بر اساس خاطرات خیلی از متصدیان دربار پهلوی، این قشر از هیچ موهبتی و خدمتی بهرهمند نبودند و زندگیای بهدور از ابتداییترین دستاوردهای بشری، آموزش، بهداشت، انرژی، حملونقل و حتی آب شرب را تجربه میکردند، اما در تبلیغات رسانهای جبهه استکبار و ضدانقلاب در برخی از برنامههایشان بهگونهای از پیشرفت پهلوی سخن میگویند که گویا مردم ایران قدرت درک و فهم اینکه در رفاه بودند یا در اوج خفت زندگی میکردند نداشتند. در نیمه اول دهه 50 روستانشینان که هفتاد درصد جمعیت کشور را تشکیل میدادند، از بودجه عمومی هیچ بهرهای نمیبردند؛ لذا نه راه داشتند، نه آموزش، نه بهداشت، نه برق، نه آب، نه حمام.... آقای باقر پیرنیا- استاندار خراسان و نایب التولیه آستان قدس رضوی در آن دوران- وضعیت روستاهای همجوار با اتحاد جماهیر شوروی را اینگونه توصیف میکند:« به سالمندان و پیشوایان ده پس از اظهار خوشوقتی از این سفر، گفتم اعتباری را که در اختیار دارم محدود است و چون به هر دهی که میرفتم چهار مسئله آب آشامیدنی، گرمابه، برق و مدرسه مورد توجه اصلی قرار داشت، گفتم هرکدام از این چهار برنامه را که مورد علاقه شماست بگویید تا آن را پس از آمادگی اعتبار انجام دهیم. همه بی کمترین اختلافی اظهار کردند که ما تنها برق میخواهیم! من در پاسخ گفتم به آب آشامیدنی و حمام میاندیشم بر برق مقدم باشد. آنان مسیری را نشان دادند که ده سرسبز و آبادی بود در خاک شوروی که ضمناً برق هم داشت. اهالی رباط گفتند برای ما مایه شرمساری است که شب در تاریکی بمانیم و آنان از روشنایی سود جویند؛ ازاینرو برای حفظ غرور خود میل داریم برق داشته باشیم.»(گذر عمر، خاطرات باقر پیرنیا، 1382، انتشارات کویر، ص 385) بنابراین فقدان هیچگونه امکانات نه بهداشت، نه راه روستایی نه برق نه مدرسه در خاطرات آقای استاندار کاملاً روشن است. برای پی بردن به عمق محرومیت در روستاهای ایران در زمان پهلوی به برخی از آمارهای آن زمان اشاره میشود: قبل از انقلاب حدود ۹۵٪ روستاها فاقد آب لولهکشی بودند و تنها از هر ۲۵ روستا یک روستا برق داشت. از ۹۲,۰۰۰ روستا در سال ۱۳۵۵، فقط 312 روستا تلفن داشت آن هم نه در منازل همه روستاییها و تنها یک روستا از نعمت گاز طبیعی برخوردار بود. مسافت کل راههای روستایی(بدون احتساب راههای فرعی) در حدود ۲۰۳,۲۴۸ کیلومتر است که قبل از انقلاب 200 کیلومتر از راههای روستایی آسفالت داشت. با توجه به بررسیهای صورت گرفته، وضعیت کلی قبل از انقلاب در روستاها حاکی از توسعه نامتوازن و تمرکز امکانات در شهرهای بزرگ بهویژه تهران است که منجر به محرومیت گسترده روستاها میشد.
منبع: پرسمان سیاسی شماره 23