در رسانههای معاند و وابسته به استکبار جهانی ادعا میشود که محمدرضا پهلوی به کشتار وسیع مردم تمایلی نداشت و برای اجتناب از آلوده شدن بیشتر دستانش به خون قیامکنندگان اصرار داشت تا هرچه زودتر از کشور خارج شود. این رویکرد غیرمنطبق با واقعیتها، با هدف تطهیر دستنشانده بیگانگان در ایران که بیشتر شبیه به تاریخسازی و تصویرسازی هدفمند است، در حالی دنبال میشود که پهلوی آخر دستکم بعد از چند کشتار چند صدنفری در تهران، مشهد و دیگر شهرها به این جمعبندی رسید که ملت، مرگ را بر ذلت زیر سلطه بیگانه بودن ترجیح میدهد؛ لذا تنها راه پایان دادن به خیزش مردم را کودتا میدانست، اما با علم بر اینکه کودتا قتلعام میلیونی را موجب خواهد شد مایل بود چنین اقدامی در غیاب او صورت گیرد تا هزینه آن را قدرتهایی پرداخت کنند که طی چند دهه منافع سرشاری از قِبَل حکومت وی برده بودند. در ادامه به برخی از واقعیتهای تاریخیِ ثبتشده و پذیرفتهشده اشاره میشود.
الف) دستور مستقیم شاه برای سرکوب؛ سندی از زبان نزدیکان؛ برخلاف ادعاهای مبنی بر پرهیز از خشونت، اسدالله علم، وزیر دربار شاه، در خاطرات خود مینویسد که محمدرضا پهلوی شخصاً در جریان قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ چندین بار با شدت به فرمانده پاسگان دستور داد: « مجبورید تیراندازی کنید». این شهادت مستقیم از بالاترین سطوح حکومتی، گواهی انکارناپذیر بر صدور دستور سرکوب خونین از سوی شخص شاه است.
ب) فاجعه میدان ژاله (۱۷ شهریور ۱۳۵۷) و گزارشهای مستقیم؛ نمونه عینی دیگر، کشتار معترضان بیسلاح در میدان ژاله (شهدا) است. ویلیام سالیوان، سفیر آمریکا در تهران، در گزارشی محرمانه به تاریخ ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۸ (۲۰ شهریور ۱۳۵۷)، تعداد کشتهشدگان این روز را طبق آمار رسمی ۹۵ نفر اعلام کرده و تأیید میکند که ارتش بهسوی مردم آتش گشوده است. این گزارش که سالها بعد از سوی ویکیلیکس منتشر شد، نشان میدهد که خشونت سیستماتیک و در مقیاس بزرگ، بااطلاع مقامات عالی رژیم در جریان بوده است.
ج) اعتراف به «خطا» و نمایشِ مبارزه با فساد برای فریب افکار عمومی؛ شاه در آبان ۱۳۵۷ و در اوج انقلاب، در یک سخنرانی تلویزیونی شش بار از واژه «فساد» استفاده کرد و قول جبران «خطاهای گذشته» را داد. همزمان، به دستور وی، گروهی از مقامات سابق مانند امیرعباس هویدا (نخستوزیر اسبق) و نعمتالله نصیری (رئیس سابق ساواک) بازداشت شدند. آنتونی پارسونز، سفیر انگلیس، در خاطراتش آشکارا این اقدام را یک «عملیات فریب» برای منحرف کردن خشم مردم و حفظ سلطنت توصیف کرده است. این نمایش، نه نشانه میانهروی، که تاکتیکی برای بقا بود.
منبع: پرسمان سیاسی شماره 23