زنجان >>  عمومی >> اخبار ویژه
تاریخ انتشار : ۱۴ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۰:۰۱  ، 
شناسه خبر : ۳۱۱۷۳۴
بررسی نقش امریکا در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران (1)
شاه در راستای حفظ منافع امریکا، از پاکستان در مقابل هند حمایت می کند، از کردهای عراقی در مقابل حکومتشان حمایت می کند، برای حمایت از حاکم ویتنام جنوبی فانتوم ارسال می کند، به شاه مراکش در نبرد با جبهه پولیساریو کمک نظامی می کند...
پایگاه بصیرت / علی صادقی

موقعیت جغرافیایی و اقتصادی امریکا
امریکا یک جمهوری فدرال متشکل از 50 ایالت و پنج سرزمین خود مختار، با مساحتی حدود 10 میلیون کیلومتر مربع و جمعیتی بالغ بر 325 میلیون نفر است. امریکا چهارمین کشور دنیا از لحاظ وسعت و سومین کشور دنیا از لحاظ جمعیتی می باشد و تنها کشوری است که تا کنون از بمب اتم استفاده کرده است. این کشور از بنیانگذاران پیمان نظامی ناتو است. امریکا از لحاظ نژاد گروه های جمعیتی، متنوع ترین کشور جهان است.
امریکا از سال 1783 میلادی طبق معاهده پاریس به رسمیت شناخته می شود. سیستم تفکیک قوا در این کشور آنقدر جدی است که فرد یا نهادی نتواند قدرت مطلق را بدست آورد. امریکا به طور رسمی یک کشور سکولار است و بر اساس متمم اول قانون اساسی آن هیچ دینی در این کشور رسمیت ندارد. رئیس جمهور امریکا علاوه بر رئیس قوه مجریه فرمانده کل قوا بوده که با رأی غیر مستقیم مردم انتخاب می شود.
امریکا عضو دائم شورای امنیت و از بنیانگذاران سازمان ملل، صندوق بین المللی پول و بانک جهانی است و با تولید ناخالص داخلی بیش از 17 تریلیون دلار در سال، قدرتمندترین اقتصاد دنیا محسوب می شود و بیشترین نیروهای مسلح جهان را داراست.
ایران، ژاندارم منطقه خلیج فارس
ایران در منطقه ای واقع شده که نسبت به جمیع مناطق جهان که صلح در آن تهدید می شود، مرکزیت اساسی دارد و به همین جهت اهمیت ویژه دارد. شاه همیشه نشان می داد که رژیم سلطنتی برای ایران رژیم مستحکمی است. شاه در چهارچوب دکترین نیکسون جلوتر از عربستان سعودی حافظ منافع امریکا در منطقه بود. دولتمردان امریکایی با این ترفند در نظر داشتند کشورهای خاورمیانه را بدون هزینه مالی و حضور مستقیم نظامی خودشان منافع امریکا را تأمین بکنند. بنابر این در آن مقطع ایران نیز وظیفه خطیر مبارزه با توسعه نفوذ شوروی و گروه های وابسته به مارکسیست ها، حراست از استمرار جریان فروش نفت و افزایش قدرت نظامی برای تأمین امنیت منطقه را بر عهده می گیرد.
نظام شاهنشاهی با تمام سرمایه گذاری ها و حمایت های امریکا در بهمن 1357 توسط مردم ایران و با وقوع انقلاب اسلامی سقوط می کند.
ایدئولوژی اسلام در ایران حاکم می شود، دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در اقدامی بی سابقه سفارت امریکا را تسخیر می کنند. با گروگان گرفتن 52 نفر از کارکنان سفارت، امریکا در جهان تحقیر می شود و قدرت پوشالی آن هویدا شده و کار برای دولتمردان امریکایی بسیار سخت و دشوار می شود، به همین خاطر طرح ها و برنامه های فلج کننده بر علیه ایران انقلابی در دستور کار کاخ سفید قرار می گیرد که تحمیل جنگ هشت ساله بر علیه ایران از جمله این موارد می باشد.
در این شماره و شماره های آتی، نقش امریکا در تحمیل این جنگ بر ملت ایران مورد بررسی قرار می گیرد.
جهان بینی امریکایی
در عصر جدید، تاریخ دیگر به معنی شرح و توصیف وقایع تعریف می شود، بلکه صورتی از دانایی محسوب می شود که در آن عنصر زمان و شدن و صیروریت، تکامل و رشد مشاهده می شود. با این وصف، باید گفت که با ایدئولوژی کاپیتالیستی و نگاه سرمایه داری، امریکا تنها کشور قدرتمند جهان است که از لحاظ اقتصادی بر جهان حکومت می کند. دلار امریکا و منافع مادی آن محور جهانبینی امریکایی است.
مبدأ و معاد امریکا منافع مادی است. منفعت طلبی امریکا چراغ راه توسعه نظامی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آن است. قدرت هژمونی امریکا نفوذ فوق العاده ای در 50 سال اخیر در دنیا پیدا کرده است. منفعت گرایی امریکا- علی رغم عوامل اختلاف برانگیز داخلی حتی تمایزها و تفاوت های نژادی- مجموعه ای هم گرا و متشکل هچون کاروانی منسجم در حال حرکت به سوی مقصد واحد که همان تسخیر دنیاست حرکت می کند.
دولتمردان امریکا با مجموعه ای از تعالیم کاپیتالیستی نشأت گرفته از منفعت طلبی انسان ها، مردم این کشور را به سوی کمال و سعادت مطلوب مادی گرایی سوق می دهند. هژمونی امریکا توانایی های بالقوه و استعدادهای مادی گرایانه نهفته افراد را که از سراسر دنیا به امریکا آمده اند، در درون نظام خود شکوفا می کند. امریکا با داشتن بیشترین نخبگان نظامی و سیاسی، بزرگترین تهدید کننده هوشمند جهان است. اقدامات این رژیم می تواند دگرگون کننده هویت فرهنگی و الگوهای رفتاری بسیاری از نظام های سیاسی جهان گردد.
امریکا با جنگ نرم، باورها، اندیشه ها، اعتقادات، ارزش ها، احساسات و نمادهای بسیاری از نظام های سیاسی جهان را تغییر داده است. در این جنگ ها قلب و فکر انسان ها به اشغال فرهنگ امریکایی در می آید و امریکا با این شیوه ملت های جهان را برای رسیدن به مقصودش همراه می کند. جنگ نرم امریکا بر علیه هر کشوری اعمال شود، در حقیقت موثرترین، کارآمدترین و در عین حال پیچیده ترین و خطرناکترین جنگ بر علیه آن کشور خواهد بود. امریکایی ها برای تغییرات نرم در هر کشوری بیشتر سرمایه های اجتماعی آن کشور را مورد هدف قرار می دهند و اعتبار و اعتماد مردم را به حکومت های مستقر زیر سوال می برند.
ایران قبل از انقلاب
هم اکنون امریکا در 45 کشور دنیا پایگاه نظامی دارد و ایران قبل از انقلاب اسلامی، یکی از این پایگاه ها بود که در آن نظام شاهنشاهی به عنوان ژاندارم منطقه در بست در اختیار امریکا بود. امریکایی ها در تارو پود حکومت پهلوی نفوذ کرده بودند. آنان ارتش 700 هزار نفری شاه را طوری آرایش کرده بودند که هم بتواند در اندازه توان خود، سدی در مقابل کمونیزم باشد و هم بتواند حامی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در مقابل انقلابیون داخلی آنان باشد.
ایران در قالب دکترین نیکسون کمک های نظامی و مستشاری از امریکا دریافت می کند و در مقابل فروش نفت درهای خرید سلاح به روی ایران گشوده می شود. به ایران مأموریت داده می شود علاوه بر مبارزه با توسعه نفوذ شوروی وگروه های مارکسیستی وابسته در کشورهای منطقه، حراست از استمرار جریان فروش نفت را با افزایش قدرت نظامی خود فراهم آورد.
دولتمردان امریکا می دانستند که ایران در منطقه ای واقع شده که نسبت به مناطق مختلف جهان، جایگاه ژئوپلیتیک دارد. آن ها می دانستند ایران قلب خاورمیانه و خلیج فارس است. بنابر این ایران باید به عنوان نماینده امریکا در منطقه حافظ صلح و آرامش و جریان فروش آزاد نفت می بود. آنها از شکست در جبهه ویتنام درس ها آموخته بودند، ویتنام تجربه تلخی برای جامعه امریکایی بود که دولتمردان امریکایی را مصمم کرد که از درگیری های مشابه در سایر نقاط جهان اجتناب ورزند. به همین خاطر دکترین نیکسون که از آن به استراتژی نوین سیاست خارجی امریکا یاد می شد، طراحی و به مرحله اجرا در آمد.
پس از انتخاب ایران به عنوان نیروی نظامی حامی منافع امریکا در منطقه خلیج فارس و دریای عمان، تجهیز نظامی ایران، از جیب مردم خود ایران در دستور کار دولت امریکا قرار می گیرد. از 10خرداد 1351 به بعد یعنی پس از سفر نیکسون، شاه مجاز شد به هر نوع سلاح نظامی امریکایی- به جز تسلیحات اتمی- دست پیدا کند. ایران همزمان با افزایش قدرت نیروی دریایی خود در بندر عباس و چابهار، نیروی هوایی خود را به صورت جهشی توسعه و گسترش می دهد.
شاه در راستای حفظ منافع امریکا، از پاکستان در مقابل هند حمایت می کند، از کردهای عراقی در مقابل حکومتشان حمایت می کند، برای حمایت از حاکم ویتنام جنوبی فانتوم ارسال می کند، به شاه مراکش در نبرد با جبهه پولیساریو کمک نظامی می کند و جنگ افزار می فرستد، برای حمایت از شاه اردن هواپیمای جنگی می فرستد، از زئیر برای مبارزه با استقلال طلبان ایالت شابا حمایت می کند و طی اقدامی که تا آن زمان سابقه نداشته، نیروی مستقیم برای شرکت در یک سلسله نبردهای خونین ظفار برای حمایت از پادشاهی عمان اعزام می نماید.
بخش اعظم تحرکات برون مرزی شاه در حمایت از حکمرانانی بود که حافظ منافع امریکا و در معرض برخورد نیروهای مارکسیستی بودند.
امریکا پیرو این نقش آفرینی های شاه، با حدود60 هزار مستشار خود، در تار و پود حکومت پهلوی نفوذ فوق العاده ای پیدا کرده بود. شاه با کمک به کردهای عراقی مانع از شرکت عراق در جنگ اعراب و اسرائیل شد و با این فداکاری، شاه متحد کلیدی امریکا در خاورمیانه (بخوانید چاکر بله قربان گوی امریکا در منطقه) و از نگاه دولت امریکا عامل ثبات در منطقه جغرافیایی از مدیترانه تا افغانستان گردید.

نام:
ایمیل:
* نظر:
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات