گاهی یک جمله، از سالها فریب، انکار و بزک رسانهای پرده برمیدارد. اعتراف اخیر وزیر خزانهداری دولت ترامپ از همین جنس است؛ اعترافی عریان و بیپرده که نشان میدهد آنچه سالها با عنوان تحریم هوشمند و فشار دیپلماتیک به افکار عمومی فروخته میشد، در واقع چیزی جز جنگ اقتصادی مستقیم علیه مردم ایران نبوده است. وقتی وزیر خزانهداری آمریکا با افتخار میگوید بدون شلیک حتی یک گلوله، مردم ایران را با فشار اقتصادی به خیابانها آوردیم، دیگر جایی برای تردید باقی نمیماند که تحریم، نه ابزار سیاست خارجی، بلکه سلاح کشتار جمعی خاموش ملت ایران است. این اعتراف، مهر تأییدی است بر آنچه جمهوری اسلامی سالها فریاد زد و رسانههای غربی و همپیمانان داخلیشان آن را توهم توطئه نامیدند. حالا خود طراحان تحریم میگویند هدف، نه تغییر رفتار دولت، بلکه فرسایش معیشت مردم و تحریک ناآرامیهای اجتماعی بوده است. بیش از ۵۲۰ تحریم علیه ساختار فروش نفت ایران، محدودسازی نظام بانکی، انسداد کانالهای مالی و در نهایت تلاش برای کلید زدن قحطی بزرگ، اجزای یک پازل واحد بودند؛ پازلی که هدفش فروپاشی از درون بود. در این میان، آمریکا حتی زحمت پنهانکاری هم به خود نداد. وقتی دو بانک بینالمللی همکار ایران (هالک بانک و استندارد چارترد) در آبانماه هدف تحریم قرار گرفتند، پیام روشن بود: فشار باید مستقیماً بر روی سفره مردم باشد. اما داستان به همینجا ختم نشد. فشار خارجی، نیازمند مکمل داخلی بود. در ناآرامیهای اخیر، اخلال در انبارها، اختلال در توزیع کالاهای اساسی و به آتش کشیدن ۴۱۹ فروشگاه زنجیرهای، نشان داد که پروژه تحریم، تنها روی کاغذ طراحی نشده بود. اینجا دیگر با اعتراض خودجوش طرف نیستیم؛ بلکه با جنگ ترکیبی تمامعیار مواجهیم که اقتصاد، امنیت و روان جامعه را همزمان هدف گرفته است. آمریکا در دوره ترامپ، نقاب دیپلماسی را کنار گذاشت و صریحاً از زبان اقتصاد، زبان جنگ ساخت. جنگی که قربانیانش مردم عادی هستند؛ همان مردمی که قرار بود با فشار معیشتی، به اهرم فشار علیه حاکمیت تبدیل شوند. این اعتراف، سندی تاریخی است که نشان میدهد اغتشاشات بخشی از طراحی دشمن برای تکمیل حلقه فشار بوده است. در چنین وضعیتی، بازخوانی مفهوم امنیت ضروری است. امنیت در یک تعریف موسع به معنای مقابله خیابانی با آشوب و جلوگیری از جنگ اقتصادی است که مستقیماً جان و نان مردم را نشانه میرود. وقتی فروشگاهها به آتش کشیده میشوند، انبارها تخریب میشوند و زنجیره تأمین مختل میشود، این دیگر اعتراض طبیعی مردمی نیست؛ ولی اجرای میدانی یک سناریوی آمریکایی است که طراحش به دنبال تقابل ایرانی با ایرانی است. امروز دیگر هیچکس نمیتواند بگوید آمریکا خیرخواه مردم ایران است یا تحریمها صرفاً حکومت را هدف میگیرد. این اعتراف سند جنایت اقتصادی علیه یک ملت است؛ سندی که باید هم در حافظه تاریخی ملت ایران ثبت شود و هم مبنای مطالبهگری حقوقی و سیاسی در سطح بینالمللی قرار گیرد. فشار حداکثری شکست خورد، اما هزینههایش واقعی بود؛ هزینههایی که مردم پرداختند. حالا که طراحان این جنایت لب به اعتراف گشودهاند، کمترین وظیفه نخبگان و رسانهها این است که اجازه ندهند این حقیقت دوباره زیر آوار تحریف و بزک رسانهای دفن شود.