تاریخ انتشار : ۳۱ شهريور ۱۳۹۸ - ۱۴:۲۷  ، 
شناسه خبر : ۳۱۷۱۹۲
«سرلشكر محسن رضايي»  فرمانده سپاه در دوران دفاع مقدس در گفت‌وگوي اختصاصي با صبح صادق
پایگاه بصیرت / فتح‌الله پريشان - عليرضا جلاليان

از اعضاي هسته مركزي «گروه منصورون»، اولين فرمانده واحد اطلاعات سپاه، فرمانده سپاه در دوران دفاع مقدس و دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام، از مناصبي است كه «آقا محسن» عهده‌دار آنها بوده. «سردار سرلشكر دكتر محسن رضايي» در مقام پيشكسوت دفاع مقدس در دانشگاه عالي دفاع ملي و دانشگاه جامع امام حسين(ع) تدريس مي‌كند و در عرصه سياسي نيز با تجربه موفق دبيري مجمع تشخيص مصلحت نظام حضور مؤثري دارد. در آستانه هفته دفاع مقدس توفيق شد تا پذيراي وي در «مركز فرهنگي‌‌ـ رسانه‌اي صبا» بوده و گفت‌وگويي از جنس تجربه و تخصص با وي داشته باشيم. آنچه مي‌خوانيد بخشي از گفت‌وگوي صبح صادق است با «آقا محسن».

 

* در ابتداي گفت‌وگو لطف كنيد درباره فلسفه شكل‌گيري سپاه، سازماندهي آن به ويژه اينكه در سالگرد ايام صدور فرمان تاريخي حضرت امام(ره) براي تشكيل نيروهاي سه‌گانه سپاه هستيم و تأثير فرمان امام در اين خصوص سخن بگوييد.

تولد سپاه در ايران حاصل 100 سال تجربه مبارزات ملت ايران بود. آنچه در جنبش تنباكو، نهضت مشروطه، ملي ‌شدن صنعت نفت و... بر ملت ايران گذشت، حضرت امام(ره) را به نتيجه رسانده بود كه اگر نهادي براي پاسداري از انقلاب به وجود نياورند، انقلاب اسلامي نيز مثل حركت‌هاي گذشته از بين خواهد رفت؛ بنابراين تشكيل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي از ايده‌هاي خود حضرت امام(ره) و بر اساس اين تجربه‌هاي تاريخي بوده است. از كلمات امام راحل مي‌شود فهميد ضرورت تشكيل سپاه چه بوده است، حضرت امام(ره) فرمودند: «اگر سپاه نبود كشور هم نبود.» يا تعابير بلندي كه در آخرين نامه به فرماندهان سپاه داشتند و فرمودند: «شما سپر حوادث ملت بزرگ ايران هستيد و آينه تمام‌نماي رشادت‌هاي ملت ايران هستيد.» يا تعابيري كه رهبر معظم انقلاب درباره سپاه دارند، ضرورت تشكيل اين نهاد را كاملاً مشخص مي‌كند. پس از پيدايش نيز حضور و عملكرد سپاه ثابت كرد حضرت امام(ره) ضرورت تشكيل اين نهاد را به درستي تشخيص داده بودند. در حقيقت سپاه از زمان تشكيل تاكنون، ركن ركين دفاع و امنيت ملي كشور بوده است و توانسته ده‌ها و صدها حادثه كوچك و بزرگ را از سر ملت ايران به خوبي عبور دهد و كشور و جامعه را حفظ كند.

اما در مورد صدور فرمان تشكيل سه نيرو كه در ميانه جنگ رخ داد، بايد گفت ما تيپ و لشكرهاي‌مان را تشكيل داده بوديم؛ اما درباره اينكه شكل نهايي سپاه چگونه بايد باشد، بعضي‌ها شايعه كرده بودند كه تيپ و لشكرهاي سپاه پس از پايان جنگ منحل مي‌شود و اين نيرو به همان شكل قبل آغاز دفاع مقدس، يعني قالب امنيتي برمي‌گردد. اين مسئله ترديدي به وجود آورده بود و از گسترش سازمان سپاه جلوگيري مي‌كرد. علاوه بر اين ما براي عمليات دريايي و هوايي نياز به ظرفيت سازماني داشتيم و نيازمند اين بوديم كه در كنار تيپ‌ها و لشكرهاي‌مان نيروي هوايي و دريايي هم داشته باشيم. يك روز احمد آقا با من تماس گرفتند و گفتند: شما نامه‌اي به امام بنويسيد و تقاضاي تشكيل سه نيرو را بكنيد. من گفتم چرا؟ گفتند: چون خود حضرت امام به اين نتيجه رسيدند كه سپاه بايد مجهز به سه نيرو شود. من قدري ترديد كردم؛ بنابراين در نامه‌اي كه خدمت امام نوشتم تقاضاي سه سپاه هوايي، زميني و دريايي را كردم و فكر مي‌كردم شايد اگر كلمه نيرو را به كار ببريم سبب ناراحتي دوستان ارتش شود و آنها فكر كنند ما مي‌خواهيم سه نيرو تشكيل بدهيم و ارتش را منحل كنيم؛ از اين رو احتياط كردم و در نامه‌اي كه نوشتم تقاضاي تشكيل سه سپاه هوايي، دريايي و زميني را داشتم؛ ولي حضرت امام در پاسخ ما را مكلف به تشكيل سه نيروي هوايي، دريايي و زميني سپاه كردند.

همين حكم به خوبي نشان مي‌دهد حضرت امام(ره) چه ديدگاه بلندي درباره سپاه و آينده آن داشتند.

من همينجا دو خاطره از اين ماجرا نقل مي‌كنم كه براي اولين بار است رسانه‌اي مي‌شود.

بعدها خود احمد آقا و «آيت‌الله امامي‌كاشاني» كه آن زمان عضو شوراي نگهبان بودند، گفتند امام قبل از اينكه اين حكم را صادر كنند، فقهاي شوراي نگهبان را به محضرشان فراخواني كردند و گفتند كه من مي‌خواهم به سپاه حكم تشكيل سه نيرو را بدهم. آيا شما اين را خلاف قانون اساسي مي‌دانيد؟ آقاي امامي نقل كردند كه اعضاي شوراي نگهبان خدمت امام گفتند، چون موضوع جديد است اجازه بدهيد ما جلسه‌اي برگزار كنيم و پس از بررسي به شما پاسخ دهيم. امام هم آنجا فرمودند: من چون مي‌خواهم سريع اين تصميم را بگيرم، شما در همين مجموعه جماران جلسه خود را بگذاريد و بررسي خودتان را انجام دهيد و نظرتان را دهيد. آقاي امامي تعريف كردند كه ما در همان جماران نشستيم، جلسه را برگزار كرديم و به اين نتيجه رسيديم كه دستور تشكيل سه نيروي سپاه از سوي امام خميني خلاف قانون اساسي نيست. دوباره خدمت امام رفتيم و به ايشان گفتيم كه اگر شما حكم تشكيل سه نيرو را به سپاه بدهيد، اين خلاف قانون اساسي نيست، امام هم بلافاصله آن حكم تاريخي را صادر كردند.

خاطره ديگري هم هست كه جالب است همه دوستان بدانند. آن زمان «آقاي محمد هاشمي» برادر «آقاي علي‌اكبر هاشمي‌رفسنجاني» رئيس صدا و سيما بود. وقتي حكم حضرت امام را به محمد هاشمي دادند تا در صدا و سيما قرائت شود، برادرشان تماس گرفته بود با احمد آقا كه مصلحت نيست اين حكم صادر شود. اين سبب ناراحتي ارتش مي‌شود. وقتي آقاي هاشمي اين را مطرح مي‌كند، احمد آقا مسئله را با حضرت امام در ميان مي‌گذارد و ظاهراً امام(ره) پرسيده بودند كه نظر خود سپاه چيست؟ احمد آقا با من تماس گرفت. من خدمت ايشان عرض كردم كه مطمئن باشيد اين خبر را اگر ما الآن پخش نكنيم و علني نكنيم، سبب خواهد شد كه برادران ارتش سوء برداشت كنند كه پشت پرده و پنهاني حكمي صادر شده و احتمالاً ارتش منحل خواهد شد و اين خطرناك است. ما نظرمان اين است حالا كه حضرت امام اين حكم را صادر كردند اين موضوع علني و در صدا و سيما خوانده شود. احمد آقا چند دقيقه بعد دوباره تماس گرفت و گفت: امام فرمودند كه آقا محسن درست مي‌گويند، «شتر سواري دولا دولا نمي‌شود». بدهيد صدا و سيما آن را بخواند. من چون مي‌دانستم آقاي هاشمي‌رفسنجاني كه آن زمان رئيس مجلس بود همچنان مخالف است، به سرعت به مجلس رفتم و با ايشان صحبت كردم؛ اما باز هم زير بار نرفت و گفت بهتر است اين حكم خوانده نشود. گفتند احمد آقا را پيدا كنيد؛ اما هرچه تماس گرفتند ديگر احمد آقا را پيدا نمي‌كردند. در نهايت به محمد هاشمي گفت كه شما نخوانيد. محمد هاشمي هم پاسخ داده بود من نمي‌توانم دستور امام را اجرا نكنم. درست است كه شما برادر من هستيد؛ ولي چون اين دستور امام است و احمد آقا گفتند كه امام فرمود حكم را بخوانيد من مي‌خوانم؛ اما اگر شما با احمد آقا تماس بگيريد و احمد آقا بگويد كه نخوانيد، نمي‌خوانيم. من خودم آنجا بودم و ديدم اين مكالمه بين آقاي اكبر هاشمي و محمد هاشمي رد و بدل شد.

آقاي هاشمي در ذهنش اين بود كه اگر اين حكم خوانده شود ممكن است نيروهاي ارتش احساس كنند اين سه نيرويي كه درست شده، براي اين است كه نيروهاي ارتش منحل شود؛ ولي واقعيت اين بود كه اگر اين مسئله پنهان مي‌ماند اين سوء ظن ايجاد مي‌شد. ساعت 14 راديو حكم حضرت امام را خواند و حضرت امام از من خواستند كه سپاه را به سه نيروي زميني، دريايي و هوايي مجهز كنيد تا بتوانيد از انقلاب اسلامي دفاع كنيد.

 

* چه واكنش‌هايي بعد از خواندن حكم حضرت امام(ره) به وجود آمد؟

طبيعي است واكنش‌هايي وجود داشته باشد. برخي سياسيون ابهاماتي را مطرح كردند و در ارتش هم سؤالاتي بود؛ اما با وجود برادراني چون «صياد شيرازي» و ديگر عزيزان اين جو كنترل شد. ما هم بررسي كرديم، ديديم كه در ديگر ارتش‌هاي دنيا نيز وجود چنين نيروهايي متداول است. برادران ارتش هم كاملاً همراهي كردند. امروزه هماهنگي كامل بين نيروهاي سه‌گانه سپاه و ارتش و در سطح كل آنها وجود دارد.

 

* شما به نقش سپاه در حوزه امنيت هم اشاره كرديد. دهه اول، دهه ظهور و بروز جريان‌هاي سياسي با رويكردهاي مختلف بود. سپاه در حوزه امنيت داخلي در آن مقطع چه كارهايي كرد؟ با توجه به اينكه شما ابتدا مسئول اطلاعات سپاه بوديد، در مورد نقش سپاه در امنيت داخلي و در امنيت منطقه توضيح دهيد.

در اين چهل سال انقلاب هر جا تهديدي وجود داشته، سپاه اولين نيروي حاضر در صحنه بوده است. سال 1358 و 1359 و سال 1360 ما حوادث امنيت داخلي را داشتيم و با شورش‌هايي مواجه بوديم. گروه‌هايي مانند فرقان و منافقين نيز در صحنه عمليات بودند.

در سه سال اول انقلاب حوادث بسيار بزرگي صورت گرفت. كودتاي «نقاب» از پايگاه شهيد نوژه شروع شد؛ در حالي كه خيلي وسيع‌تر از «پايگاه هوايي شهيد نوژه» بود. در سال‌‌هاي ابتدايي انقلاب جنگ شروع شد. در كردستان، در سيستان و بلوچستان، در انفجارهاي لوله‎هاي نفت خوزستان، خلق مسلمان در آذربايجان، حادثه گنبد در آمل نيز چريك‌هاي فدايي از جنگل ريختند و وارد شهر آمل شدند و تا نزديك فرمانداري آمدند. در گنبد كاووس ضد انقلاب آمد و دو سه تا از شهرها را گرفت. در كردستان، آذربايجان غربي، پاوه و جوانرود كرمانشاه ضد انقلاب كُرد شورش كردند. منافقان در خرداد سال 1360 دست به سلاح بردند و اقدام به ترورهاي مسلحانه كردند؛ چنانكه در تمام شهرها متوسط روزي 40‌ـ50 نفر را شهيد و زخمي مي‌كردند و همين تعداد از خودشان كشته مي‌شد. بزرگاني از ما به شهادت رسيدند. افراد زيادي مانند شهيد رجايي، شهيد باهنر، شهيد بهشتي و شهداي هفتم تير، شهيد مطهري و انسان‌هاي بسيار بزرگ كه در رأس انقلاب بودند به شهادت رسيدند، تعداد زيادي هم جانباز شدند. در اين حوادث، سپاه با تمام قدرت در صحنه بود. ما در سپاه يك سازمان اطلاعاتي بسيار قدرتمندي درست كرديم و توانستيم اين حوادث را در مدت كوتاهي كنترل كنيم. منافقين 17 هزار عضو و 50 هزار هوادار داشتند. در دانشگاه تهران به طور رسمي انبار اسلحه داشتند و در اين انبار، تيربار، آرپي‌جي و انواع سلاح‌هاي سبك و نيمه سنگين وجود داشت. سپاه با ايجاد دستگاه اطلاعاتي توانست اينها را به كنترل در بياورد و در حقيقت آبان ماه 1360 ديگر اثري از منافقين نبود و ما بر جبهه‌هاي جنگ متمركز شديم.

 

* يعني زماني كه «موسي خياباني» عضو ارشد سازمان منافقين در كشور را به هلاكت رسانديد و انبوهي از خانه‌هاي تيمي منافقين را زير ضربه برديد؟

بله، اين كار شبانه‌روزي و سختي بود؛ اما پس از برقراري امنيت نسبي و به خصوص بعد از عزل «بني‌صدر» بر دفاع مقدس متمركز شديم و به تدريج عمليات‌هاي‌مان را آغاز كرديم كه اولين پيروزي بزرگ ما در عمليات «ثامن‌الائمه» در مهر ماه سال 1360 رقم خورد. از اين تاريخ به بعد ديگر ماجراهاي جنگ جدي شد و سال 1360 و 1361 تا سال 1367 سپاه وارد عمليات شد؛ در سال اول جنگ، سپاه نقش مهمي در تصميم‌گيري‌ها و اتاق‌هاي جنگ نداشت؛ چون از تيپ و لشكرهاي ما و امكانات تسليحاتي سنگين خبري نبود. اسلحه و مهمات هم به اندازه كافي نداشتيم. در سال اول جنگ در مقاومت خرمشهر و سوسنگرد و شهرهاي مرزي بيشترين نقش را داشتيم؛ اما از سال 1360 شروع به پيدا كردن سازمان رزم كرديم؛ يعني پس از اينكه ما يك سازمان اطلاعاتي قدرتمند را در سپاه تشكيل داديم، به سمت تشكيل تيپ‌ها و گردان‌هاي متشكل از نيروهاي انقلابي رفتيم و از طرف ديگر شيوه نويني از جنگ را در آن زمان خلق كرديم. امروز «حشدالشعبي» و «حزب‌الله» و بسياري از گروه‌هاي مقاومت جهان اسلام بر همين اساس مي‌جنگند. نوع جنگيدن‌مان را به گروه‌هاي مقاومت صادر كرديم كه اين امر از تجهيزات نظامي مهم‌تر و مؤثرتر است. مهم‌تر اينكه چگونگي مواجهه با دشمن، چگونگي فتح مواضع و چگونگي عقب زدن دشمن و آزاد كردن سرزمين‌ها و مبارزه با دشمن و نوع جنگي كه ما در جبهه‌ها تجربه كرديم به عنوان جنگ انقلابي امروز تدوين شده و در دانشگاه در حال تدريس است.

 

* سپاه در اين سال‌ها پيشرفت‌هاي فراواني داشته و انسجام سازماني بيشتري يافته است، در اين باره توضيح دهيد.

بعد از دفاع مقدس كه رهبر معظم انقلاب فرمانده كل قوا شدند، ما از ايشان تقاضا كرديم كه سپاه پنج نيرو داشته باشد و در اين راستا در سال 1369 «نيروي قدس» شكل گرفت. آقاي وحيدي، رئيس فعلي دانشگاه عالي دفاع ملي ابتدا فرمانده اين نيرو بود و پس از او برادرمان حاج‌قاسم سليماني، فرمانده نيروي قدس شد كه تا الآن فرمانده اين نيرو است. در ادامه بسيج را هم در واقع به صورت يك نيرو در سپاه ديديم كه البته بعدها در قالب يك سازمان تعريف شد. امروز هم شبكه موشكي سپاه، يك نيروي قدرتمند در منطقه است.

در اين چهل سال هيچ زماني نبوده كه سپاه رشد و گسترش نداشته باشد. اين گسترش هم متناسب با تهديدات صورت گرفته و هر جا كه تهديد بوده، سپاه حاضر شده و خود را متناسب با اين تهديدها شكل داده است.

 

* امروز برخي‌ جريان‌هاي سياسي و برخي مسئولان از جنگ و سايه آن صحبت مي‌كنند، شما كه تحليلگر راهبردي و نظامي و آشنا به ميزان قدرت نظامي كشور هستيد، بفرماييد آيا جنگ خواهد شد؟

در كل بايد گفت، ما ديگر جنگي مثل قبل نخواهيم داشت. جنگ‌ها از اين به بعد يك كشتي در مقابل يك كشتي و يك نقطه در مقابل يك نقطه و يك هواپيما در برابر يك هواپيما خواهد بود. ماهيت جنگ‌ها در حال تغيير اساسي است. بنابراين آن جنگ‌ها ديگر نخواهد بود. مسئله بعد توان اعمال قدرت است كه در اين حوزه هم وضعيت كاملاً در ماجراهاي اخير سنجيده شده است. كشور ما بايد هر لحظه براي دفاع قاطع خودش را آماده كند و هر روز قدرتمندتر شود، ما هيچ‌گاه خواهان جنگ نبوديم و به دنبال جنگ هم نيستيم؛ ولي ثابت كرديم قدرتمندانه از خودمان دفاع كرده و ريشه تهديد را خشك مي‌كنيم. درباره اينكه چرا الآن عده‌اي از مردم از جنگ دم مي‌زنند، بايد گفت اين گفته‌ها تنها مصرف جناحي و سياسي دارد و براي رأي آوردن است و اين افراد تلاش مي‌كنند نيروهاي انقلاب را خشن و جنگ‌طلب معرفي كرده و خود را صلح‌طلب و منادي آزادي معرفي كنند. اين در حالي است كه نيروهاي انقلاب با جان خود، با همه وجود و با تلاش در مسير افزايش قدرت بازدارندگي كشور امنيت را به ارمغان آورده‌اند و صداهايي كه بر طبل دروغين جنگ مي‌كوبند، تنها به دنبال منافع شخصي و جناحي خود هستند.

 

* ورود حضرت‌عالي به مجمع تشخيص مصلحت نظام و نقش مجمع در نظام سياسي كشور و نقشي كه اخيراً رهبر معظم انقلاب در حوزه نظارتي به مجمع داده‌اند، سبب مي‌شود تا در اين خصوص و وضعيتي كه امروز در مجمع برقرار است از شما جويا شويم، در اين باره توضيح بفرماييد.

قانون اساسي براي رهبر معظم انقلاب و ولي فقيه وظايف و اختياراتي را قائل شده است. دو مورد از اين وظايف و اختيارات مربوط به سياست‌گذاري و ابلاغ و تعيين سياست‌هاي كلي نظام و نيز نظارت بر حسن اجراي آن است. وقتي سياست‌ها ابلاغ مي‌شود، بايد نظارت شود كه آيا سياست‌هاي ابلاغي در روند كار، به درستي اجرا شده است يا نه. لذا در طول اين بيست و دو سالي كه من در دبيرخانه هستم، سعي كرده‌ام در اين مسير حركت كنم. در اين مدت ابتدا دبيرخانه به اين شكل وجود خارجي نداشت و كل كساني كه با آقاي دكتر حبيبي كار مي‌كردند پنج نفر بودند با دو سه اتاق كنار همان محلي كه آقاي هاشمي‌رفسنجاني بود. من كه دبير مجمع شدم، كلاً دبيرخانه را به يك مجمع كارشناسي تبديل كرديم و با ايجاد كميسيون متناظر براي همه كميسيون‌هاي مجمع، پژوهشگاه‌ها و مراكز مطالعاتي مشتركي ايجاد شد. كميسيون‌ها و محافل كارشناسي ايجاد كرديم و با دانشگاه و محافل علمي ارتباط برقرار كرديم؛ دانشگاه‌هاي جامع امام حسين(ع)، صنعتي شريف، اصفهان و... پژوهشگاه‌هاي مشترك تأسيس كرديم و كوشيديم كليه نخبگان كشور را كه صاحب ايده و نظر هستند، به ميدان بياوريم. از اين رو يك ستاد كارشناسي براي مجمع درست شد، اين ستاد كارش اين است كه تمام نظرات كارشناسان را مي‌گيرد و خدمت حضرت آقا ارائه مي‌كند.

ما تا امروز در 40 موضوع، سياست‌گذاري كرده‌ايم كه برخي از اينها چون مربوط به برنامه‌هاي پنج ساله بوده، تمام شده؛ الآن ما 35 عنوان سياست و حدود 800 حكم داريم. نكته بسيار مهمي كه بايد ملت ايران در جريان آن قرار بگيرد، اين است كه اگر اين سياست‌ها از سوي دولت‌ها و مجلس‌هاي 20 سال اخير اجرا مي‌شد، امروز تقريباً هيچ مشكلي در كشور از جنس مشكلات امروز نداشتيم. تورم، بيكاري و... همه به دليل اين است كه دولت‌ها و مجلسي‌ها توجه لازم به ابلاغيات رهبر معظم انقلاب نداشته‌اند. بسياري از مشكلات كشور با وجود راه‌حل‌هاي كارشناسي حل نشده باقي مانده است. از دو سال پيش به اين طرف رهبر معظم انقلاب به طور جدي از من خواستند كه نظارت در مجمع فعال شود. ما هم در آيين‌نامه نظارتي كه تصويب شده بود از ايشان تقاضا كرديم اگر بخواهيم نظارت فعال شود، در جمع چهل نفره مجمع تشخيص مجدداً يك نظام بروكراتيك به وجود مي‌آيد و نظارت ناكارآمد مي‌شود، از اين رو خواستيم كه اجازه دهند يك هيئت عالي نظارت تشكيل شود و خودشان از مجمع 15 نفر را انتخاب كنند كه الآن 13 نفر از اعضاي مجمع، بنده و رياست مجمع اعضاي اين هيئت عالي نظارت هستيم و تمام قوانيني كه از مجلس عبور مي‌كند و به هيئت عالي مي‌رسد، اگر مغاير سياست‌هاي كلي باشد، به شوراي نگهبان گفته مي‌شود و شوراي نگهبان از مجلس مي‌خواهد بر اساس همان روند قانوني اين قوانين را اصلاح كند، مثل جريان FATF، CFT، پالرمو و از اين نوع مسائل كه در اين دو سال اخير بررسي شده و اشكالاتي داشته، لذا به شوراي نگهبان ارجاع شده و گفته شده است مغايرت‌هايي با سياست‌هاي كلي دارند. در حال حاضر، در مجمع در حال بررسي آنها و منتظر پاسخ دولتمردان به يازده سؤال هستيم.

 

* دفاع مقدس ثمره اعتماد به جوانان بود، امروز هم در عرصه جنگ نرم و هم در عرصه علم و آگاهي جوانان نقش بسزايي دارند؛ رهبر معظم انقلاب هم در «بيانيه گام دوم انقلاب» تأكيد ويژه‌اي بر نقش‌آفريني جوانان دارند. مجمع براي تحقق اين امر كه نقطه كانوني اين سند بالادستي است، چه برنامه‌اي دارد؟

ما در سياست‌هاي كلي دو سند بالادستي را مدنظر قرار مي‌دهيم، يكي «الگوي اسلامي‌ـ ايراني پيشرفت» و ديگري «بيانيه گام دوم انقلاب». شايد امروز اولين نهادي باشيم كه به صورت عملياتي با بيانيه گام دوم برخورد كرديم. ممكن است ديگران در حال تبيين يا تبليغ باشند؛ ولي ما بيانيه گام دوم را به منزله سندي كه سياست‌ها را بايد از دل آن بيرون بياوريم و عملياتي كنيم، در دستور كار قرار داديم، ضمن اينكه چند تا كار جانبي هم در اين زمينه انجام داديم؛ از جمله اينكه بحث آمادگي و آماده‌سازي در جوانان انقلابي كشور را شروع كرده و دوره‌هاي آموزشي مديريت راهبردي جهادي را شكل داديم و آموزشكده‌هايي را در كشور فعال خواهيم كرد. ما در خود دبيرخانه جوانگرايي را آغاز كرده‌ايم. از دو سال پيش تا الآن بخش قابل توجهي از دبيرخانه به دست نيروهاي جوان انقلابي سپرده شده است. ما معتقديم اين بيانيه را بايد به منزله مكمل انقلاب 22 بهمن 1357 در نظر گرفت. گام دوم انقلاب، خودش يك انقلاب است و نبايد به صورت يك توصيه‌نامه در كشور با آن برخورد شود. بسياري دارند با اين بيانيه تشريفاتي و تبليغي برخورد مي‌كنند كه ما معتقديم زمان شروع بيانيه گام دوم همان بيست و سوم بهمن ماه سال 1397 است و بعد از يك سال همه نهادها بايد گزارش دهند كه عملاً براي تحقق بيانيه گام دوم چه كاري كرده‌اند. اگر تاريخ شروع اين بيانيه دقيقاً مشخص نشود و به صورت يك توصيه تلقي شود، اين بيانيه آسيب جدي مي‌بيند؛ لذا ما در دبيرخانه و مجمع به طور جدي پاي كار آمديم.

 

* به عنوان يك اقتصاددان وضعيت تأثير تحريم‌ها بر اقتصاد ايران را چگونه ارزيابي مي‌كنيد و راه برون‌رفت از معضلاتي كه تحريم‌ها به وجود آورده را چه مي‌دانيد؟

اول از مديران كشور بايد گله كرد كه چرا از اين موقعيت طلايي براي بسيج اقتصادي و تحول اقتصاد ايران استفاده نمي‌كنند و عزا گرفته‌اند كه نفت به فروش نمي‌رسد. اگر توليد ملي‌ اين كشور راه بيفتد، ما حتي بايد روزانه يك ميليون بشكه نفت علاوه بر توليد داخلي هم وارد كنيم. اگر صنعت، كشاورزي و... راه بيفتد، ما بايد روزانه يك ميليون بشكه نفت را هم از كشورهاي ديگر وارد كنيم تا مواد اوليه داشته باشيم. چرا عزا گرفته‌اند كه نفت به فروش نمي‌رسد؟ چرا توليد ملي راه نمي‌افتد؟ چه انگيزه‌اي بهتر از شرايط كنوني مي‌تواند مردم را به يك جهاد بزرگ اقتصادي هدايت كند! متأسفانه همين اشتباه در زمان جنگ نيز از سوي مديران كشور انجام شد. در زمان جنگ مردم ايران آمادگي كامل را داشتند تا در يك جهاد بزرگ اقتصادي در كنار رزمندگان اسلام بيايند و وارد شوند و در پشت جبهه‌ها رزمنده‌هاي اقتصادي يك بار براي هميشه جمهوري اسلامي را از وابستگي به نفت نجات دهند و نفت را خودمان در صنعت و كشاورزي خودمان مصرف كرده و ارزش‌افزوده ايجاد كنيم؛ اما آن فرصت را از دست داديم. دولت‌هاي زمان جنگ بايد انقلاب اقتصادي كرده و از انگيزه تهاجم دشمن براي بسيج مردم ايران و براي بسيج اقتصادي استفاده مي‌كردند؛ ولي استفاده نكردند. كاري كه آلمان و ژاپن بعد از جنگ جهاني دوم انجام دادند و اكنون از اقتصادهاي بزرگ دنيا هستند. شرايط تحريم بهترين فرصت براي جهش و تحول اقتصادي است. مديريت انقلابي عنصر گم ‌شده‌ امروز اداره كشور است. امروز مشكل كشور مديريت است، اولين اصلاحي كه بايد صورت گيرد، در شيوه مديريتي است و بايد يك مديريت انقلابي بر سر كار بيايد. مسئله ديگر اين است كه بايد به استان‌ها اختيارات داده شود، اين در حالي است كه بسياري از استان‌هاي ما براي كوچك‌ترين كارشان بايد بيايند تهران در وزارتخانه‌ها چندين ماه سردرگم باشند تا مشكل يك استان برطرف شود، استان‌هاي ما در زمينه اقتصاد، تجارت، كسب‌وكار و كشاورزي بايد اختيارات داشته باشند و مردم را بسيج كنند.

 

* اين همان طرح ايالت‌هاي اقتصادي است كه در گذشته هم از سوي شما مطرح شده بود، درست است؟

بله. اين ايالت‌هاي اقتصادي ما مثل دوران دفاع مقدس كه لشكرهاي مناطق با هم در پيشروي رقابت داشتند؛ براي نمونه آذربايجان با لشكر اصفهان رقابت داشتند يا در خود انقلاب چهلم قم را مردم آذربايجان گرفتند، چهلم مردم آذربايجان در يزد برگزار شد و... . اين سلسله انقلاب‌هاي محلي دست به دست هم داد و در نهايت انقلاب اسلامي ايران را پيروز كرد. امروز هم بايد مردم وارد اقتصاد شوند و اختيارات داشته باشند. بدون اختيار دادن به مردم نمي‌توانيم آنها را وارد يك جهاد بزرگ اقتصادي كنيم. اگر امروز سيستم پادگاني را كه رضاشاه در اقتصاد ايران درست كرد، بشكنيم و همان‌گونه كه در دفاع مقدس به مردم اختيار داديم اختيار دهيم، اقتصاد ما شكوفا خواهد شد.

نام:
ایمیل:
* نظر:
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات