1. سیاست خارجی، از وابستگی مطلق تا استقلال و مقاومت؛ پیش از انقلاب، سیاست خارجی ایران بهویژه در دوره پهلوی، ماهیتی کاملاً وابسته داشت. اسدالله علم، نخستوزیر محمدرضا شاه، در خاطرات خود بهصراحت مینویسد: «مدتی است شکایت دارم که عوامل خارجی در دولت، بانک مرکزی، سازمان برنامه و بسیاری از وزارتخانهها نفوذ کردهاند». این وابستگی، حاکمیت ملی را مخدوش کرده بود. انقلاب اسلامی با شعار «نه شرقی، نه غربی»، این مسیر را دگرگون کرد. این اصل که بر سردر وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران نقش بسته، به معنای نفی سلطهپذیری و اتخاذ راهبرد مستقل در عرصه بینالملل است. این سیاست، به تشکیل «جبهه مقاومت» در منطقه انجامید که امروز بهعنوان بزرگترین ثمره انقلاب اسلامی و نماد مقابله با سلطهجویی قدرتها شناخته میشود. رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز با تأکید بر اینکه «امروز صحبت از شرق نیست، اما غرب با تمام قدرت وجود دارد»، بر تداوم این خطمشی در شرایط جدید جهان تأکید میکنند.
2. عرصه اقتصادی، تلاش برای خودکفایی و رهایی از اقتصاد تکمحصولی؛ در دوره پهلوی، اقتصاد ایران اگرچه رشدهایی داشت، ولی اساساً وابسته، مصرفی و تکمحصولی (نفت) بود و توسعه متوازنی در کشور ایجاد نکرد. پس از انقلاب، اگرچه جنگ تحمیلی و تحریمهای بیسابقه، فشارهای سنگینی بر اقتصاد کشور وارد آورد، اما هدف، حرکت به سمت «اقتصاد مقاومتی» و کاهش وابستگی بود. بر اساس تحلیلهای کارشناسی، جمهوری اسلامی ایران در سالهای اخیر شاهد دورهای از رشد پایدار با نرخ رشد تولید ناخالص داخلی بالاتر از متوسط جهانی بوده است. یکی از دستاوردهای مهم، توسعه روستایی و بهبود زندگی در هزاران روستا از طریق برقرسانی، آبرسانی و احداث زیرساختها بوده که نمونه عینی عدالتگستری و استقلال در تأمین نیازهای داخلی است.
3. عرصه علمی، جهاد برای خوداتکایی دانشی؛ نماد بارز تجلی استقلال در عرصه علمی، دستاورد بزرگ هستهای و مقاومت در برابر فشارهای بینالمللی برای متوقف کردن آن است. رهبر انقلاب اسلامی این دستاورد را حاصل سالها تلاش، هزینه و تحمل مشکلات فراوان دانسته و هرگونه درخواست برای توقف آن را غیرقابل قبول میدانند. این موضع، نشاندهنده عزم راسخ نظام برای کسب دانشهای راهبردی و رهایی از انحصار علمی قدرتهای بزرگ است. چنین رویکردی در تضاد کامل با وضعیت پیش از انقلاب است که تصمیمگیریهای کلان علمی و فناورانه کشور اغلب در چارچوب منافع و روابط با قدرتهای خارجی تعریف میشد. بنابراین گفتمان انقلاب اسلامی در هر سه عرصه، مسیر وابستگی و تقلید را به مسیر استقلال و الگوسازی مبتنی بر هویت دینی و ملی تبدیل کرده است. سیاست «نه شرقی، نه غربی»، اقتصاد مقاومتی و پیشرفت علمی خود بنیان، همگی شاخصهایی هستند که جمهوری اسلامی ایران را بهعنوان الگویی مستقل و اثرگذار در نظام بینالملل معرفی میکنند.
منبع: پرسمان سیاسی شماره 23