رئيس جمهور آمریکا ادعا کرده است که «من فکر میکنم ایران میخواهد مستقیما مذاکره کند. به نظرم آنها نگران هستند، به نظرم آنها حس میکنند آسیبپذیر هستند و من دلم نمیخواهد که آنها چنین حسی داشته باشند. من فکر میکنم اگر صحبتهای مستقیم داشته باشیم بهتر است. به این شکل اوضاع سریعتر پیش میرود و ما میتوانیم طرف مقابل را خیلی بهتر بشناسیم تا اینکه واسطهها ایفای نقش کنند. آنها میخواستند از واسطهها استفاده کنند. فکر نمیکنم این خواسته دیگر لزوماً ادامه داشته باشد.» ترامپ همچنین اظهار داشته؛ «ماجرای نامهها با ایران را فراموش کنید. من فکر میکنم ایران میخواهد مستقیماً مذاکره کند. آنها نگران هستند و احساس آسیبپذیری میکنند.» در ادامه همین ادعا نیز در پی به مقصد رسیدن پاسخ ایران به نامهای که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا به ایران فرستاده بود، مقامهای آمریکایی میگویند واشنگتن در تلاش است تا گفتوگوهای مستقیم هستهای با ایران را آغاز کند، چراکه دولت ترامپ به دنبال هدفی بلند پروازانه، یعنی منحل کردن برنامه هستهای تهران است.
روزنامه «وال استریت ژورنال» در این باره نوشت: «اگر ایران موافقت کند که وارد این گفتوگوها شود، این مذاکرات اولین گفتوگوهای مستقیم و پایدار بین دو کشور از زمانی خواهد بود که ترامپ در سال ۲۰۱۸ از توافق هستهای سال ۲۰۱۵ خارج شد. دولت ترامپ همچنین به دنبال دستیابی به نتایجی فراتر از آنچه در توافق دولت اوباما به دست آمد، در یک جدول زمانی فشرده است.» در راستای همین ادعا نیز سخنگوی وزارت خارجه آمریکا گفت که ترامپ کارزار فشار حداکثری را برای پایان دادن به تهدید هستهای ایران و محدود کردن برنامه موشکی این کشور اعمال کرده است. نکته قابل توجه آنکه همزمان با ادعای رویکرد آمریکا به مذاکره مستقیم اکسیوس روز چهارشنبه ۱۳ فروردین به نقل از منابعش نوشت که دولت آمریکا در حال بررسی جدی پیشنهاد ایران برای گفتوگوهای غیرمستقیم درباره برنامه هستهای است.
ترامپ به دنبال چیست؟
با توجه به اینکه پاسخ ایران به نامه ترامپ بسیار شفاف بوده و ایران رسما عنوان داشته است که از یک سو هیچ اعتمادی به آمریکا ندارد و از سوی دیگر نیز صرفا بر مذاکره غیر مستقیم تاکید کرده است، این سوال مطرح میشد که ترامپ با ادعای مذاکره مستقیم به دنبال چیست؟
1-خودشیفتگی آمیخته با اهداف شخصی
رفتار شناسی ترامپ نشان میدهد که او سعی دارد تا نام خود را به عنوان یک تابو شکن معرفی نماید که کارهایی که سایر روسای جمهور آمریکا اجرا نکرده را محقق می سازد. اقداماتی همچون اخراج گسترده مهاجرین از آمریکا، اعمال تعرفههای تجاری علیه سایر کشورها از دوست و دشمن، اصرار بر اجرای ابعاد جدید روند سازش کشورهای عربی با رژیم صهیونی در حالی که همزمان طرح کوچ اجباری تمامی ساکنان غزه را مطرح می سازد، مذاکره مستقیم با روسیه با میزبانی عربستان برای پایان دادن به جنگ اوکراین در حالی که همزمان به دنبال سرکیسه کردن کییف و غارت منابع آن است، خروج آمریکا از بسیاری از نهادها و سازمانهای بینالمللی، رویکرد به مذاکره و دیدار با سران کره شمالی، تغییر نام خلیج مکزیک به خلیج آمریکا و... در این چارچوب قابل پردازش است. با توجه به شخصیت خودشیفته ترامپ میتوان ادعای رویکرد ترامپ به مذاکره مستقیم با ایران را در همین راستا ارزیابی کرد.
2-جنگ ادراکی علیه ایرانیان
یکی از ابعاد مهم جنگها در عصر حاضر جنگ ادراکی یا همان برهم زدن تمرکز و تفکر و گرفتار سازی مردم و مسئولان در اشتباه محاسباتی است. در حالی تمامی شواهد نشان می دهد که مذاکره مستقیم با آمریکا غیر عقلانی، غیر هوشمندانه و غیر شرافتمندانه است ترامپ با چراغسبزها و ادعاهایی همچون مذاکره مستقیم و به نتیجه رسیدن سریع مذاکرات برآن است تا ایرانیان را در اشتباه محاسباتی و جنگ ادراکی گرفتار مذاکرهای نماید که در ظاهر سریع بوده اما در نهایت هدف آن نابودی تمامی دستاوردهای هستهای، موشکی و منطقه ای و تبدیل ایران به یک لیبی دیگر است. ترامپ اکنون به دنبال دو قطبیسازی کاذب حامیان و مخالفان مذاکره مستقیم است تا انسجام ایرانیان در برابر فشار حداکثری را متزلزل سازد چنانکه همزمان عناصر آن نیز به دنبال ایجاد شکافهای قومی و ایرانی-اسلامی در داخل ایران هستند.
3-سرپوش بر شکست یک نامه
ترامپ با ارسال نامهای برگرفته از تهدید و مذاکره و زیادهخواهی آن هم از طریق امارات به دنبال انداختن توپ در زمین ایران و چینش میز مذاکره بر اساس تفکرات آمریکایی بود. ابتکار عمل ایران در انتخاب عمان به عنوان واسطه بیطرف، پاسخ قاطع و جامع دادن به نامه و تاکید بر مذاکره نکردن زیر فشر و تهدید عملا برگ برنده ترامپ را به یک ناکامی برای او مبدل ساخت. ترامپ اکنون با بالا بردن سطح ادعای مذاکره از نقش میانجی گران به مستقیم به دنبال سرپوش گذاشتن بر این رسوایی است چنانکه او در سحنانش می گوید نامه را فراموش کنید. در اصل رفتار ترامپ نه از روی قدرت بلکه رویکردی برگرفته از شکست در تحمیل زیاده خواهیها در لوای نامه نگاری بوده است.
4-اجماع سازی برای فشار حداکثری
رفتار امریکاییها در صحنه بینالملل موجب شده تا عملا این کشور دیگر توان هیچ گونه اجماعسازی برای اهدافش را نداشته باشد بویژه جنگ تعرفهها حتی متحدان سنتی آن را نیز به فاصله گرفتن از آن سوق داده است. آمریکاییها امروز دو راهی جنگ یا توافق را نه صرفا برای تسلیمسازی ایرانیان بلکه برای اعمال فشار و همراه ساختن جامعه جهانی با زیادهخواهیهایش به کار می گیرد. به عبارتی دیگر آمریکا از یک سو مدعی دیپلماسی میشود و از سوی دیگر جهان را از جنگ با ایران میترساند، در حالی در نهایت برآن است تا کشورها و نهادهای جهانی را با این حربه به سمت فشار بر تهران جهت تن دادن به زیاده خواهی آمریکا سوق دهد. این رویکرد زمانی آشکارتر میشد که از یک سو اسکات بسنت وزیر خزانهداری آمریکا با ادعای اینکه ایران یک سیستم پیچیده «بانکداری مخفی» را ایجاد کرده است که شامل تسهیلگران مالی که ایران را قادر می سازد نفت، پتروشیمی و سایر کالاهای خود را بفروشد، تولید ارز سخت؛ و دور زدن تحریمها را محقق سازد بر همراهی جهانی برای افزایش تحریمها علیه ایران تاکید میکند تا تهران وادار به مذاکره شود. از سوی دیگر رئیسجمهوری آمریکا بارها متوسل به ادبیات تهدید و زور شده و به صراحت جمهوری اسلامی ایران را به اقدام نظامی تهدید کرد و گفت: «اگر توافق نکنند، بمباران خواهند شد». نکته قابل توجه آنکه مواضع وزیر خزانه داری آمریکا نشان میدهد آمریکا به دنبال تشدید فشارها بر شبکههای مالی و بانکی ایران است که محور آن را نیز استفاده از پالرمو و سی اف تی به عنوان بخشهای کلیدی افای تی اف تشکیل میدهد که با پذیرش این کنوانسیونها از سوی ایران این فشارها تشدید خواهد شد.
ترامپ اکنون به دنبال دو قطبی سازی کاذب حامیان و مخالفان مذاکره مستقیم است تا انسجام ایرانیان در برابر فشار حداکثری را متزلزل سازد چنانکه همزمان عناصر آن نیز به دنبال ایجاد شکافهای قومی و ایرانی-اسلامی در داخل ایران هستند.
5-نمایش عملی تضعیف ایران
سران آمریکا بویژه پس از سقوط نظام سوریه مدعی تضعیف ایران شده و آن را دستاوردی بزرگ برای آمریکا و رژیم صهیونی معرفی کردهاند. این ادعا این روزها در قالب جنگ یمن نیز تکرار می شود چنانکه به رغم آنکه آمریکا طی 20 روز یک میلیارد دلار خسارت در جنگ یمن دیده و ناو ترومن آن نیز بارها هدف قرار گرفته و رژیم صهیونیستی نیز در برابر موشکها و پهپادهای یمنی ناتوان بوده، کاخ سفید در توهماتی آشکار ادعا کرد که تجاوزات نظامی آمریکا به یمن سبب ضعیف شدن ایران شده است. آنها در یک دروغ پردازی بزرگ مدعی حضور و خروج نیروهای ایرانی از یمن شدهاند تا ادعای تضعیف ایران را به نمایش گذاشته باشند. با توجه به اینکه تهران در پاسخ به نامه ترامپ رسما بر مذاکره غیر مستقیم آن هم بدون شرایط تهدید و فشار تهدید کرده است میتوان گفت که ادعای ترامپ مبنی بر اینکه ایرانیها به دنبال مذاکره مستقیم هستند بعد دیگری از توهم و دروغ پردازی آمریکاییها مبنی بر تضعیف ایران است. ترامپ با این نمایشهای ساختگی به دنبال نمایش تحقق ادعایش منبی بر احیای جایگاه و قدرت جهانی آمریکاست در عین آنکه همزمان نیز در یک فریب کاری و جنگ ادراکی برآن است تا مقاومت ملتهای منطقه از فلسطین و لبنان گرفته تا سوریه و عراق و... را از داشتن پشتوانهای به نام ایران دلسرد سازد تا در نهایت طرح آمریکایی-صهیونیستی برای تسلط بر منطقه را محقق سازند. مسئلهای که البته قاطعیت مواضع جمهوری اسلامی مبنی بر تغییر نکردن رویکردهای منطقهای آن را با شکستی زودهنگام همراه ساخته است.
جان کلام
در جمع بندی نهایی از آنچه درباره ادعای ترامپ مبنی بر مذاکره مستقیم با ایران ذکر شد میتوان گفت که این رویکرد نه یک اقدام واقعی و عملگرایانه بلکه استمرار بازی فریب و جنگ ادراکی است که به دنبال شرطی سازی اقتصاد ایران، ایجاد دو قطبی موافق و مخالف مذاکره مستقیم در داخل ایران، گرفتارسازی ایرانیان در مذاکره بر اساس شروط آمریکا، تحقق خودشیفتگی های ترامپ مبنی بر تابو شکنیها، اجماع سازی برای فشار بیشتر بر ایران، سرپوش گذاشتن بر شکست نامه ترامپ در برابر ابتکار عمل ایران و نیز نمایش تضعیف ایران صورت میگیرد. نکته مهم آن است که ترامپ اگر واقعا به دنبال مذاکره مستقیم است راهکار آن بسیار ساده است و آن دست کشیدن از سیاست فشار و مذاکره و لغو تمامی تحریمهاست. خودداری ترامپ از این رویکرد اعتمادسازانه خود واهی بودن و فریب کارانه بودن ادعای مذاکراتی آنها را آشکار میسازد و نشان میدهد که مذاکره مستقیم با آمریکا نه شرافتمندانه، نه عقلانی و نه هوشمندانه خواهد بود.