سیاسی >>  تاریخ معاصر >> اخبار ویژه
تاریخ انتشار : ۰۲ دی ۱۳۹۴ - ۰۹:۲۸  ، 
شناسه خبر : ۲۸۴۹۵۷
دانيل كالينگرت عضو برجسته سيا در سايت گذار، ارگان اينترنتي خانه آزادي صريحاً دستورالعملي را براي شبهه افكني در انتخابات آن هم در پوشش صيانت از آراء صادر كرده و می نویسد:‌ « بايد با انتخابات مهندسي شده مقابله كرد و از آراء‌ مردم صيانت نمود. افشاي اعمال كنترل در انتخابات در سرنگوني حاكمان ديكتاتور صربستان درسال 2000 و در گرجستان در جريان انقلاب سرخ سال 2003، در اوكراين در جريان انقلاب نارنجي سال 2004، در قرقيزستان در انقلاب لاله سال 2005 ميلادي موثر واقع شد». تشكيل كميته صيانت از آرا از سوي كانديداهاي اصلاح طلب حاصل چنين القائاتي در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوری ايران است.
پایگاه بصیرت / گروه سیاسی / فتح الله پریشان

انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري در ايران اسلامي براساس نگاه تكليف مدارانه مردم و با مشاركت حماسي و حداكثري مردم(‌85 درصد واجدين شرايط اخذ راي ) در 22 خرداد سال 1388 برگزار شد و در نوع خود توانست از حد نصاب معمول دموكراسي هاي پرمدعاي غرب عبور نمايد و نصاب جديدي را در دنيا رقم بزند. اما اين دوره از انتخابات در ايران نسبت به انتخابات دوره هاي گذشته، از تمايز مهمی نيز برخوردار بود كه بنا به نقش، آثار و پيامدهاي بعدي آن، اهميت ويژه اي دارد. اين تمايز اساسي به « حوادث پس از انتخابات دهم » مرتبط مي شود.

با گذشت بیش از چهار سال از برگزاري انتخابات و تاييد آن از سوي مراجع رسمي و قانوني، پرونده انتخاب دهم براي واكاوي و بررسي چرايي و چگونگي حوادث پس ازا نتخابات و نقش بيگانگان در اغتشاشات پس از آن همچنان باز است و هر روز زواياي تاريك بيشتري از ابعاد مختلف آن در برابر خورشيد حقيقت نمايان مي شود.

مطالعه و بررسي رفتار غرب در قبال انتخابات ریاست جمهوری دهم حاكي از طراحي راهبردها و تاكتيك‌هايي است كه آمريكا ناگزير از اتخاذ آنها بوده است. امريكايي ها با مطالعاتي كه از سال‌ها پيش بر روي گزينه هاي احتمالي نامزدي انتخابات دهم رياست جمهوري اسلامي ايران داشتند، به اين نتيجه رسيده بودند كه بايد بسترهاي بازگشت افرادي از جناح دوم خرداد را به قدرت فراهم كرد. در اين مطالعات رقيب جدي اين طيف رئيس دولت اصولگراي نهم قلمداد مي شد كه توانسته بود ضمن دفاع از آرمان هاي انقلاب اسلامي و احياي گفتمان امام(ره) در ابعاد مختلف علي الخصوص امور حكومتي، كارنامه قابل دفاعي از عملكرد دولت نهم در عرصه هاي گوناگون؛ به ويژه در حوزه مسائل استراتژيك دفاعي و فناوري صلح آميز هسته اي و توسعه و عدالت گستري به مردم ارائه دهد. از اين رو، در وهله اول دست به طراحي سناريوي براندازي نظام اسلامي از طريق انتخابات زدند. اسم رمز اين سناريو بنا بر اعتراف يكي از سران و فعالان بازداشت شده در آشوب هاي پس از انتخابات، تقلب در انتخابات و سپس ورود به فاز عملياتي و اردوكشي هاي خياباني بود.

در اين حوادث ماشين هاي تبليغاتي غرب بسيار فعال عمل كردند و توانستند با ترفندهاي عمليات رواني و دروغ پردازي هاي گسترده كه عادت حرفه اي رسانه هاي غربي و صهيونيستي است، زمان فتنه را تطويل و بر تعداد پياده نظام حاضر در صحنه بيافزايند و توهم پيروزي و حمايت مردمي را در سران فتنه افزايش دهند.

دومين نمونه از اين دست تذكر سايت وزارت خارجه انگليس در چند ماه قبل از انتخابات دهم به كساني است كه قصد سفر به ايران را دارند. اين سايت در 16 اسفند 87 در هشداری جدی و به صورت معجزه آسايی به درستی پيش بينی می کند: «‌امكان برگزاري تظاهرات ناگهاني خشونت آميز و حتي شورشهاي عمومي در ايران به طور قابل ملاحظه اي وجود دارد«. توجه مجدد به واژگان تأكيدي اين سايت، اولين مطلبی را که به ذهن متبادر می سازد، چيزی جز دخالت روش مند و برنامه ريزی شده روباه پير سياست در انتخابات اخير نيست.

انتخابات با موفقيت و مشاركت 85 درصدي مردم هميشه در صحنه برگزار شد و به رغم پرداخت هزينه هاي فروان از سوي نظام اسلامي در ابعاد ملي و فرا ملي، آشوب هاي پس از انتخابات هم با حضور مردم و نيروهاي دلسوز با اقتدار تمام كنترل شد. اما آتش افروزي غرب به ويژه آمريكايي ها در ابعاد مختلف حمايت هاي مالي و علي الخصوص تبليغات رسانه اي به نفع جريان فتنه و تهاجم تبليغي و رسانه اي عليه فعاليت ها و اقدامات دولت دهم ادامه يافت و در برهه هايي هم سير صعودي پيدا كرد. در همين راستا به بررسي رفتارشناسي غرب در فتنه88 و مطالعه و بررسي رفتار رسانه اي غرب و مواضع مقامات آمريكايي و اروپايي در قبال آن و اقداماتشان در عرصه هاي داخلي، منطقه اي و بين المللي مي پردازيم.

مراحل چهارگانه رفتار رسانه اي غرب

غرب، بويژه آمريكايي‌ها و تحليلگران سياسي آنها در خصوص انتخابات اخير ايران در چهار مقطع اظهار نظر و موضعگيري نمودند. مراحل چهارگانه رفتار رسانه‌اي و موضعگيري مقامات غربي به ويژه آمريكايي‌ها در خصوص انتخابات ايران عبارتند از:

1- رفتار غرب در مرحله قبل از انتخابات

چند ماه قبل از آغاز تبليغات رسمي نامزدها ، عمده موضعگيري هاي مقامات سياسي غرب و انعكاس رسانه اي آنها حول چند محور صورت بندي مي شود.

1- ادعاي آزادنبودن انتخابات ايران : دعوت از مردم به عدم شركت در انتخابات به دليل اينكه آراي آنها در تغيير دولت تأييري ندارد و سران اصلي نظام به هر شكل شده همين دولت را پيروز انتخابات اعلام خواهند كرد،اولين موضع غرب و رسانه های آنها در خصوص انتخابات دهم است. افراط رسانه هاي آمريكايي در تبليغ اين خط حتي صداي برژينسكي مشاور امنيت ملي دورا ن رياست جمهوري كارتر كه هم اكنون رئيس مؤسسه مطالعات استراتژي و امور بين المللي واشنگتن است را نيز درآورد: «‌وقتي در باره ترويج دموكراسي در ايران صحبت مي كنيم بايد به خاطر داشته باشيم كه هم اكنون هم نوعي دموكراسي در ايران وجود دارد كه ما آن را معمولا ناديده مي گيريم. به عنوان مثال در انتخابات اخير درايران من واقعا نمي توانستم با قاطعيت پيش بيني كنيم چه كسي پيروز انتخابات خواهد بود.»

2- تشكيك در سلامت انتخابات: در هر انتخاباتي غرب تلاش مي كند به نوعي در روند و نتايج انتخابات دخالت و تأثيرگذار باشد. حركتهاي مذبوحانه غرب دامنه اي از ترديد ، تشكيك و تخريب گرفته تا تهديد و يا اظهار تمايل به گروه يا فردي خاص را در برمي گيرد. در انتخابات دهم نيز اين رويه در اظهار نظر مقامات آمريكايي و صهيونيستي و توصيه هاي ده گانه سازمان سيا ادامه يافت. از يكي دوماه مانده به انتخابات، دشمنان خارجي و به تبع آنها برخي از وابستگان از جريانات سياسي در داخل ، برروي سلامت انتخابات ايران شبهه افكني كردند. از باب نمونه مي توان به مقاله" دانيل كالينگرت "عضو برجسته سازمان جاسوسي آمريكا ( سيا) اشاره نمود كه در سايت گذار ، ارگان اينترنتي خانه آزادي كه خود وابسته به سازمان سيا مي باشد منتشر شد و صريحاً دستورالعملي را براي شبهه افكني در انتخابات آن هم در پوشش صيانت از آراء صادر كرد :‌« بايد با انتخابات مهندسي شده مقابله كرد و از آراء‌ مردم صيانت نمود. افشاي اعمال كنترل در انتخابات در سرنگوني حاكمان ديكتاتور صربستان درسال 2000و در گرجستان در جريان انقلاب سرخ سال 2003، در اوكراين در جريان انقلاب نارنجي سال 2004، در قرقيزستان در انقلاب لاله سال 2005 ميلادي موثر واقع شد«. تشكيل كميته صيانت از آرا از سوي كانديداهاي اصلاح طلب حاصل چنين القائاتي در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوری ايران است.

3- زمينه سازي براي براندازي نرم: پروژه براندازي نرم را اگر بخواهيمبه لحاظ تاريخی آن رديابی كنيم، به نظريه "قدرت نرم" جوزف ناي مي رسيم. وي معتقد است كه ماهيت قدرت در دنياي كنوني تغيير كرده است و ديگر انبار پر از تسليحات ،‌ نيروي نظامي مقتدر و هواپيماي جنگنده ملاك قدرت نيست بلكه كشوري قدرتمند است كه بتواند ارزشهاي اقتصادي وفرهنگي خود را حاكم سازد و از نيروي انساني معتقد و با ايمان به آن ارزشها برخوردار باشد. به تناسب چنين تعريفي از قدرت نرم،‌براندازي نرم نيز بدون متوسل شدن به ابزار سخت نظامی صورت مي گيرد . دكتر "جين شارپ" صراحتا دستورالعمل هاي براندازي نرم را در كتاب 70 صفحه اي خود توضيح مي دهد. ترجمه اين كتاب و تكثير پرشماره از آن در اين انتخابات بسيار به اغتشاشگران و طراحان داخلی براندازی نظام اسلامی کمک نمود.

در اين خصوص جمله فوق الذکر خانم رايس در زمان تصويب بودجه 75 ميليون دلاري براي حمايت از گروه هاي طرفدار حقوق بشر در ايران،‌نمونه اي است كه نشان مي دهد زمينه سازي براي براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران در سطح كلان در بين سران كاخ سفيد مطرح بوده است.

دومين نمونه از اين دست تذكر سايت وزارت خارجه انگليس در چند ماه قبل از انتخابات دهم به كساني است كه قصد سفر به ايران را دارند. اين سايت در 16 اسفند 87 در هشداری جدی و به صورت معجزه آسايی به درستی پيش بينی می کند: «‌امكان برگزاري تظاهرات ناگهاني خشونت آميز و حتي شورشهاي عمومي در ايران به طور قابل ملاحظه اي وجود دارد«. توجه مجدد به واژگان تأكيدي اين سايت، اولين مطلبی را که به ذهن متبادر می سازد، چيزی جز دخالت روش مند و برنامه ريزی شده روباه پير سياست در انتخابات اخير نيست.

سخنان توبيخ آميز منوچهر متكي وزير امور خارجه كشورمان بعد از اغتشاشات اخير كه با احضار سفراي كشورهاي خارجي در جمع آنها صورت گرفت و از برخي اقدامات كشورهاي اروپايي در هفته قبل از برگزاري انتخابات پرده برداشت،‌ به فهم روشن تری از ابعاد مداخلات انگليس كمك مي كند . متكي با اشاره به مداخلات انگليسي ها در انتخابات ايران گفت: » انگليس در سه سطح رسانه اي اطلاعاتي و امنيتي از مدتها پيش انتخابات ايران را هدف گرفته بود. نخستين خطي كه آنها در پيش گرفتند ، تحريم انتخابات والقاي آن در داخل ايران بود تا كسي مشاركت نكند . اقدام دوم انگليسي اعزام مسافراني بود كه با اهداف خاص اطلاعاتی و امنيتي به ايران مي آمدند، تعداد اين مسافران به حدي افزايش يافت كه پرواز معمولي و كوچك لندن به تهران به يك هواپيماي جيمبوجت بوئينگ 747 تبديل شد. اقدام سوم ورود عملياتي برخي از كاركنان رده بالاي بومي و حتي كاردار انگليسی سفارت خانه اين كشور در تهران به اغتشاشات است «.

شاهد سوم براي زمينه سازي مداخلات غربي ها در انتخابات ايران با هدف براندازي نرم، مربوط به فعاليت مركز سابان متعلق به انديشكده آمريكايي بروكينگز است.

مركز"سابان" وابسته به انديشكده آمريكايي بروكينگز طي گزارش مفصل راهكارهاي لازم براي براندازي نرم در ايران و حمايت از مخالفان نظام را قبل از انتخابات طراحي كرده بود. مركز تحقيقات پيشرفته ضد تروريسم در پايگاه اطلاع رساني خود بخش ها و ابعادي از اين پروژه را منتشر كرده است.

آنچه در محوريابي ذيل الذكر گزارش 160 صفحه اي مركز سابان مشهود است، "كار ويژه" اغتشاش عمومي،گسترش و سپس استمرار آن تا مرحله فروپاشي است كه خنثي كردن آن هوشياري عمومي را مي طلبد . در روزهاي اخير از سوي مركز سابان وابسته به انستيتوبروكينگز ايالات متحده ، با بررسي سناريوهاي مختلف عليه ايران در كنار گزينه هاي مطرح ديپلماتيك و نظامي، موضوع تغيير حكومت در ايران را از طريق كودتاي مخملي با ايجاد اغتشاش و هدايت آن توسط اپوزيسيون تا مرحله فروپاشي و سپس حمله نظامي و اشغال كشور، در شرايطي فعلي مناسب ترين گزينه تشخيص داده است.

اين مركز در گزارشي با عنوان "كدام راه به سمت ايران" گزينه هاي استراتژي جديد آمريكا در قبال ايران را بررسي كرده است.

اين گزارش توسط شش تن از استراتژيست هاي وابسته به انستيتو بروكينگز به نام هاي »كنت ام پولاك » مدير سابان «‌مارتين اينديك»‌سفير اسبق آمريكا در سرزمين هاي اشغالي ، «‌دانيل ال باي من» ، «سوزان مالوني» ، «مايكل اي اهانلون»‌ و «بوروس ريدل» تهيه شده است.

فصل ششم اين گزارش به عنوان"انقلاب مخملي" ، مناسب ترين راه براي تغيير حكومت را حمايت گسترده از انقلاب مخملي در ايران دانسته كه در ادامه نيز آن را بهترين راه حل مشكلات آمريكا با ايران معرفي كرده كه كم ترين هزينه را در بردارد.

نويسندگان اين گزارش هدف اصلي اين گزينه را براندازي حكومت ايران و ايجاد حكومتي كه بيشترين همراهي را با منافع آمريكا داشته باشد، عنوان كرده و گفته اند كه تعامل با اپوزيسيون داخلي جمهوري اسلامي ، برگ برنده اي در دست آمريكاست كه از طريق آن به ايران فشار وارد ساخته و رفتار حكومت ايران را تغيير دهد.

مركز"سابان" وابسته به انديشكده آمريكايي بروكينگز طي گزارش مفصل راهكارهاي لازم براي براندازي نرم در ايران و حمايت از مخالفان نظام را قبل از انتخابات طراحي كرده بود. مركز تحقيقات پيشرفته ضد تروريسم در پايگاه اطلاع رساني خود بخش ها و ابعادي از اين پروژه را منتشر كرده است. آنچه در محوريابي ذيل الذكر گزارش 160 صفحه اي مركز سابان مشهود است، "كار ويژه" اغتشاش عمومي،گسترش و سپس استمرار آن تا مرحله فروپاشي است كه خنثي كردن آن هوشياري عمومي را مي طلبد . در روزهاي اخير از سوي مركز سابان وابسته به انستيتوبروكينگز ايالات متحده ، با بررسي سناريوهاي مختلف عليه ايران در كنار گزينه هاي مطرح ديپلماتيك و نظامي، موضوع تغيير حكومت در ايران را از طريق كودتاي مخملي با ايجاد اغتشاش و هدايت آن توسط اپوزيسيون تا مرحله فروپاشي و سپس حمله نظامي و اشغال كشور، در شرايطي فعلي مناسب ترين گزينه تشخيص داده است.

در ادامه اين گزارش به چهارچوب زماني اين سناريو اشاره شده و آمده است : » انقلاب مخملي نيازمند وجود رهبران محلي در صحنه است و لذا چارچوب زماني آن منوط به شرايط حادث شده و پيدايش اين رهبران محلي در آن شرايط خاص است كه ممكن است در چند هفته يا چند سال پديد آيد«.

موسسه سابان در ادامه اين گزارش نگرش كلي به اين سياست ها را چنين شمرده است:

1- اين كه چگونگي مي توان جرقه اي زد تا انقلاب مخملي صورت گيرد هنوز مبهم است ، زيرا انقلاب هاي مخملي بسيار پيچيده اند.

2- گفته مي‌شود كه مخالفان جمهوري اسلامي علاقه مند به آمريكا هستند لذا مي توانند انقلابي را رقم بزنند كه به مناقع آمريكا كمك كند.

3-ممكن است برخي رهبران پراگماتيست درون جمهوري اسلامي متوجه اصلاح دروني سيستم شوند واتفاقي مشابه پرسترويكا و گلاس نوست شوروي در ايران پديد آيدكه طي آن ابعاد رفرم بامباني آن حكومت در تعارض قرار گيرد و موجب فروپاشي و تحقق انقلاب مخملي شود.

4- هم چنين ممكن است آشوب هاي خياباني مانند آنچه در عصر چائوشسكو در روماني و فرديناند ماركوس در فيليپين، جمهوري اسلامي را متزلزل ساخته و فرو بپاشاند.

5- آمريكا بايد چند نقش متفاوت را در تحقق انقلاب مخملي در ايران ايفا كند؛ از جمله واگذاري كمك هاي مالي و حمايت از رهبران مخملي انقلاب محلي.

6- "ريموندتانتر" از كميته سياست ايران مي گويد كه ما بايد از دانشجويان و ساير گروهها براي انقلاب مخملي حمايت مخفي كنيم . آنها به پول، فكس ،‌اينترنت و حمايت معنوی نياز دارند.

7- آمريكا از طريق رسانه هايي كه تحت حمايت او هستند مانند voA راديو فردا ، بايد افراد كم تر شناخته شده را به جامعه ايران معرفي كند.

8- لايحه حمايت از ايران آزاد كه درسال 2006 تصويب شده به حمايت مالي و سياسي از انجمن هاي جامعه مدني و حقوق بشري، مطبوعات ضد حكومتی مي پردازد.

9- دولت آمريكا برنامه هايي تصويب نموده كه از طرح هاي تغيير حكومت در ايران حمايت مي‌كند.

10- همچنين استراتژيست هاي انديشكده آمريكايي بروكينگز حمايت آمريكا از اپوزيسيون ايراني ، حمايت آمريكا از رهبران محلي اپوزيسيون، خنثي كردن توانايي دستگاه هاي امنيتي ايران در مقابله با انقلاب مخملي و نيازمندي به اطلاعات بي نظير و دقيق و هم چنين پول قابل توجه را از الزامات جدي انقلاب مخملي خود ذكر كرده اند.

در ادامه اين گزارش دو گونه رهبر به شرح ذيل براي اجراي اين سناريو در نظر گرفته اند.

الف - يافتن رهبران محلي مناسب که شريک های بومی خوبی برای آمريکا در ايجاد آشوب باشند.طيف شناسی عناصر اپوزيسيون كه مي توانند انقلاب مخملي را براي آمريكا توليد كنند، عبارتند از :

1- اصلاح طلبان؛ شواهد نشان مي دهد كه رفرميست ها درصدد ايجاد يك حكومت سكولار در ايران هستند.

2- روشنفكران؛ اين روشنفكران در دوره رئيس جمهوري خاتمي مشروعيت ديني نظام ايران را زير سوال مي بردند و اكنون نيز مي برند، اما باسانسور روبرو شده اند.

3- سازمان هاي دانشجويي ،كارگري و جامعه مدني؛ دانشجويان و كارگران پياده نظام انقلاب مخملي هستند كه در واقعه 18 تير 1378 در حمايت از خاتمي به صحنه آمدند.البته دفتر تحكيم وحدت اكنون خود برسر اتخاذ استراتژي ، درگير كشمكش هاي دروني است.

4- رضا پهلوي؛ وي به عنوان فرزند شاه سابق خود را كاتاليزوري (‌تسريع كننده ) مي شناسد كه سلطنت مشروطه را در تقابل با جمهوري اسلامي دنبال مي كند اما هواداري در ايران ندارد.

بسياري از رهبران اپوزيسيون عليه يكديگر عمل مي كن اكبر گنجي از ژورناليست هاي اپوزيسيون مي گويد كه اپوزيسيون سازمان يافته نيست و ما رهبر نداريم.

ب - تاكنون رهبر كاريزماتيكي براي اپوزيسيون ايران پيدا نشده است.

در ادامه اين گزارش آمده است : برنامه ريزي براي حمايت از انقلاب مخملي در ايران خيلي بيش از آن که تاكنون واشنگتن كمك كرده، براي ارتباطات و هزينه های سفرها و ... ، به پول نياز دارد. آمريكا بايد واقعيت فساد مالي در اپوزيسيون و هدر رفتن بخشي از اين پول ها را بپذيرد.

اين گزارش افزوده است: مداخله در امور داخلي يك كشور ديگر براي موفقيت نيازمند اطلاعات دقيق است. آمريكا بايد از رهبراني در انقلاب مخملي حمايت كند كه توانمند باشند و توسط دستگاه امنيتی ايران خريداری نشوند. متأسفانه ما( آمريكا) در ايران سفارتخانه نداريم و امكان سازماندهي رهبران و اپوزيسيون را نداشته و ائتلاف هاي درون ايران را متوجه نمي شويم .جامعه اطلاعاتي آمريكا (شامل 16 سازمان اطلاعاتي ) بايد براي كسب اطلاعات از درون ايران به جستجوي خود شتاب دهد.

همچنين در بخش ديگري از اين گزارش با تأكيد بر لزوم مداخله نظامي آمريكا در امور ايران آمده است: براي تحقق يك انقلاب مخملي، حكومت ايران بايد اراده خود را براي برخورد و سركوب انتظامي آن از دست بدهد. بعيد به نظر مي رسد كه حكومت ايراني توانايي برخورد قهر آميز با انقلاب مخملي را نداشته باشد. اگر تجمعاتي در ايران صورت گيرد و ارتش و سپاه پاسداران و بسيج و پليس، آن گونه تضعيف نشده باشند كه كنار بنشينند در آن صورت آمريكا بايد براي مداخله نظامي و دفاع از آن تجمع كننده ها آماده شود.

استراتژيست هاي مرکزآمريكايي سابان تغيير حكومت از بين رفتن يكي از اصلي ترين دشمنان آمريكا با هزينه بسيار پايين وبدون تهاجم تمام عيار با انقلاب مخملي، تضعيف حكومت ايران و تغيير رفتار آن در صورت عدم تحقق انقلاب مخملي، قويتر كردن نفوذ اطلاعاتي آمريكا در ايران و رهايي آمريكا از عدم تعهد به تعيير رژيم هاي خاورميانه و تحقق شعار دموكراسي با تغيير حكومت در ايران را از جمله محاسن اين سناريو دانسته است. از سوي ديگر نشريه فارين پاليسي چاپ آمريكا از كمك مالي موسسه ان اي دي (‌موسسه ملي وقف براي دموكراسي) به حاميان موسوي براي براندازي نرم در ايران خبر داد.

" پاول روبرتس" معاون اسبق وزارت خزانه داري آمريكا در گفت وگو با نشريه فارين پاليسي اعلام كرد: » ان اي دي در طول دهه گذشته ميليون ها دلار را صرف براندازي نرم در كشورهاي همچون اوكراين و صربستان كرده است ؛ بخشي از اين پول هم به دست حاميان موسوي كه با سازمان هاي غير دولتي در خارج از ايران كه ان اي دي بودجه آنها را تأمين مي كند ارتباط دارد رسيده است«.

2- رفتار غرب در ايام تبليغات رسمي كانديداها

رفتار غرب در اين برهه با تشكيل جلسات كارشناسي و ارائه تحليلهاي جهت دار براي هدايت مردم به سمت كانديداي خاص كه متعلق به اردوگاه دوم خرداد بود ،‌به شدت پيگيري و از طريق شبكه هاي ماهواره اي چون بي بي سي فارسي انگليس ، voA آمريكا و رسانه هاي ديگری چون ،cnn ،ABS ، واشنگتن پست ،‌نيويورك تايمز، اكونوميك، فرانس پرس، راديو دويچه وله آلمان ،‌راديو اسرائيل و.... 24 ساعته برروي آنتن گذاشته مي شد . رسانه هاي جمعي و فراگيرغرب نظير BBC، cNN و voA و خبرگزاريهايي چون AP،‌رويترز، فرانس پرس و .... بيش از آنچه به عنوان نقش اطلاع رساني در فضاي رسانه اي تعريف شود، در فضاي بين المللي نقش امنيتي و سياسي دارندو نيات صاحبان سياسي خود را اجرا مي كنند. و متأسفانه فقدان نهادهاي نظارتي حرفه اي و ورود آسان به نظام رسانه اي كشورمان بدون هر گونه ملزومات حرفه اي بي بندوباري رسانه اي و ضربه پذيري رسانه اي كشورمان را موجب شده است. در ايام تبليغات انتخابات رياست جمهوری ايران كشورهاي غربي با ايجاد هزاران پايگاه اينترنتي براي پوشش اخبار ايران، دروغپردازي ،ترويج شايعات هدفمند و تحريك مردم پرداختند.

روزنامه كويتي السياسه در گزارش تحليلي با عنوان «‌سرخوردگي بي سابقه اسرائيل » به قلم محمود حنفي نوشت:‌ «‌اسرائيلي ها بيش از 20 هزار پايگاه اينترنتي ايجاد كردند تا جوانان ايراني را مخاطب قرار دهند و مزدوران سازمان سيا و همه دستگاه هاي اطلاعاتي غرب تمام توان خود را به كار بستند تا در ايام تبليغات توجه ها را به سمت كانديداهاي طرفدار غرب و پس از برگزاري انتخابات، آتش آشوب ها را شعله ور تر كنند«.

از سوي ديگر در هفته هاي منتهي به انتخابات و جريان هاي بعدي، شاهد هجمه تبليغي و جنگ رواني عليه جمهوري اسلامي بوديم كه توسط سايت هاي ارتباطات اجتماعي مانند "فيس بوك" ، "تويتر" و "يوتيوب"صورت مي گرفت . سايت هاي ارتباطات اجتماعي در ظاهر به منظور ايجاد فضايي براي حضور الكترونيكي افراد در جامعه چند صدايي غرب و بيان ديدگاه ها ،‌پيدا كردن دوست ،‌ارتباط با دوستان و فرستادن پيام هاي گروهي عمل مي كنند اما در باطن اغلب اين وبگاه ها در خدمت بنگاه هاي خبري و اطلاعاتي قرار داشته و با جمع آوري اطلاعات شخصي افراد اقدام به پرونده سازي و بعضاً‌عضوگيري براي سازمان هاي جاسوسي و تروريستي غربي مي نمايند و در خدمت عقبه اصلي طراحي كننده اين اقدامات در حوزه جنگ رواني سايبرنتيك قرار دارند و در حال پيگيري اهداف از پيش تعيين شده هستند.

در اين خصوص اشاره خانم هيلاري كلينتتون وزير خارجه آمريكا در گفت و گو با Cnn جالب توجه است. وي گفت :‌ »ما از شبكه هاي اجتماعي فيس بوك و تويتر كه مي خواستند فعاليت هاي خود را به خاطر تعميراتي در سيستم هايشان تعطيل نمايند، خواستيم اين كار را به خاطر پوشش وقايع انتخاباتي ايران به تعويق بياندازند و همچنان به كاربران ايراني ارائه خدمت نمايند «.

3- موضعگيري و رفتار رسانه اي غرب در روز رأي گيري

رفتار فشرده رسانه اي غرب در قالب تشكيل ميزگرد سياسي و مصاحبه با افراد ضد انقلاب خارج نشين يا مصاحبه با افرادي از داخل كشور و همچنين پخش كليپ هاي موزيكال تحريك كننده در روز رأي گيري ، يعني 22 خرداد از ساعت 8 تا 11 شب ادامه يافت. در اين روز بر خلاف روزهاي قبل و بعد از انتخابات حتي يك گزارش منفي نيز مشاهده نمي شود بلكه به نظر مي رسد رسانه هاي غربي بعد از نااميدي از حضور مردم تاكتيك خود را اين گونه طراحي كردند كه با ترسيم فضاي كشور به نفع كانديداي دوم خردادي،‌انتخابات را سالم، امن و مشاركت سياسي مردم را فوق العاده گزارش نمايند. زيرا آنها نيز مانند بسياري از سران اصلاحات در داخل مي پنداشتند هر چقدر مشاركت سياسي مردم و حضور آنها در پاي صندوق هاي رأي بالاتر باشد ، شانس پيروزي و رأی آوري كانديداي دوم خرداد بيشتر است. "هيلاري كلينتتون" وزير امور خارجه امريکا در روز 22 خرداد در مصاحبه ای مي گويد:»اينكه مردم ايران مي خواهند صدا و آرايشان شنيده و شمرده شود، علامت بسيار مثبتي است . آمريكا از اظهار نظر در باره انتخابات ايران خودداري كرده است امامسلماً اميدوار است نتيجه آن بازتاب از اراده حقيقي و آرزوي مردم ايران باشد. ما خواستار شمارش آراء به صورت عادلانه و شفاف هستيم و از برخي گزارشهاي واصله عميقاً‌ نگران هستيم . ما وضعيت متحول ايران را لحظه به لحظه زير نظر داريم اما همانند ديگر نقاط جهان منتظر و نظاره گر اين هستيم كه ببينيم مردم ايران چه تصميمي مي گيرند.»

"رابرت گيبس" سخنگوي وزارت خارجه آمريكا هم در همان روز گفت: « همانند ديگر نقاط جهان مناظرات قوي وپرشور انتخابات به خصوص در ميان جوانان بر ما تأثير گذاشت . ما همچنان كل وضعيت را به صورت دقيق ، به خصوص گزارش هاي مربوط به اختلالات را زير نظر داريم.»

رابرت گيتس وزير دفاع هم گفت :‌«‌هيچ اهميتي ندارد كه چه كسي انتخاب مي شود . ما منتظر مي مانيم ومي بينيم كه چه نوع سياستهايي توسط افراد انتخاب شده و دنبال مي شود. سياستهاي ايران وابستگي كمتري به شخص مجري آن را دارد.»

روزنامه انگليسي گاردين هم در تحليلي نوشت: »‌تاريخ به غرب ثابت كرده است كه احمدي نژاد به هيچ وجه با غرب كنار نمي آيد ولي اصلاح طلبان موضع نرم و خنثي تري در مقابل غرب خواهند داشت. به همين دليل اگر يك اصلاح طلب در ايران مثل ميرحسين موسوي رأي بياورد، به نفع غرب خواهد بود؛ زيرا رابطه بهتري با غرب خواهد داشت.»

4- موضعگيري و رفتار رسانه اي غرب در بعد از انتخابات

البته اين بخش بايد در دو قسمت مورد بررسي قرار گيرد؛ بخش اول از آغاز اغتشاشات تا زمان برخورد و مديريت آنهاست و بخش دوم مواضع غرب پس از مديريت اغتشاشات است . حضور 40 ميليوني مردم در پاي صندوقهاي رأي و انتخاب دكتر احمدي نژاد با بيش از 24 ميليون رأي براي غربي ها و رسانه هاي دروغپردازآن چنان سنگين و شوك آور بود كه تا ساعتها پس از اعلام رسمي نتايج آراء نتوانستند خبري يا تحليلي مخابره نمايند اما پس از اينكه از اين شوك بيرون آمدند، زمزمه ها و جنجال هايی مبنی بر تقلب و تخلف سردادند كه از ماهها قبل براي آن زمينه چيني و سند آفريني كرده بودند.

بررسي خط خبري رسانه هاي خارجي از نخستين ساعت شروع شمارش آراي انتخابات بيست و دوم خرداد نتايج قابل تأملي به دنبال دارد. نتايجي كه حاكي از پيگيري نوعي خط آشوب از طرف بعضي شبكه هاي خبري انگشت شمار وابسته به جريان ليبرال سرمايه داری مانندتلويزيون بي بي سي انگليس، العربيه عربستان، صداي آمريكا و الجزيره قطر و بازتوليد آن در خطوط خبري و گزارش هاي ساير خبرگزاريهاي خارجي و بعضا داخلی است.

بي بي سي اولين شبكه خبري بود كه نتيجه انتخابات ايران را در نخستين ساعات پايان انتخابات با تيتر «‌هردو رقيب انتخابات ايران اعلام پيروزي كردند.» منعكس كرد . اين رسانه هنوز كمتر از دوساعت از بسته شدن آخرين شعبه رأي گيري نگذاشته بود که اولين خبر از انتخابات ايران را با اين تيتر منعكس كرد. آسوشيتدپرس، "ياهو نيوز"، شبكه FORBE ، سي بي اس نيوز و ده ها شبكه، سايت و خبرگزاري تقريباً بدون هيچ دخل و تصرفي همين تيتر را روي تلكس هاي خود قرار دادند و يا آن را از طريق سايت هاي اينترنتي منعكس كردند.

رسانه هاي بيگانه و درصدر آنها بي بي سي و تلويزيون فارسي صداي آمريكا و رسانه هاي رژيم صهيونيستي كه تكليف شان مشخص است كه تا قبل از روز انتخابات در فضايي آرام تر و «‌البته به اميد تغيير» حضور جوانان در خيابان ها را نشان مي دادند و مناظره تلويزيوني و اظهارات نامزدها را منعكس مي كردند ! براساس خط مشي هاي تعريف شده براي آنها از سوي استكبار جهاني به يكباره چرخش عجيبي پيدا كردند. آنها از همه ظرفيت ها و آدم ها كه ظاهراًٌ همه كارشناس مسائل ايران و خاورميانه و جهان هستند ! استفاده مي كنند تا سلامت انتخابات را زير سؤال ببرند.

«‌جوزف بايدن »‌(‌24 خرداد ) با اعتراف به دخالت های آشکار امريکا در امور داخلي ايران مي گويد: »من ترديدهايي در مورد نتايج انتخابات ايران دارم اما تا زمان بررسي كل روند، اظهار نظر نمي كنم . حكومت ايران مردم را سركوب كرده و آزادي بيان را با بستن سايت هاي شبکه های اجتماعي مثل "فيس بوك" محدود كرده است كه سؤال برانگيز است. آراء قوي احمدي نژاد براساس تحليل هاي قبل از انتخابات غير محتمل است آيا اين پاسخ است آيا اين پاسخ صحيح است آيا اين خواسته مردم ايران است... منافع ما در قبل وبعد از انتخابات ايران عوض نشده است. ما از آنها مي خواهيم كه از تلاش جهت دستيابي به سلاح اتمي و يا داشتن اين تسليحات دست بردارند و دوم آنكه حمايت از ترور را متوقف كنند. گفت وگو با ايران پاداشي در قبال رفتار خوب آنها نيست.»

اوباما رئيس جمهور آمريكا نيز فردای آن ( 25خرداد) با اتخاذ موضعی دو پهلو مي گويد : « من از وضعيت فعلي ايران كه در تلويزيون مي بينم رنجيده خاطر هستم . ارزش هاي مثل آزادي عقيده و.... ارزش هاي جهاني هستند كه بايد مورد احترام قرار گيرند. اينكه چه كسي رهبري ايران را برعهده گيرد، مربوط به مردم است اما ساكت نشستن هم غلط است و بررسي درباره انتخابات نبايد به همراه خونريزي باشد.»

پل وولفوويتز معاون وزير جنگ در دولت بوش كه از نظريه پردازان كليدي نومخافظه كاران و از طراحان اصلي جنگ عليه عراق بود در گفت و گو با سي ان ان گفت: » به نظر من لازم است كه آمريكا با موسوي تماس مستقيم بگيرد . البته اگر او مايل به ارتباط نباشد نبايد ما اصرار كنيم. اما در هر حال بهتر است او بداند كه مي تواند يك خط ارتباط مستقيم با ما داشته باشد «. وولفوويتز همچنين" موسوی" را « مردي بسيار شجاع » دانست كه « در حال مقاومت است و جان خود را در معرض خطر قرار داده است.

گاردين از قول اتحاديه اروپا تهديد كرد كه ممكن است به نشانه اعتراض به دستگيري و بازداشت تعدادي از كارمندان بومي سفارت بريتانيا در تهران سفرايش را از تهران فرا بخواند.

از سوي ديگر گروه هاي حقوق بشري در روزهاي پس از اغتشاشات بافرار به جلو و بدون اشاره به نقش غرب در اغتشاشات از دبير كل سازمان ملل خواستند كه براي بررسي آنچه خشونت عليه معترضان به نتايج انتخابات خوانده اند، به ايران سفر كند يا فرستاده اي ويژه به ايران بفرستند. بان كي مون نيز در واكنش به اعلام نتيجه انتخابات رياست جمهوري ايران تأكيد كرد كه خواست واقعی ملت ايران بايد محترم شناخته شود. وی سپس قول داد که مناقشاتی را که در پی اين انتخابات در ايران رخ داده ، از نزديك دنبال خواهد كرد.

بررسي ها در خصوص مداخلات غرب نشان مي دهد كه برخي كشورهاي غربي چه قبل از انتخابات، چه حين انتخابات و چه پس از انتخابات در سه حوزه سياسي و رسمي ، اطلاعاتي و امنيتي و رسانه اي مداخلات آشكاري عليه نظام اسلامي داشته اند.

تقريباً اكثر كشورهاي اروپايي و آمريكا بر خلاف هنجارهاي شناخته شده بين المللي به جاي اينكه مردم ايران را به سازو كارهاي دموكراتيك دعوت كرده و راهكارهاي قانوني را در اظهاراتشان مورد تأكيد قرار دهند، عموماً از بخشي از اغتشاشگرا ن و فرصت طلبان حمايت كرده اند. ترويج هرج و مرج و آنارشيسم و ونداليسم از سوي قدرت ها و رسانه هاي غربي به وضوح قابل رصد در مواضع رسانه اي آنهاست. بررسي ها نشان مي دهد كه حتي يك جمله در اظهارات مقامات مدعي دموكراسي غربي وجود ندارد كه بتوان در آن ردپايي از دعوت به آرامش، مصالحه و رعايت قانون را مشاهده كرد.

به برخی از اين اظهارات و موضعگيريهای مداخله جويانه توجه کنيد:

- رئيس جمهور آمريكا در مصاحبه اي گفت : « ما از آنان (‌اغتشاشگران) حمايت مي كنيم. آنها در حالي شكل دادن تاريخ ايران هستند و خود را در معرض خطر قرار داده اند. جهان مشغول تماشاي ايران است و آمريكا از آنهايي كه در ايران دنبال عدالت از راههاي مسالمت آميزند حمايت مي كند«.

- سخنگوي كاخ سفيد اقدامات عناصر اخلال گر را « فوق العاده و شجاعانه»‌ خواند.

- "ميرزا بيگ" ژنرال بازنشسته ارتش پاكستان در اظهار نظري گفت :‌ «‌سازمان سيا مبلغ 400 ميليون دلار در ايران هزينه كرد تا پس از انتخابات در اين كشور آشوب به راه بيندازد.»

- "كمال بنخاس" يهودي ايرانی تبار در مصاحبه با راديو رژيم صهيونيستي گفت:« با برخي جريانهاي سياسي ايران در تماس بوده تا آنهارا در موفقيت براي كودتا عليه دولت كمك كند«.

CNN-در گزارش تلويزيوني اعلام كرد : « آمريكا 10 هزار ابزار جاسوسي براي افرادي در ايران در ارتباط با اغتشاشات اخير فرستاده است«.

- مجله آلماني "اشتيشگل" : »‌چند روزي است كه اعتراض ديگر عليه تقلب در انتخابات نيست بلكه هدف پايان دادن به جمهوري اسلامي است؛ دست به قضا موسوي بايد رهبر سرنگوني نظام ايران باشد«.

- جروزاليم پست :‌« نمايندگان حامي دولت هاي غرب در رام الله ، قاهره، رياض و بيروت ، اميدوارانه بحران هاي اخير در ايران را سرآغازی بر براندازي دولت و نهايتا تضعيف گروه هاي اسلامي در خاورميانه مي دانند«.

- شيمون پرز: »‌اجازه دهيد جوانان صداي آزادي خود را در راه سياستي مثبت بلند كنند . اجازه دهيد زنان ايراني كه گروهي شجاع از مردم ايران هستند اشتياق خود را براي برابري و آزادي بيان اعلام كنند. من واقعاً نمي دانم چه چيزي ابتدا از بين مي رود؛ اورانيوم غني شده آنها يا دولتشان. اميدوارم دولتشان از بين برد«.

- گوردون براون، نخست وزير بريتانيا تصريح كرد كه دولت ايران بايد به "سؤالات جدي" در باره انتخابات مناقشه برانگيز رياست جمهوري اين كشور پاسخ دهد براون در باره نتيجه انتخابات رياست جمهوري ايران در پارلمان بريتانيا گفت:» نحوه برخورد دولت ايران با بحرانی كه پس ازانتخابات پيش آمده، مي تواند چگونگي روابط اين كشور با جامعه بين‌المللي را تعيين كند«. نخست وزير بريتانيا در ادامه افزود: »نحوه پاسخ دولت به تظاهرات معترضانه در روابط آتي ايران با ساير كشورهاي جهان تأثير خواهد گذاشت«.

- وزاري خارجه بيست و هفت كشور عضو اتحاديه اروپا با صدور بيانيه اي اعلام كردند كه اين كشورها نتايج اعلام شده توسط ستاد انتخابات ايران و اعتراض تعدادي از نامزدهاي انتخاباتي در اين زمينه را با نگراني جدي دنبال مي كنند.

- آنجلا مركل، صدراعظم آلمان نيز در واكنش به انتخابات رياست جمهوري ايران تصريح كرد كه نشانه هايي از تخلف در اين انتخابات وجود دارد و آنچه را که موج بازداشت ها در ايران خواند محكوم كرد.

- همچنين" فرانك والتر اشتاين ماير" وزير امور خارجه آلمان با اعلام احضار سفير جمهوري اسلامي در آلمان به وزارت امور خارجه اين كشور در ارتباط با ناآرامي هاي پس ازانتخابات اظهار داشت : »ما برخورد نيروهاي امنيتي ايران با تظاهر كنندگان را به شديدترين نحو ممكن محكوم مي كنيم و با نگراني به سوي تهران چشم دوخته ايم».

وزير خارجه آلمان همچنين از موضع مشترك متحدان اروپايي اين كشور در اين زمينه خبر دادو اعلام كرد: » من امروز به اتفاق چندين تن از همتايان اروپايي خود از ايران خواسته ايم هر چه سريعتر در باره وقايع اين كشور و اتهام هاي مربوط به تقلب در انتخابات اطلاع رساني كند تا معلوم شود تا چه حد مي توان نتيجه انتخابات اين كشور را جدي گرفت».

فرانك والتر اشتاين ماير وزير امور خارجه آلمان همچنين با انتشار بيانيه اي روند برگزاري انتخابات در ايران را سؤال برانگيز خوانده و ازمقام هاي ايراني خواست به ابهام هاي موجود پاسخ دهند.

- وزارت امور خارجه فرانسه هم با احضار سفير جمهوري اسلامي در آن كشور، نگراني دولت فرانسه را نسبت به نتايج اعلام شده انتخابات رياست جمهوري ايران به وي ابلاغ كرد.

- همچنين برنارد كوشنر وزير خارجه فرانسه از ايران به خاطر برخورد خشونت آميز نيروهاي پليس با تظاهركنندگان معترض به نتايج انتخابات به شدت انتقاد كرد. وزير خارجه فرانسه با اشاره به مبارزات انتخاباتی در ايران گفت: «‌ما بسيار نگران هستيم . چرا كه روند گفت وگو در ايران در حال شكل گيري بود. فرانسه از اين بابت متأسف است كه اين روند گفت و گو واكنشي بسيار خشونت آميز را در پي داشته است.»

- فرانكو فرانتيني وزير امور خارجه ايتاليا گفت : »تحولات ايران را با دقت دنبال مي كنند«. وي با انتشار بيانيه اي خواستار آن شد كه دولت ايران اطمينان بدهد نتايج اعلام شده انتخابات رياست جمهوري بازتاب دهنده خواست ملت ايران است. وزير خارجه ايتاليا كه كشورش روابط اقتصادي گسترده اي با ايران دارد همچنين ابراز اميدواري كرد كه اوضاع در ايران به خشونت بيشتر منتهي نشود.

- لورنس كنن وزير خارجه كانادا نيز مراتب نگراني شديد كشورش را از روند برگزاري انتخابات در ايران اعلام كرد و اظهار اشت : »گزارش هاي مربوط به حمله نيروهاي امنيتي به مخالفان وايجاد محدوديت براي آنها ما را به شدت نگران كرده است«.

اما پس از اينكه طراحي دشمنان خارجي و ايادی داخلي آنها با هوشمندي رهبري، مردم و مسئولان امنيتي و نظامي كشور بويژه حضور مقتدرانه بسيج در سطح شهر تهران مديريت و كنترل شد و حلقه هاي اصلي تصميم گير در پشت صحنه و هماهنگ كننده بين بخش هاي مختلف دستگير شدند،‌غرب در چرخشي 180 درجه ای از مواضع قبلي خود برگشت و مواضعي دال برا ينكه انتخابات وحوادث پس از آن مساله داخلي است و غرب نبايد در اين خصوص مداخله اي نمايد، اظهار تمايل براي حتي برقراري ارتباطات سياسي نمودند. به برخي از اين اظهار نظرها توجه كنيد:

- ايتاليا و فرانسه يك ماه پيش به بهانه انتخابات ايران و چالش هسته اي خواستار تحريم ها شده بودند. اما پس از كنترل حوادث، ‌وزير خارجه ايتاليا پس از نشست گروه 8 اعلام كرد :‌ »شرايط براي تشديد تحريم ها عليه ايران فراهم نيست«.

- رئيس جمهورفرانسه نيکولاساركوزی هم روز قبل از اجلاس گفت: » گروه 8 به ايران تا نشست بعدي در سپتامبر مهلت مي‌دهد و وضعيت تهديدات را در آن اجلاس بررسي خواهد كرد«.

- اوباما هم تقريباً همين مواضع را تكرار كرد و بر خلاف واقعيت اجلاس مدعي شد: »گروه 8 بيانيه محكمي خطاب به ايران صادر كرد و اميدوارم سران ايران متوجه شوند كه مواضع دنيا روشن است. ما عميقاً نگران رويدادهاي منزجر كننده پس از انتخابات هستيم».

- انگليس كه خبيثانه ترين و مداخله جويانه ترين موضع را نسبت به انتخابات ايران و حوادث پس از آن اتخاذ كرد، نخست وزيرش قبل از سفر به ايتاليا برای شرکت در نشست اجلاس گروه 8 کشور صنعتی در ايتاليا ، مجبور به عقب نشيني از مواضعی قبل شد و اعلام کرد : »‌انتخابات رياست جمهوري ايران يك موضوع ايراني است و هيچ ارتباطي به ما و ديگر كشورها ندارد. گفت و گو با ايران بهترين راه حل مشكلات است» .

- راديو ضد انقلابي زمانه و دويچه وله آلمان نيز با اشاره تلويحي به شكست غرب و حمله به مردم و كارگران به دليل عدم همراهي با آشوبگران اعلام كردند: « امروز جنبش ما واقعاً جنبشي زنانه است . بسياري از فعالان كارگري ما مي گويند اي كاش مردان ما درايت و شجاعت زنان را داشتند.»

- نماينده دايم آمريكا در سازمان ملل سوزان رايس هم پس از انتخابات و فروکش كردن تجمعات گفت: «‌مشروعيت دولت ايران هر چند از جانب مردم ايران مورد توجه قرار گرفته است اما موضوع بسيار مهمي براي آمريكا محسوب نمي شود. هدف آمريكا جلوگيري از رسيدن ايران به توان هسته اي است. و قايع پس از انتخابات در ايران مانع از تلاش ها براي تعامل ديپلماتيك با تهران نمي شود.»

در پايان به اظهارات "گري سيك"که حاکی از هماهنگی کامل اصلاح طلبان با محافل خارجی در حوادث پس از انتخابات است و خطاب به گمارده هاي براندازي نرم در ايران گفته شد، اشاره مي شود زيرا مواضع فردی چون "گری سيک" که مشاور اسبق امنيت ملی آمريکا و از تاثيرگذاران فعلی در تصميم سازی های سياسی آمريکا است ،هم به عنوان نشانه شناسي براي شناخت رويکرد واقعی سياست خارجي ايالات متحده نسبت به جمهوری اسلامی ایران مناسب است و هم به عنوان چرايي شكست اين پروژه، از نکات آسيب شناختی خوبی برخوردار است. راه حل براي تداوم چنين پروژه هايي در آينده به طيف افراطی دوم خرداد ارائه مي دهد.

"گری سيک"به عنوان يک اين تحليلگر مجرب مسايل خاورميانه و به ويژه ايران در سايت شخصي خود نوشت:‌من به راههايي براي شكست اين كودتا با كمترين كشتار و خونريزي فكر مي كنيم. در ذيل افكار و انديشه هايم را براي اجراي آنچه ارزش انجام دارد، مطرح مي كنم:

1- ما بايد توجه خود را به نقش روزافزون سپاه پاسداران وبسيج معطوف كنيم. اما چگونه اپوزيسيون مي تواند بدون جنگ و درگيري، آنها را خلع سلاح كند؟

2- در اينجا بايد از كلاوشويتز نظريه پرداز مورد علاقه ام در زمينه مسايل نظامي كمك بگيرم. استدلال او اين بود كه اساساً جنگ به حوزه و قلمروي اجتماعي تعلق دارد. امروزه، در ايران يك جنبش اجتماعي تلاش مي كند تا بدون توسل به رويارويي و تقابل نظامي و يا به عبارتي جنگ مدني (‌غير نظامي) در كارزار سياسي عليه نيروي نظامي به پيروزي برسد. از اين رو طبق يك مدل ديالکتيك حقيقي، استدلال كلاشويتز مردم را وا مي دارد كه در اين ارتباط به گونه اي كاملاً متفاوت انديشه كنند. اكنون نخستين سرنخ و نشانه در زمينه نحوه اقدام را در اختيار داريم.

3- طبق گفته كلاشويتز، هر ماشين نظامي يك مركز ثقل دارد. چنانچه درصدد به حداقل رساندن خسارات و كوتاه كردن جنگ باشيد، اين ( مركز ثقل)‌هدف و محور خواهد بود . همانگونه كه مطلع هستيم در ماه هاي آخر جنگ جهاني دوم، استدلال شماري از استراتژيست هاي آمريكايي اين بود كه امپراطور مركز ثقل ژاپن است. با تحت فشار قرار دادن وي،دولت نظامي نيز سقوط خواهد كرد. برخي بر اين استدلال هستند كه اين، منطق نهفته در پس استفاده از يك بمب بود. حال مركز ثقل در ايران چيست؟ مايلم كه بگويم آن (مركز ثقل) در تمايز بين حوزه ها و قلمروهاي مذهبي و غير مذهبي قرار دارد. سپاه پاسداران و بسيج را به طور موثر و كارا از ميدان خارج كنيد. تا اين اتفاق رخ ندهد، هيچ يك از تلاش ها نتيجه نمي دهد.

4- خلاصه آن كه اپوزيسيون بايد در آرامگاه آيت الله خميني (ره) بست بنشينند (‌يك شيوه سنتي و مرسوم مورد استفاده عدالتخواهان در ايران).

جداي از موسوي و همسرش شماري از افراد كه صلاحيتشان در هاله اي از شك و ترديد قرار دارد و كساني كه طي دو دهه گذشته در عرصه سياست فعال نبودند، بايد به اين حركت بپيوندند. عليرضا بهشتي، همسر شهيد رجايي، همسر شهيد همت و برخي از اعضاي خانواده آيت الله خميني (ره) از جمله حسن، زهرا (‌عمه اش)‌و علي اشرافي (‌نوه آيت الله خميني )‌ از جمله اسامي هستند كه به ذهن من مي آيد. حتي علي مطهري را نيز بايد به پيوستن به اين حركت ترغيب كرد.

يك راه ممكن براي شكستن بن بست موجود اين است که معترضان خواستار استعفای احمدی نژاد و اعلام پيروزی واقعی در انتخابات شوند.سپاه پاسداران برای در هم شکستن و سركوب چنين جمعيتي در چنين مكان مقدسي نمي تواند دست به كار شود. معتقدم به ويژه در صورتي كه برخي آيت الله ها در قم و مناطق ديگر، نامه هايي را در حمايت از معترضان بفرستند اين اقدام فشاري را به سپاه وارد خواهد كرد كه شكستن را نزديك خواهد كرد. حوزه غير مذهبي- ملاحظات دنيوي ناشي از قدرت گروهي از سران كودتا- در نهايت بايد به ملاحظات مهم حوزه مذهبي تن دهد. اگرا ين اقدام چند هفته اي ادامه يابد، شايد احمدي‌نژاد چاره اي جز استعفا نداشته باشد.


نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین عناوین
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات