بصیرت طرح صهیونیست ها مبنی بر برچیدن زیرساختهای نظامی مصر در سینا رابررسی می کند
صهیونیست ها از یک سو برآنند تا از ظرفیت های آمریکا برای خلع سلاح حشدالشعبی عراق و تضعیف ارتس عراق با داعش بهره گیرند و از سوی دیگر با فشار آمریکا و احتمالا درگیری نظامی برآنند تا ارتش مصر و اردن را نیز تضعیف نمایند.
رژیم صهیونیستی بصورت رسمی از مصر و آمریکا خواست زیرساختهای نظامی که ارتش مصر در شبه جزیره سینا ایجاد کرده است، برچیده شوند. روزنامه صهیونیستی «یسرائیل هیوم» با اعلام این خبر افزود: اسرائیل زیرساختهای نظامی مصر در شبه جزیره سینا را نقض گسترده الحاقیه امنیتی توافقنامه صلح با مصر میداند.این مقام رژیم صهیونیستی افزود که مشکل فقط محدود به ورود نیروهای نظامی مصر به سینا بیش از سهمیههای توافق شده در ضمیمه نظامی پیمان کمپ دیوید نیست، بلکه در تقویت مداوم زیرساختهای نظامی مصر است که تل آویو آن را گامی میداند که به راحتی قابل چشم پوشی نیست.در فوریه ۲۰۲۴، «بزالل اسموتریچ» وزیر مستعفی دارایی رژیم صهیونیستی اعلام کرد که مصر مسئولیت مهم حمله هفتم اکتبر علیه اسرائیل را بر عهده دارد و مدعی شد که تدارکات مهمات حماس از مصر عبور میکند. این تحرکات از سوی صهیونیست ها در حالی صورت می گیرد که در باب چرایی آن چند نکته قابل توجه است:
1-استمرار سیاست بحران: نتانیاهو نخست وزیر صهیونیست ها هر زمان که با بحران داخلی و یا اعتراض خارجی مواجه می شود با ایجاد بحران جدیدی به دنبال تغییر موازنه برای ادامه حیات سیاسی و اشغالگری است. نتانیاهو اکنون در عرصه داخلی با اعتراضات علیه لغو تبادل اسرا و ادامه جنگ افروزی در غزه مواجه است در حالی که استعفا وزیر دارایی این رژیم تضعیف دوباره کابینه او به رغم بازگشت بن گویر وزیر امنیت داخلی به کابینه را به همراه داشته است. همچنین جنایات رژیم صهیونیستی در لبنان و نیز استمرار اشغالگری در سوریه اعتراض های بسیاری علیه این رژیم داشته است. نکته مهم آنکه تظاهرات های روز جهانی قدس در حمایت از فلسطین و تکرار درخواست لاهه مبنی بر بازداشت و مجازتت نتانیاهو بر شرایط بحرانی وی افزوده است. بر این اساس با توجه به گذشته رفتاری نتانیاهو می توان گفت که او با ادعاها درباره مصر و نیز ادعای تقابل با ترکیه در سوریه، به دنبال تکرار سیاست حاشیه سازی است تا به زعم خویش با قدرت نمایی ظاهری با هدف فریب افکار عمومی داخل سرزمین های اشغالی و نیز حاشیه سازی به دنبال کاهش پیامدهای چالش های ایجاد شده است تا شاید از سقوط رهایی یابد.
2-تکرار باج خواهی همزمان با مذاکرات جدید: رژیم صهیونیستی این روزها چند هدف همزمان را دنبال می کند. از یک سو این رژیم برآن است تا در لوای مذاکرات جدید آتش بس زیاده خواهی ها علیه غزه یعنی تسلیم سازی حماس، آزاد سازی تمام اسرای در بند مقاومت بدون خروج نیروهایش از غزه و تشکیل ساختاری غیر مقاومتی در غزه از تشکیلات خودگردان گرفته تا نیروهای عربی و خارجی را اجرایی سازد. با توجه به نقش مصر به عنوان میانجی گری مذاکرات می توان گفت که صهیونیست ها با ادعاهای ارضی علیه مصر برآنند تا این کشور را به همراهی اجباری با زیاده خواهی این رژیم وادار سازند . از سوی دیگر محاصره غزه با هدف گرسنه سازی و تسلیم سازی با اجرای نسل کشی دسته جمعی از اهداف اصلی صهیونیست ها که مرز مصر از ابعاد مهم آن است. تسلط رژیم اسرائیل بر گذرگاه رفح از سمت فلسطین و خودداری مصر از هماهنگی با آن در این زمینه منجر به افزایش اختلافات بین دو طرف شده است. صهیونیست ها با ادعاهای ارضی برآنند تا مصر را وادار سازند تا در محاصره غزه بیش از پیش همراهی کنند. نکته دیگر آنها صهیونیست ها با همراهی آمریکا برآنند تا کوچ اجباری ساکنان غزه را اجرا سازند. یکی از مهمترین بازیگران در این عرصه مصر است که می تواند پلی برای اخراج به سایر کشورها باشد. مصر همواره برنامههای رژیم صهیونیستی برای انتقال اجباری فلسطینیان به سینا را به شدت رد کرد و آن را تهدیدی برای امنیت ملی خود دانست لذا تل آویو بر این گمان است تا با فشار امنیتی و زیاده خواهی ارضی می تواند مصر را به سمت این توطئه هدایت نماید تا زمینه ساز رضایت سایر کشورهای عربی با این طرح اشغالگرایانه گردد.
این وضعیت نشان می دهد که از یک سو آمریکا و صهیونیست ها به هیچ کدام از تعهدات خود پایبند نیستند و حتی به سازشکارانی همچون مصر نیز وفادار نیستند و از سوی دیگر اشغالگری و زیاده خواهی صهیونیست ها را پایانی نیست و تنها راه مقابله با آن حفظ و حمایت از سلاح مقاومت است.
3-نابودی ارتش مصر: سران رژیم صهیونیستی از زمان بن گوریون بر این ادعا بوده اند که قدرت این رژیم نه با بمب هسته ای بلکه بر نابودی ارتش های عربی و اسلامی می باشد و لذا همواره با کمک آمریکا این طرح را اجرا کرده اند. درگیر سازی کشورهای عربی در جنگ با یکدیگر و تروریسم، حملات نظامی به زیر ساخت های نظامی این کشور و نیز محدودسازی آمریکا و بزرگان اروپا به فروش تسلیحات به کشورهای عربی و یا ندادن مجوز به آنها برای استفاده از این سلاح ها از ابعاد این طراحی است. صهیونیست ها با کشتار در غزه، حملات گسترده علیه لبنان و به زعم خویش تضعیف حزب الله و ارتش لبنان، حملات به زیر ساخت های نظامی و امنیتی سوریه، حملات آمریکا به یمن و... بر این تصورند که تا حدود زیادی این سناریو را اجرا کرده اند.
در راستای همین سیاست به نظر می رسد که صهیونیست ها از یک سو برآنند تا از ظرفیت های آمریکا برای خلع سلاح حشدالشعبی عراق و تضعیف ارتس عراق با داعش بهره گیرند و از سوی دیگر با فشار آمریکا و احتمالا درگیری نظامی برآنند تا ارتش مصر و اردن را نیز تضعیف نمایند. به عبارتی دیگر تحرکات ارضی صهیونیست ها علیه مصر و اردن را می توان زمینه سازی برای نابودی ارتش های این کشورها دانست که خطری بزرگ برای کل کشورهای عربی خواهد بود. این وضعیت نشان می دهد که از یک سو آمریکا و صهیونیست ها به هیچ کدام از تعهدات خود پایبند نیستند و حتی به سازشکارانی همچون مصر نیز وفادار نیستند و از سوی دیگر اشغالگری و زیاده خواهی صهیونیست ها را پایانی نیست و تنها راه مقابله با آن حفظ و حمایت از سلاح مقاومت است. امروز حمایت از غزه و مقاومت منطقه راهی برای نجات فلسطین و کل منطقه است در غیر این صورت حتی سازشکاران و دل بستگان به آمریکا و روابط با صهیونیست ها نیز در امان نخواهند بود و اسیر اشغالگری این رزیم خواهند شد.