به این سؤال از زبان مشاور عالی فرح دیبا و محمدرضا پهلوی پاسخ میدهم؛ احسان نراقی دریکی از ملاقاتش به محمدرضا پهلوی میگوید: «مخالفین هم میگویند شما اجازه دادهاید تا آمریکاییها تمام زندگی ما را فراگیرند و بهقدری به آنها متکی هستند که تقریباً یکی از اعضای حزب جمهوریخواه شدهاید.» ( از کاخ شاه تا زندان اوین، انتشارات رسا، 1370، ص157)
الف) ترجیح و اولویت منافع آمریکا بر منافع ملت ایران؛ نراقی در مورد تسلیم اراده آمریکا بودن محمدرضا پهلوی میافزاید؛ شاه به ناگهان فکری را ابراز کرد که حاکی از ابراز یاس او نسبت به خارجیها و خصوصاً آمریکاییان بود: « متأسفانه باید بگویم خارجیها در عمل بعضاً طرحهایی را تحمیل کردند که منافع ما اصلاً در آنها منظور نشده بود.» ( همان، ص213) همچنین نراقی به مقاله ریچارد هلمز ( رئیس سیا و سپس سفیر آمریکا در ایران) در مجله تایمز به تاریخ 18 دسامبر 1978(27آذر1357) اشاره میکند و میگوید: « او، در این مقاله مینویسد ایالاتمتحده تا زمانی که شما حافظ منافع آمریکاییها هستید، نباید رهایتان کند ...هلمز در این مقاله، همچنین مطلبی را ابراز میکند که تا آن موقع بهصورت محرمانه حفظشده بود، یعنی اعزام یک اسکادران هواپیماهای جنگنده اف 5 توسط شما، جهت کمک به آمریکاییان در جنگ ویتنام.»( همان ص214)
نراقی حمایتهای آمریکا از شاه را برای صیانت ازمنافعواشنگتن موجب تحقیر ملت ایران میخواند:« اعلیحضرت! صدیقی( اولین عضوی از جبهه ملی که محمدرضا پهلوی مایل بود نخستوزیری در شرایط بحران را بپذیرد) خواهش دیگری هم دارد و آن این است که شما به متحدان انگلیسی و آمریکایی خود تأکید کنید بهطور مداوم و هر روزه نسبت به شما اعلام حمایت نکنند. صدیقی مایل است درصورتیکه نخستوزیر شد، از جیمی کارتر بخواهد ابراز حمایت دائمی خود را نسبت به رژیم ایران متوقف نماید. ازنظر او اینگونه سخنان برای ایرانیان تحقیرآمیز است.» (به نقل از کتاب چالشهای تاریخی، انتشارات دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران، 1403، ص 392-391).
ب) اطاعتپذیری محض محمدرضا پهلوی در عزل و نصبها از آمریکا؛ رئیس رکن هشتم ساواک- سرتیپ منوچهر هاشمی- در خاطرات خود در این زمینه مینویسد:« سالی که ارتشبد نصیری قرار بود از سمت ساواک متنقل و به سفارت در پاکستان منصوب شود، مرا به ماموریتی به پاریس اعزام نمود و در موقع خداحافظی به من تاکید کرد که تا می توانید ماموریت خود را زودتر انجام بدهید و به ایران برگردید؛ قرار است من در شغل دیگری، سفارت در پاکستان، انجام وظیفه بکنم. من سرلشگر معتضد را به سمت رئیس و شما را به سمت قائم مقام ساواک به اعلیحضرت پیشنهاد کردهام و ایشان هم تصویب فرموده اند. زودتر مراجعه کنید تا به حضور ایشان معرفی شوید، اما من در پاریس اطلاع پیدا کردم که سپهبد مقدم به ریاست ساواک تعیین شده است. این ماجرا گذشت و من از پاریس برگشتم... ارتشبد نصیری در مورد مطلبی که قبل از عزیمت من به پاریس در مورد ریاست سرلشگر معتضد و قائم مقامی من گفته بود، توضیح داد که " آمریکایی ها از طریق اردشیر زاهدی پیغام داده بودند که سپهبد مقدم مناسب ترین افسر برای ریاست سازمان اطلاعات و امنیت کشور است؛ لذا این انتخاب طبق نظر آنها انجام گرفته است". ( داوری؛ سخنی در کارنامه ساواک، سرتیپ منوچهر هاشمی، انتشارات ارس، چاپ لندن، 1373، صص 407-406)
البته احساس حقارت ملت ایران از این روند آن بود که به قول دکتر محمد مصدق، برکشیده بیگانه بین منافع ایرانیان و سلطهطلبان همواره به منافع بیگانگان اولویت میداد و این برای همه مردم تحقیرآمیز بود؛ چه 70 درصد از جمعیت کشور که در روستاها و در حاشیه شهرها در فقر مطلق زندگی میکردند و چه طبقه متوسطی که از قِبل درآمدهای نفتی از رفاه نسبی برخوردار بودند.( برگرفته از کتاب چالشهای تاریخی، انتشارات دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران، 1403، ص 392).
منبع: پرسمان سیاسی شماره 23