مدتی است که در همه رسانهها از جزیره گرینلند صحبت میشود؛ جزیرهای که اگر یک سال پیش درباره آن از کسی سؤال میکردید، چیزی درباره آن نمیدانست؛ ولی از زمانی که ترامپ وارد کاخ سفید شد، به کرات از آن صحبت شده است. حال ببینیم این جزیره که بزرگترین جزیره جهان با دو میلیون و یکصد هزار کیلومتر مربع است، در چه موقعیت جغرافیایی قرار دارد و علت اهمیت آن در چیست! این جزیره بین قاره آمریکا و اروپا قرار دارد؛ یعنی بین اقیانوس اطلس شمالی و اقیانوس منجمد شمالی قرار گرفته است. در شمال غرب آن کشور کانادا و در جنوب شرق آن کشور ایسلند واقع شده است. پایتخت آن شهر «نوک» و جمعیت آن حدود ۵۸ هزار نفر است. ۸۰ درصد خاک این جزیره به علت یخهای قطور قابل سکونت نیست. برآورده شده است اگر یخهای این جزیره آب شوند، ارتفاع آب اقیانوسها ۷ متر بالا میآید. پایگاه هوایی «توله» در شمال گرینلند یکی از مهمترین پایگاههای نظارتی راداری آمریکا در منطقه قطب شمال است. نوع حکومت این جزیره خودمختار در قلمرو پادشاهی دانمارک است. این سرزمین معادن سنگ آهن، سرب، روی، اورانیوم، فلزات نادر خاکی و فلزات کمیاب دارد. در جریان جنگ جهانی دوم این جزیره به اشغال آمریکا درآمد و تا سال ۱۹۵۳ مستعمره این کشور بود؛ از آن سال مجدداً تحت قلمرو دانمارک قرار گرفت.
داستان از آنجایی آغاز شد که ترامپ در ابتدای دوران ریاستجمهوری خود اعلام کرد، جزیره گرینلند باید به آمریکا واگذار یا فروخته شود. در ادامه ترامپ دیگر به این موضوع نپرداخت و درگیر مسائل اوکراین، غزه و پرونده هستهای ایران شد. به دنبال ربایش «مادورو» رئیسجمهور قانونی ونزوئلا ترامپ احساس کرد با در اختیار قرار گرفتن نفت ونزوئلا و عدم عکسالعمل جهانی میتواند بار دیگر بحث جزیره گرینلند را مطرح کند؛ ولی با ادبیات گستاخانهتر و اینکه اگر واگذاری صورت نگیرد، آن را اشغال میکند. در اینجا ترامپ با عکسالعمل شدید مسئولان دانمارکی و گرینلند مواجه شد؛ چرا که آنها اعلام کردند جزیره فروشی نیست و با هر اقدام نظامی هم مقابله میکنند. در ادامه تنش بین دانمارک و آمریکا افزایش یافت. البته دانمارکیها اعلام کردند آماده مذاکره در مورد مشارکتهای امنیتی و اقتصادی هستند؛ ولی ترامپ اعلام کرد برای مقابله و دفاع موشکی در برابر روسیه و چین به این جزیره نیاز دارد. البته این ادعا یک بهانه است؛ زیرا آمریکا دارای یک پایگاه نظامی مجهز در گرینلند است. در واقع ترامپ به دنبال قطع وابستگی خود به مواد معدنی شامل فلزات نادر خاکی و فلزات کمیاب است که از چین تأمین میشود و گرینلند معادن وسیعی از این فلزات دارد. در این بین اتحادیه اروپا نسبت به این اقدامات ترامپ عکسالعمل نشان داد و هشت کشور اروپایی از جمله انگلیس و فرانسه از موضعگیری گریلند علیه ترامپ حمایت کردند. در مقابل ترامپ اعلام کرد، در مرحله اول علیه این کشورها تعرفه ۱۰ درصدی اعمال میکند و در مرحله بعد این تعرفه را افزایش میدهد. اتحادیه اروپا هم اقدام به برقراری ۹۳ میلیارد یورو و تعرفه بر کالاهای آمریکایی کرد و همکاری با شرکتهای آمریکایی را کاهش داد. طبق رویه همیشگی ترامپ که تهدید را به حداکثری میرساند و سپس مذاکره میکند، در مجمع جهانی داووس ترامپ اعلام کرد با «مارک روته» دبیرکل ناتو به چارچوب یک معامله آتی رسیده است که امنیت، منابع معدنی و سایر مسائل را پوشش میدهد و به نوعی خود را پیروز این مجادله اعلام کرد؛ اما بسیاری از رهبران اروپایی گفتند که تصمیمگیری نهایی تنها به عهده دانمارک و گرینلند است. روته، دبیرکل ناتو هم اعلام کرد که موضوع حاکمیت بر گرینلند در مذاکرتش با ترامپ مطرح نشده است. حال باید منتظر ماند و دید که تقابل اتحادیه اروپا و آمریکا ظرف روزهای آینده به کجا میانجامد! آنچه مسلم است هر اقدام ترامپ برای اشغال گرینلند منجر به فروپاشی ناتو خواهد شد؛ زیرا فلسفه وجودی ناتو حمایت از اعضا در مقابل تهدیدهای خارجی است؛ ولی وقتی یک عضو این پیمان یک عضو دیگر را به جنگ تهدید میکند، در عمل ناتو دیگر وجود نخواهد داشت. اگر اتحادیه اروپا هم قادر به پشتیبانی از یک عضو خود، یعنی دانمارک نباشد، اتحادیه هم روند فروپاشی را در پیش خواهد گرفت. یک نکته مسلم است که اروپا به این مسئله پی برده است که دیگر نمیتواند بر روی آمریکا در حوزه امنیتی حساب کند و در حال حاضر بعضی کشورها از جمله فرانسه و بلژیک به دنبال تشکیل ارتش اروپایی هستند. در صحنه دیگر، اروپا برای اینکه در قبال آمریکا خودی نشان دهد، از حضور در شورای صلح غزه خودداری کرد و دست رد به دعوت ترامپ زد. در انتها یک نکته حائز اهمیت است که با وجود اختلافات گسترده اروپا با آمریکا در موضوع اوکراین و گرینلند، اروپادر ارتباط با ایران به صورت کامل در کنار آمریکاست و با ترامپ همراهی میکند.