تاریخ انتشار : ۲۳ مهر ۱۳۹۸ - ۱۵:۵۱  ، 
شناسه خبر : ۳۱۷۶۶۶
در اربعین شهادت سیدالشهداء (علیه السلام)، تمامی موجودیت استکباری بنی امیه به غارت زینب کبری (سلام ا.. علیها) رفت و محبوس ایشان شد. در اربعین سیدالشهداء (علیه السلام) است که پرده از جریان فتنۀ برانداز برداشته شد.
پایگاه بصیرت / محمد هادی جوکار
مقولۀ اربعین صرفنظر از وجود و حضور سیدالشهداء (علیه السلام) واجد یک هویت مستقل است. در طول تاریخ، برای هیچ یک از اولیا و انبیای الهی سنت اربعین وفات یا شهادت، مسبوق نیست و این مهم منحصر در حضرت حسین بن علی (علیهما السلام) است. علاوه بر این هیچ تجمعی در هیچ مناسبتی به عظمت و شکوه اربعین نیست و تراکم جمعیتی نیز در این سنت دینی و الهی منحصر به فرد است. حتی موضوع با اهمیتی همچون حج علی رغم آن که از زمان خلقت حضرت آدم (علیه السلام) تمام انبیاء به آن امر و بر آن تأکید داشته اند، سرزمین وحی، چنین جمعیتی را به خود ندیده است.
امروز در حج با همۀ فراخوانی که نسبت به آن شده است و قرآن امر به حج می‌نماید «وَ لِلّهِ عَلَی النَّاسِ حِجُّ البَیتِ مَنِ استَطَاعَ إِلَیهِ سَبِیلاً» (آل عمران/۹۷)، با وجود آنکه سرزمین مکّه، سرزمین امن است و قرآن می‌فرماید: «فِیهِ ءَایَاتٌ بَیِّنَاتٌ مَقَامُ إِبرَاهِیمَ وَ مَن دَخَلَهُ کَانَ ءَامِناً» (آل عمران/۹۷)، خدمات رفاهی در آرامش و اطمینان فراهم شده است، ستاد و وزارتخانه برای این امر در نظر گرفته شده است و سازمان‌های متعددی بسیج شده تا امر حج با شکوه هر چه تمام برگزار شود، بالاترین آمار در حج اکبر ۴ میلیون نفر ذکر شده است.
اما در اربعین سیدالشهداء (علیه السلام) که چهل روز بعد از اصل حادثه است، وزارت سیاحت عراق آخرین آمار را بیش از ۲۰ میلیون نفر از همۀ آیین‌ها و با حضور زائرانی از بیش از ۱۰۰ کشور جهان ذکر کرده است. این امر، نشان از خطیر و عظیم بودن اربعین است. چرا اربعین خطیر و مهم است؟ سرچشمۀ زلال هویت مستقل اربعین نسبت به اصل واقعۀ عاشورا از کجاست؟ بنیانگذار و مالک اربعین چه کسی است؟ دستاورد اربعین برای ادامۀ حیات دینی کدام است؟
مؤسس اربعین، عالمۀ غیر معلّمه، کعبة الرزایا، سرّ ابیها، شریکة الشهید، الفاضله، الکامله، نائبة الزهرا (سلام ا.. علیها)، عقیلۀ بنی هاشم حضرت ام المصائب زینب کبری (سلام ا.. علیها) است. اربعین مانند زینب کبری (سلام ا.. علیها) و سیدالشهداء (علیه السلام) منزلگاه سرّ است. گویی تمام موجودیت و بقای هستی محبوس کربلاست.
آنچه از جانب سیدالشهداء (علیه السلام) به وقوع پیوست بسیار مهم و حیاتی است، اما از فعل دشمن نیز نباید غافل بود که کار دشمن هم بسی خطیر و مهم بوده و هست. در اربعین شهادت سیدالشهداء (علیه السلام)، تمامی موجودیت استکباری بنی امیه به غارت زینب کبری (سلام ا.. علیها) رفت و محبوس ایشان شد. در اربعین سیدالشهداء (علیه السلام) است که پرده از جریان فتنۀ برانداز برداشته شد.
در تاریخ آمده است همزمان با حرکت حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) از مدینه، جمعیت‌هایی به ظاهر خیرخواه از حضرت خواستند که برای رهایی از خطر و ناامنی پیش آمده، راه بیابان را در پیش گیرند، غافل از این که بخشی از ناامنی به وجود آمده برای آن حضرت از جانب خود این‌ها بود و بستر دشمنی یزیدیان با ایشان را سکوت و خیرخواهی منفعلانه این گروه فراهم آورده بود.
اما در ادامۀ حرکت و با ورود امام حسین (علیه السلام) به مکه، نوع مواجهۀ این جمعیت خیرخواه نیز تغییر می‌کند. در مدینه سخن از نرفتن امام به کوفه است و درخواست، نبردن اهل بیت، فرزندان و خانواده به این سفر طول و دراز است. یک وجه این ماجرا، صورت ظاهری قضیه و به بازی گرفتن افکار عمومی است، چرا که زن شرعاً مکلّف به جهاد نیست. مسئله اینجاست که اینان از کجا خبر داشتند چه اتفاقی در شرف وقوع است که نگران حضور اهل بیت امام و زینب کبری (سلام ا.. علیها) بودند؟
اگر شرعاً جهاد از ذمّۀ زن خارج شده است، حال که یک زن حضور در کنار حجّت خدا را بر خود فرض و واجب تلقی کرده است، آیا این عیب است یا حُسن؟ مسئلۀ بی پاسخ دیگر آنکه اگر نگران حضور زنان در کنار سیدالشهداء (علیه السلام) بودند، چرا خود ایشان قبلاً زنی را بر شتری سرخ موی سوار کردند و جنگی علیه خلیفۀ برآمده از شورا به راه انداختند؟ چرا از دید این جماعت به ظاهر خیرخواه، حضرت زینب کبری (سلام ا.. علیها) نباید راهی این مسیر شود؟
پاسخ در تلفیق بین حیات عقیلۀ بنی هاشم و حضرت عباس (سلام ا.. علیها) است. مگر زینب کبری (سلام ا.. علیها) کیست؟ بنت امیرالمؤمنین (علیه السلام) و صدّیقۀ طاهره (سلام ا.. علیها) است. از خانواده نور است. شاهد نزول وحی و مخزن اسرار خاندان عترت است. در کنار همۀ این ها، «صدّیقۀ صغری» یعنی جامع صدق امیرالمؤمنین (علیه السلام) و فاطمۀ زهرا (سلام ا.. علیها) است. عالمۀ غیر معلّمه و فهمۀ غیر مفهّمه است.
عبدالله بن عباس وقتی به سند خطبۀ فدکیّه رجوع می‌کند، می‌گوید این سند افتخار ما و میراث عقیلۀ ماست. سنّ حضرت، آن زمان که این خطبه را از چنگ ارباب کودتا بیرون کشید، فقط ۵ سال بود. بعضی از این جماعت به ظاهر خیرخواه، از بودن حضرت زینب (سلام ا.. علیها) در مدینه ناخوش احوال بودند؛ چون در شعاع عصمت، عظمت و علم زینب کبری (سلام ا.. علیها) گم بودند. اما چرا اصرار بر آن دارند که زینب (سلام ا.. علیها) کربلا نرود؟
پاسخ آن است که کربلای بدون زینب کبری (سلام ا.. علیها) و بدون عباس بن علی (علیهما السلام) اصلاً قابل فهم نیست. سیطرۀ زینب (سلام ا.. علیها) بر عالم هستی در سایۀ حضرت اباعبدالله (علیه السلام) و امام سجاد (علیه السلام) از جنس عصمت است. اگر زینب کبری (سلام ا.. علیها) در مدینه بماند، صولت کربلا شکسته خواهد شد. اگر زینب می‌ماند، اولین استدلال جماعت ظاهراً خیرخواه در مقابل مردمی که به دنبال سیدالشهداء (علیه السلام) راه می‌افتادند این بود که آیا از زینب کبری (سلام ا.. علیها) بیشتر می‌فهمید؟ وقتی ایشان در یاری حسین بن علی (علیه السلام) به حجت نرسیده، شما به کجا می‌روید؟
این جنس مطالب هنوز قبل از برپایی کربلاست. اگر خدا حضرت زینب کبری (سلام ا.. علیها) را نمی‌آفرید، بشر راه و رسم صیانت از دین خدا را نمی‌آموخت. زینب کبری (سلام ا.. علیها) صیانت از توحید را به بشر آموخت؛ بنابراین اساساً جنس عدم جدایی زینب کبری (سلام ا.. علیها) از حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) از جنس عاطفی نیست. عاطفه در ظلّ و در حاشیۀ تکلیف است. جنس این عدم جدایی، از جنس حضور در کنار ولیّ خداست که بر همگان فرض است.
جماعت به ظاهر خیرخواه به دنبال آن بودند که اگر ممکن بود یک حسین بن علی (علیهما السلام) تضعیف شده‌ای را به عرصۀ قتال راهی کنند که اگر به شهادت رسید، یکی باشد همچون دیگران؛ نه آنکه در اربعین شهادتش چنان خیل عظیمی مشتاقانه به زیارت قبرش شتاب کنند. میراث دار این اربعین، بنت علی بن ابیطالب (علیه السلام) و فاطمۀ زهرا (سلام ا.. علیها) است؛ بنابراین فرض است تا همۀ سوگواران سیدالشهداء (علیه السلام) در سلوک اربعینی خویش، مقتدایشان را زینب کبری (سلام ا.. علیها) بپندارند و پا جای قدم‌های او، به سوی کربلا رهسپار گردند.
نام:
ایمیل:
* نظر:
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات