صفحه نخست >>  عمومی >> ویژه ها
تاریخ انتشار : ۱۴ دی ۱۴۰۴ - ۰۹:۲۴  ، 
کد خبر : ۳۸۶۰۸۰
پرچم مقاومت همچنان برافراشته است

جدال حق و باطل در صنعا

مقاومت یمن نه‌تنها سدّی در برابر تجاوز خارجی ایجاد کرده، بلکه توانسته جوهره وحدت ملی را در سخت‌ترین سال‌ها حفظ کند و مانع از فروپاشی ساختار سیاسی و اجتماعی کشور شود. این نقش آفرینی و کارکرد در برهه زمانی حساس و سرنوشت‌ساز کنونی نیز به نقطه اوج خود رسیده است.
پایگاه بصیرت / فخرالدین اسدی

یمن در دهه‌های اخیر، صحنه جدال گسترده میان نیرو‌های خیر و شر، و میدان اجرای پیچیده‌ترین طرح‌های مداخله‌گرانه قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای بوده است. کشوری که به واسطه موقعیت ژئوپلیتیکی ممتاز خود در جنوب شبه‌جزیره عربستان، به هدف رقابت‌های بی‌پایان بر سر منابع و خطوط دریایی تبدیل شده؛ اما در برابر این آشوب پرچم مقاومت ملی همچنان برافراشته است. مقاومت یمن نه‌تنها سدّی در برابر تجاوز خارجی ایجاد کرده، بلکه توانسته جوهره وحدت ملی را در سخت‌ترین سال‌ها حفظ کند و مانع از فروپاشی ساختار سیاسی و اجتماعی کشور شود. این نقش آفرینی و کارکرد در برهه زمانی حساس و سرنوشت‌ساز کنونی نیز به نقطه اوج خود رسیده است.

۱. اشغال نقاط کلیدی؛ بازی ژئوپلیتیک جدید علیه یمن

در ماه‌های اخیر، صحنه میدانی یمن شاهد رشد دوباره برنامه‌های تجزیه‌طلبانه‌ای بوده است که از سوی بازیگران منطقه‌ای، به‌ویژه امارات، طراحی و پشتیبانی می‌شوند. نیرو‌های موسوم به شورای انتقالی جنوب، با تکیه بر حمایت لجستیکی و مالی ابوظبی، توانسته‌اند بخش‌هایی از استان‌های شرقی را به اشغال خود درآورند. این پیشروی‌ها نه اقداماتی تاکتیکی بلکه گام‌هایی حساب‌شده در راستای طرح بزرگ‌ترِ تقسیم یمن هستند. از جمله اهداف کلیدی این طرح، استان المهره است؛ منطقه‌ای که با عمان مرز دارد و دسترسی ارزشمندی به دریای عرب فراهم می‌کند. به‌نظر می‌رسد توافق‌های پنهان میان دولت مستعفی وابسته به ریاض و این نیروها، عملاً زمینه کنترل المهره توسط شورای انتقالی جنوب را فراهم کرده است. چنین رخدادی در چارچوب تلاش گسترده امارات برای قبضه‌کردن نقاط راهبردی یمن، از جمله جزیره سقطری، معنا پیدا می‌کند.

در کنار المهره، استان حضرموت نیز که بیش از یک‌سوم مساحت یمن و ذخایر اصلی نفت و گاز را در خود جای داده، در معرض اشغال تدریجی شبه‌نظامیان جنوب قرار گرفته است. این استان علاوه بر منابع انرژی، دارای طولانی‌ترین خط ساحلی حیاتی کشور است و کنترل آن یعنی کنترل مسیر‌های اقتصادی و دریایی یمن. بدین ترتیب، اشغال این مناطق نه یک رخداد نظامی موقت، بلکه بخشی از طرح ژئوپلیتیکی امارات برای نفوذ پایدار در جنوب یمن است.

۲. الگوی پیشروی: تثبیت و گسترش کنترل

رفتار میدانی شبه‌نظامیان وابسته به ائتلاف، نشانگر الگویی تکرارشونده است: اشغال، تثبیت، و سپس توسعه قلمرو. حرکت از المهره به شرق حضرموت دقیقاً همین الگو را بازتاب می‌دهد. هدف نهایی چنین روندی نه تصرف موقت، بلکه گسترش دامنه نفوذ تا ایجاد یک چیدمان جغرافیایی موازی با دولت مرکزی در صنعا است. ائتلاف عربی، با تقسیم نقش‌ها میان عربستان و امارات، این پروژه را دنبال می‌کند: یکی با ابزار سیاسی و دیگری با نیروی نظامی نیابتی. پیامد این بازی خطرناک، باز شدن شکاف‌های عمیق ساختاری در شمال و جنوب یمن است. با این حال، قیاس این وضعیت با بحران سوریه خطایی فاحش است. در سوریه، سرعت فروپاشی قدرت مرکزی به‌واسطه فقدان انسجام اجتماعی بالا بود؛ اما یمن وضعیتی متفاوت دارد. مقاومت یمن، برخلاف بازیگران پراکنده در دیگر کشور‌های منطقه، از پشتوانه مردمی و پیوند هویتی گسترده برخوردار است. همین پیوند ارگانیک میان میدان نظامی و بستر اجتماعی، مانع از تحقق تجزیه سریع یا فروپاشی سیاسی می‌شود.

۳. مقاومت؛ ستون وحدت ملی

در مقایسه با بسیاری از کشور‌های منطقه که ساختار‌های داخلی‌شان از هم گسیخته و فاقد انسجام مردمی‌اند، یمن نمونه‌ای ممتاز از پیوند اراده ملی با مقاومت نظامی است. در این کشور، ارتش ملی و نیرو‌های مقاومت نه صرفاً یک عامل نظامی، بلکه نمادی از هویت جمعی‌اند. این انسجام، ضامن اصلی حفظ تمامیت ارضی یمن در برابر طرح‌های تجزیه‌طلبانه است.

الف) خنثی‌سازی نقشه‌های مداخله خارجی

مقاومت یمن توانسته است نه‌فقط در میدان نبرد رو‌در‌رو با عربستان و امارات، بلکه در عرصه اطلاعاتی و عملیاتی نیز برتری خود را حفظ کند. تمرکز امارات بر سواحل جنوبی و منابع شرقی، بخشی از طرح ایجاد یک دولت محلی تحت کنترل ابوظبی بود؛ اما با واکنش هوشمندانه نیرو‌های مقاومت، این پروژه با بن‌بست روبه‌رو شد. مقاومت با حفظ خطوط دفاعی و اعمال فشار متوازن، هزینه اشغال هر منطقه را به‌قدری افزایش داده که ادامه اشغالگری برای نیرو‌های خارجی صرفه‌ای ندارد.

ب) پاسداری از وحدت ملی در برابر تفرقه

دستاورد بزرگ‌تر مقاومت نه تنها در حوزه نظامی، بلکه در حفظ “روح وحدت یمنی” متجلی است. محور‌های تجزیه‌طلبانه جنوب، که از حمایت مالی و سیاسی بیرونی تغذیه می‌شوند، در داخل فاقد مشروعیت و پایگاه مردمی‌اند. مقاومت با تأکید بر هویت واحد یمنی و مقابله با تحرکات قومی و منطقه‌ای، عملاً نگهبان اصلی یکپارچگی کشور شده است. هر تلاش برای ایجاد حکومت‌های محلی یا جذب منابع ملی به دست گروه‌های وابسته، با واکنش سخت و گسترده مردمی مواجه می‌شود؛ واکنشی که ریشه در تجربه تاریخی ملت یمن از خطر تقسیم دارد.

۴. مسیر آینده؛ تثبیت استقلال از دل مقاومت

یمن امروز بیش از هر زمان دیگر در نقطه‌ای حساس از تاریخ خود ایستاده است. چالش‌ها در المهره و حضرموت اگرچه سنگین‌اند، اما موجب شفاف‌تر شدن خطوط نبرد میان نیرو‌های ملی و اشغالگران شده‌اند. ائتلاف متجاوز، پس از ناکامی در تحقق اهداف نظامی مستقیم، به ابزار‌های نیابتی و جنگ نرم روی آورده است؛ اما ماهیت مردمی مقاومت، سدّی در برابر این راهبرد جدید است.

نیروی مقاومت، برخاسته از اراده استقلال‌طلبانه و اتکاء به ظرفیت‌های داخلی، توانسته در برابر پروژه‌های پیچیده دشمنان ایستادگی کند. این توانایی نه تنها آینده سیاسی یمن را تضمین می‌کند، بلکه هشداری جدّی برای قدرت‌های منطقه‌ای است که تصور می‌کردند می‌توانند با فشار نظامی یا خرید وفاداری گروه‌ها، مسیر ژئوپلیتیک کشور را تغییر دهند. در نهایت، یمنِ مقاومت به جهان نشان داده است که اراده ملی می‌تواند حتی در برابر ائتلاف‌های چندملیتی پیروز شود. این ایستادگی، فقط از حیث دفاع از تمامیت خاک یمن مهم نیست؛ بلکه برای موازنه ژئوپلیتیکی کل منطقه جنوب غرب آسیا حیاتی است. تا زمانی‌که این مقاومت پابرجا بماند، هیچ طرح تقسیم، اشغال یا تسلط اقتصادی خارجی نمی‌تواند آینده یمن را تعیین کند. این کشور، با تکیه بر همبستگی مردمی و محور مقاومت، ثابت کرده است که استقلال واقعی از دل پایداری و وحدت زاده می‌شود. بدون شک مقاومت یمن در آینده‌ای نزدیک نقش پررنگ تری در معادلات این کشور پیدا خواهد کرد، زیرا حفظ تمامیت ارضی یمن به حفظ مقاومت گره خورده است. این معادله اکنون شکل گرفته و منجر به وحشت دشمنان امنیت و وحدت سرزمینی در یمن شده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات