتیجه آن حرکت ضد امنیتی برای ایران شد؟ اعترافات کیان تاجبخش که خود از نظریه پردازان براندازی نرم و از مرتبطین با افراد دوم خردادی بود را آقایان چگونه تفسیر می کنند؟ ایشان در بخشی از اعترافات خود با صراحت می گوید:« حوادثی که پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم رخ داد، تصادفی نبود و نتیجه برنامه ریزی نسبتاً طولانی و دراز مدت بود. » حجاریان با صراحت هر چه تمام گفت اصلاح طلبان با محوریت احزابی چون مشارکت و سازمان مجاهدین به دنبال چه چیزی بودند. سند تأملات راهبردی احزاب محوری دوم خردادی را چگونه می توان نادیده انگاشت و از این احزاب و چهره های برجسته آن صرفاً با عنوان افراد دلسوز و منتقد یاد کرد؟
نکته دوم: بی تفاوتی جامعه نسبت به مسایل سیاسی
آیا مردم ایران نسبت به مسایل سیاسی کشور خود بی تفاوتند؟ آیا مردم ایران به خواب رفته و باید افرادی دلسوز و منتقد با زندان رفتن و دست زدن به مقاومت، زمینه ها و بسترهای بیداری مردم را فراهم سازند؟ نیم نگاهی به مسایل سی سال گذشته نشان می دهد که پاسخ این قبیل سوالات چیست. مردم ایران سرزنده ترین، پویاترین، آگاه ترین و هوشیارترین مردم جهان در تاریخ معاصر و عصر حاضر به حساب می آیند. در زمانیکه یک وزیر آمریکایی در دوران بوش پسر با صراحت می گوید ریشه ملت ایران را باید خشکاند و همگان بیداری ملت ایران و ایستادگی آن در برابر زیاده خواهی استکبار جهانی را دلیل این نوع سخنان ارزیابی می کنند، چگونه می توان بی تفاوتی جامعه در قبال مسایل سیاسی را به مردم ایران نسبت داد؟ در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری مردم ایران با مشارکت 85 درصدی از واجدین شرایط در انتخابات، تمام سیاستمداران جهان و رسانه های خبری را متحیر ساختند. در موضوع هسته ای اکنون تمام کارشناسان غربی بر این اعتقاد می باشند که امکان عقب راندن هسته ای ایران وجود ندارد و چاره ای جز پذیرش یک ایران هسته ای وجود ندارد و دلیل آن را نیز حضور مردم ایران درصحنه برای دفاع از حقوق هسته ای اعلام می دارند. در حوادث سال گذشت و در فتنه به وجود آمده، مردم ایران نشان دادند که خوابند و یا بیدار. حضور حماسی و ماندگار مردم ایران در راهپیمایی های نهم دی ماه و 22 بهمن ماه سال گذشته پاسخی روشن به این قبیل سوالات می دهد.

نظرات بینندگان
آخرین مطلب
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات