در حالی که اسرائیل طی یک سال و نیم گذشته به سطحی از سلطه نظامی بر حماس، حزبالله دست یافته که میتواند بحرانها را به نفع خود تشدید کند، اما تبدیل این برتری نظامی به توافقات سیاسی پایدار یا حتی صلح همچنان دشوار به نظر میرسد
«فارنپالیسی» در مقالهای به قلم «آرون دیوید میلر»، پژوهشگر ارشد در مؤسسه کارنگی برای صلح بینالمللی، و «لوران مورگانبسر»، پژوهشگر جوان در همین مؤسسه، به بررسی تغییرات دکترین امنیتی رژیم صهیونی پس از حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ پرداخته است. به نوشته این نشریه، حملات گروه حماس به سرزمینهای اشغالی در تاریخ ۷ اکتبر، بسیاری از سیاستهای امنیتی این کشور را دگرگون کرد. با این حال، شاید قابل توجهترین تغییر، تعریف جدید رژیم صهیونی از امنیت مرزی باشد.
تغییر از پیشگیری به حمله
به گزارش فارن پالیسی، رژیم صهیونی از دیرباز، دفاع از مرزهای خود را در قالب اقدامات پیشگیرانه و بازدارنده تعریف کرده بود. اما اکنون، مرز میان دفاع و حمله به گونهای در هم آمیخته که پیش از این سابقه نداشته است. آتشبس میان رژیم صهیونی و حماس نه تنها پایان یافت، بلکه به ابتکار اسرائیل خاتمه داده شد.
این تغییر دکترین، حاصل تمایل رژین صهیونی به اقدام یکجانبه است؛ رویکردی که امنیت کشور را در گرو حفظ مناطق حائل و نقاط استراتژیک در مناطقی همچون غزه، لبنان و سوریه میبیند. در همین حال، تلآویو بر این باور است که ایالات متحده، حتی اگر حمایت نکند، دستکم اقدامات آن را تسهیل خواهد کرد.
تناقض قدرت و سیاست
نویسندگان مقاله فارن پالیسی به یک تناقض آشکار اشاره میکنند: «در حالی که اسرائیل طی یک سال و نیم گذشته به سطحی از سلطه نظامی بر حماس، حزبالله دست یافته که میتواند بحرانها را به نفع خود تشدید کند، اما تبدیل این برتری نظامی به توافقات سیاسی پایدار یا حتی صلح همچنان دشوار به نظر میرسد.»
«میلر» و «مورگانبسر» مینویسند که در شرایط مطلوب، رژیم صهیونی میتواند از ترتیبات امنیتی دوجانبه یا حتی چندجانبه بهرهمند شود، اما نخستوزیری که خود را در قدرت حفظ کرده و با دشمنان و شرکای عرب مشکل دارد، بعید است که به یک شریک صلحطلب تبدیل شود.
بحران غزه و شکست در راهبرد
فارن پالیسی تاکید میکند که حمله ۷ اکتبر حماس، نه تنها بدترین شکست اطلاعاتی و عملیاتی تاریخ رژیم صهیونی بود، بلکه چندین مفهوم امنیتی اساسی این کشور را زیر سؤال برد: بازدارندگی بیاثر شد، سامانههای هشدار اولیه ناکام ماندند، دفاع زمینی نامناسب و آمادهنشده فروپاشید.
به گفته نویسندگان، تمامی این شکستها به یک ناکامی بزرگتر مرتبط بود: «ناتوانی مقامات ارشد نظامی و اطلاعاتی اسرائیل در تصور اینکه حماس قادر به اجرای چنین عملیات هماهنگی خواهد بود.»
تغییرات یکجانبه در غزه
میلر و مورگانبسر مینویسند: «دولت نتانیاهو پس از این بحران، توهمات خود درباره مدیریت حماس با پول قطر و کنترل آن از طریق اقدامات نظامی گاهبهگاه را کنار گذاشته است. حتی اگر کارزار نظامی فعلی به مبادلهای محدود از گروگانها منجر شود، اسرائیل مصمم است نه تنها حماس را به عنوان یک نیروی نظامی سازمانیافته نابود کند، بلکه توانایی آن برای حکومتداری و حفظ نفوذ سیاسی در غزه را نیز از میان ببرد.»
اسرائیل در حال حاضر با ایجاد منطقه حائل گستردهای در داخل غزه و استقرار نیروهای زمینی در این منطقه، به دنبال کاهش آسیبپذیری شهرکها و کیبوتصهای مجاور است.
جبهه لبنان و تعامل چندجانبه
به نوشته فارن پالیسی، سیاست تهاجمی رژیم صهیونی در مرزهای لبنان نیز خود را نشان داده است. این نشریه خاطرنشان میکند «اسرائیل در عین حال که اقدامهای یکجانبه خود را ادامه میدهد، همکاری با نیروهای مسلح لبنان (LAF) را برای ایجاد یک منطقه حائل ایمن در مرزهای شمالی گسترش داده است.»
سوریه و سیاست مرزی جدید
فارن پالیسی مینویسد که سقوط رژیم اسد در دسامبر ۲۰۲۴ نیز تغییرات اساسی در سیاست امنیتی رژیم صهیونی ایجاد کرد؛ «اسرائیل با انجام صدها حمله هوایی و زمینی به تأسیسات نظامی سابق سوریه، منطقهای حائل در جنوب دمشق ایجاد کرده است. استقرار نیروهای اسرائیلی در نقاط استراتژیک مانند ارتفاعات جبل حرمون، به این کشور امکان نظارت بر مناطق سوریه و دره بقاع لبنان را میدهد.»
کرانه باختری؛ افزایش خشونت و سیاستهای الحاقی
این نشریه همچنین مینویسد: «در کرانه باختری نیز، اسرائیل سطح عملیات نظامی خود را به بالاترین حد از زمان انتفاضه دوم رسانده است. عملیات هوایی و پهپادی در اردوگاههای پناهجویان و شهرها منجر به کشته شدن صدها نفر شده است. فارن پالیسی مینویسد که اسرائیل حتی تانکها را به کرانه باختری بازگردانده و به دنبال ایجاد "دیوار آهنین" برای پیشگیری از حملات احتمالی است.»
نتیجهگیری
به باور نویسندگان فارن پالیسی، «اسرائیل در حال حاضر تمایل چندانی به راهحلهای دوجانبه یا چندجانبه ندارد و دولت نتانیاهو، به ویژه با ترکیب سیاسی راستگرای کنونی، نمیتواند به صلح با فلسطینیان تن دهد. در این شرایط، حتی اگر کشورهای عربی مانند عربستان گامی به سوی عادیسازی روابط با اسرائیل بردارند، بعید است که این اقدام به حلوفصل درگیریهای اسرائیلی-فلسطینی منجر شود.»
نویسندگان در پایان تاکید میکنند «سیاستهای یکجانبه در تاریخ اسرائیل، اغلب نتیجهای مطلوب نداشته و به جای ثبات، منجر به درگیریهای بیشتر شده است.»