ما درحال حاضر تنها دروازهبانی خبر میکنیم و از روایتسازی عاجزیم. روایتسازیهایی که در دل خود موضوعات تاریخی، تحلیلی و حتی احساسی را به مخاطب القا میکنند.
اتفاقات ۱۴۰۴ و التهابات اجتماعی آن منجر شد تا شاهد یک جنگ بزرگ رسانهای باشیم! شکلگیری روایتهای متقاوت و متناقضی که یکدیگر را نقض میکردند! مجموعهای از آمارسازیها و روایتنگاریها متناقض که افکار عمومی را در شک و تردید قرار داد! در اینباره گفتوگویی داشتیم با «داوود طالقانی» کارشناس مسائل فرهنگ و رسانه تا زوایای مهمتری را برایمان روشن کند.
تحلیل شما از بلند شدن صداهایی که همواره در مورد اتفاقات دیماه در پی متهم کردن جمهوری اسلامی هستند، چیست؟
در ابتدا این موضوع را باید بیلکنت و ترس بیان کرد که هرگاه در گفتارهای علومانسانی و اهالی آن درباب تحلیل وقایع دیماه ۱۴۰۴، مسائلی، چون تروریسم، تخریب اموال عمومی و خصوصی و قتل و کشتار شهروندان مورد توجه قرار نگیرد و این اقدامات مورد تخطئه و محکومیت از سوی آن گفتارها واقع نشوند، باید گفت، با یک نوع فریبکاری و تزویر روبهرو هستیم که قصد دارد پیشفرضهای خود را به هر شکلی که شده، به اثبات برساند. درمورد وقایع ۱۴۰۴، شاهدیم هر دو طرف در «اتاق پژواک» قرار دارند. منظور از اتاق پژواک وضعیتی است که در آن افراد با حضور در سکوهای رسانهای، مطبوعات و محفلهایی، تنها یک دیدگاه را فریاد زده و چیزی جز بازتاب آنچه میگویند، به گوش نمیرسد. در سمت داخلی، تمامی تقصیرات متوجه عدهای اغتشاشگر و عامل خارجی است و در آن سوی میدان، سکوهای خارجنشین و شبکههای ماهوارهای انگشت خود را تماماً به سمت حاکمیت میبرند. قبل از اعتراضات دیماه و وقایع خونین ۱۸ و ۱۹ این ماه، شاهد یک قطبیشدگی جدی در فضای رسانهای کشور بودیم. به طور دقیقتر، نسل جوان از سکوهایی نظیر اینستاگرام، تلگرام و توئیتر استفاده میکرد و در آن سو نسلهای قدیمیتر از پیامرسانهای داخلی و همین امر موجب شد که اتاق پژواک برجستگی بیشتری داشته باشد و شکاف در مصرف رسانه بیشتر شود. نکته مهم این است که حال چگونه باید از اتاق پژواک گریخت؟ چاره کار در ایجاد یک فضای رسانهای آزاد است. متأسفانه موضوع فیلترینگ در ایران، یکی از عوامل تشدیدکننده شکاف میان جامعه شد، با این استدلال که معمولا نسلهای جوان با حضور در سکوهای غربی یک خط دید را پی میگرفتند و در آنسو، جامعه سنتی، مذهبی و حتی روستایی ما به دلیل دسترسی نداشتن به آن سکوها با هر انگیزهای، خط دیگری را دنبال میکردند. در این شرایط که هیچ تضاد آرایی وجود نداشت، هردو طیف گمانشان این بود که حرف آنان، حرف تمام جامعه است و نظر مخالفی از این منظر وجود ندارد.
جبهه مقابل، از میکرورسانههای وابسته در اینستا و توئیتر نیز بهرهمند شد و این صفحهها به عنوان دالهای شناور کمککننده به رسانههای بزرگتر بودند و آن روایت خود را در این جنگ شناختی تقویت کنند. این موضوعی است که در حال حاضر، جبهه انقلاب فاقد آن است. باید دالهای شناور با حضور در این سکوها، روایت صحیح را بیان کنند تا فضا به شکل مطلق در دست آنان نیفتد.
بعد از ماجرای اتفاقات دیماه، ما شاهد قطع کلی اینترنت از سوی حاکمیت بودیم. این اتفاق یک پیامد جدی داشت و آن به دستگیری کلی فضای رسانهای سکوهایی مانند توئیتر و اینستاگرام از سوی جریان رقیب بود؛ یعنی اساساً، در حال حاضر جبهه انقلاب نمیتواند از مواضع بحق خود دفاع کند و جامعه جهانی را نسبت به سیاهنماییهایی که در حال رخ دادن است، آگاه کند. به نظر میرسد، مسئولان امر به شکل فوری با این توجیه که باید پهلوی و غرب به دلیل عاملیت در کشتار این دست داشتند و نیاز است محکوم شوند، این فضاها را آزاد کند تا مردم و بالاخص جبهه انقلاب این تکصدایی مخالفان را بشکنند.
چگونه میشود چشمها درمورد اتفاقات تروریستی مانند آتش زدن افراد، سوزاندن مساجد و منفجر کردن ادارات دولتی بسته میشود؟
نکته بعدی که از اهمیت بسیاری برخوردار است، مستندنگاری و ژورنالیسم تحلیلی است. متأسفانه این سبک از سوی رسانههای ما چندان مورد توجه قرار نمیگیرد. ما شاهد بودیم که رسانه ملی، یعنی صداوسیما، در هفته اول با انتشار تصاویر اقدامات تروریستی، در پی نشان دادن ماهیت وقایع بود. این خط صحیحی بود، اما طرف مقابل، مثل رسانه اینترنشنال، بیکار ننشست و همین کار را انجام داد، یعنی انتشار صوت و فیلمهایی جهت اثبات نظر و اندیشه خود. اما جبهه مقابل، از میکرورسانههای وابسته در اینستا و توئیتر نیز بهرهمند شد و این صفحهها به عنوان دالهای شناور کمککننده به رسانههای بزرگتر بودند و آن روایت خود را در این جنگ شناختی تقویت کنند. این موضوعی است که در حال حاضر، جبهه انقلاب فاقد آن است. باید دالهای شناور با حضور در این سکوها، روایت صحیح را بیان کنند تا فضا به شکل مطلق در دست آنان نیفتد. بیشک همانطور که در ۲۲ دیماه مردم با حضور در خیابانها، تروریسم را محکوم کردند، با فرصت حضور در سکوهای مختلف، بار دیگر حمایتشان از انقلاب را نشان خواهند داد.
در حال حاضر جبهه انقلاب نمیتواند از مواضع بحق خود دفاع کند و جامعه جهانی را نسبت به سیاهنماییهایی که در حال رخ دادن است، آگاه کند. به نظر میرسد، مسئولان امر به شکل فوری با این توجیه که باید پهلوی و غرب به دلیل عاملیت در کشتار این دست داشتند و نیاز است محکوم شوند، این فضاها را آزاد کند تا مردم و بالاخص جبهه انقلاب این تکصدایی مخالفان را بشکنند.
چگونه در صورتی که با چشمها اقدامات رادیکال دیده شدهاند، همچنان افراد در پی تقویت این روایت هستند که برخی معترض بودند و جمهوری اسلامی روی آنان سلاح کشید؟
در پاسخ به این پرسش باید گفته شود ما به روایتسازی و وقایعنگاری نیاز داریم. به تعبیر دقیقتر موضوعاتی نظیر تحولات اقتصادی و بینالملل، موضعگیریهای دولتمردان، افزایش قیمتها، اعتراضات و در آخر فراخوان پنجشنبه و جمعه ۱۸ و ۱۹ دیماه باید به تفکیک بیان شود. موضوع اعتراضات امر عیانی بود که حتی رهبر معظم انقلاب هم به آن اشاره داشتند؛ اما وضعیت وقتی متفاوت شد که فراخوان پهلوی به میان آمد و فضا رادیکال شد. ما درحال حاضر تنها دروازهبانی خبر میکنیم و از روایتسازی عاجزیم. روایتسازیهایی که در دل خود موضوعات تاریخی، تحلیلی و حتی احساسی را به مخاطب القا میکنند. باید این را هم بگوییم این دیگر کار انسانـ رسانههاست و نیاز است که سکوهای گوناگون باز شود تا امر مذکور تحقق یابد. اساسا باید این وقایع ولو با کمی تندی، به گفتوگو گذاشته شود. درمورد اتفاقات سال ۱۴۰۱ هم وضعیت چنین بود. بعد از فروکش کردن مسائل امنیتی، مردم موضوعاتی نظیر حجاب، زنان، قومیتها و... را به گفتوگو گذاشتند و خرده رسانهها متصدی این کار شدند. در باب اتفاقات ۱۴۰۴، که منشأ اقتصادی دارد هم این موضوع میتواند به گفتوگو گذاشته شود و این موضوع چندان پیچیده نیست.