گزارش سازمانها و نهادهای بین المللی در حالی همچنان حکایت از ادامه نسل کشی در غزه با سلاح نظامی و گرسنگی و سرما دارد و در کرانه باختری نیز اشغالگری با کوچ اجباری فلسطینیها و شهرک سازی شدت گرفته است و در شرایطی که جامعه جهانی خواستار مقابله با رژیم صهیونی است که در سخنان تامل برانگیز سفیر آمریکا در سرزمینهای اشغالی با ادعاهای به اصطلاح مذهبی و تاریخی که ریشه در تفکرات صهیونی دارد، بر حق این رژیم جهت استمرار اشغالگری در کل منطقه و لزوم حمایت آمریکا از آن تاکید کرده است.
مایک هاکابی، سفیر آمریکا در رژیم صهیونی، مدعی شد که این رژیم بر اساس تورات حق سیطره بر منطقهای از فرات تا نیل را دارد و میتواند بر سرزمینهای خاورمیانه ادعا کند. او همچنین در مصاحبهای که با رسانه راستگرای آمریکایی تاکر کارلسون انجام داد از کشته شدن کودکان فلسطینی در غزه توسط اسرائیل دفاع کرد. در عین حال او حمایت آمریکا از رژیم صهیونی را امری دینی، ضروری و در جهت انسانیت و منافع آمریکا عنوان کرده است.
اصل اساسی در ادعاهای سفیر آمریکا در سرزمینهای اشغالی تقلای وی برای مشروعیت بخشیدن به ایده صهیونیسم و صهیونیسم -مسیحی در لوای آموزههای دین یهود است. او در حالی به دنبال مشروعیت بخشی به رژیم صهیونی و تکرار ادعای کشور یهود و واژه سازیهای ادعایی سران این رژیم برای توجیه جنگ افروزیها و کشتارهایشان است که بسیاری از یهودیان، وجود چنین رژیمی را مغایر با اصول و آموزههای دینی دانسته و خواستار نابودی آن هستند. رفتار سفیر آمریکا حکایت از ایدئولوژی خطرناکی دارد که با سوء استفاده از یهودیت به دنبال سلطه فلسطین و منطقه که نتیجه آن کشتارهای گستردهتر خواهد بود. در اصل او با ترکیب تفکرات ایدئولوژیک ساختگی که هیچ تناسبی با آموزههای دینی ندارد و صرفاً در چارچوب اهداف سیاسی تعریف شده است در حال زمینه سازی برای جنایتی بزرگ است که مغایر با تمامی قوانین بینالمللی، بشر دوستانه و صلح و امنیت جهان است.
ادعای از نیل تا فرات سفیر آمریکا در شرایطی مطرح می شود که پنچ شنبه ترامپ از شورای صلحی پرده برداشت که ادعای کمک چندین میلیارد دلاری برای بازسازی غزه را داشت. ترامپ برآن بوده تا خود را ناجی بشریت و زمینه ساز صلح و تحقق بخش حقوق فلسطینیها معرفی نماید حال آنکه سخنان سفیر نشان میدهد که این شورا نه در راستای صلح بلکه در چارچوب منافع رژیم صهیونی است. در اصل این شورا اقدامی برای تحقق اهدافی است که این رژیم در صحنه نظامی و دیپلماسی نتوانسته محقق سازد، چنانکه از ابعاد اصلی آن را خلع سلاح مقاومت غزه تشکیل میدهد. سخنان سفیر آمریکا را باید اعترافی زودهگام به فریبکاری شورای صلح غزه دانست که میتواند ابعاد جدیدی از نسل کشی در این منطقه و کرانه باختری را به همراه داشته باشد. در اصل آمریکا در ظاهر ادعای کمک به غزه را سر میدهد اما در عمل با ارسال تسلیحات و نیز توجیه تراشی ایدئولوژیک و قانونی به دنبال مشروعیت بخشی به حذف فلسطین از روی نقشه زمین است.
ادعای از نیل تا فرات و حق رژیم صهیونی برای سلطه بر کشورهای منطقه حکایت از همان طرح آمریکایی خاورمیانه جدیدی دارد که اساس آن را منافع آمریکا و سلطه رژیم صهیونی تشکیل میدهد. این اعتراف، آشکار کننده رفتارهای آمریکا در منطقه است.
ادعای از نیل تا فرات و حق رژیم صهیونی برای سلطه بر کشورهای منطقه حکایت از همان طرح آمریکایی خاورمیانه جدیدی دارد که اساس آن را منافع آمریکا و سلطه رژیم صهیونی تشکیل میدهد. این اعتراف، آشکار کننده رفتارهای آمریکا در منطقه است. از فشار برای خلع سلاح حزب الله، تغییر آرایش نظامی آمریکا در سوریه و آزاد سازی تروریستهای داعشی، فشار بر عراق برای برهم زدن ثبات سیاسی و شکل گیری دولت جدید، اقدامات خصمانه علیه ایران و تحرکات برای تجزیه یمن گواهی بر این طراحی آمریکایی است که در چارچوب سلطه گری رژیم صهیونی صورت میگیرد. در اصل سفیر آمریکا در سرزمینهای اشغالی پرده از طرحی برداشت که تمامی منطقه را در بر خواهد گرفت که اساس آن را بحران سازی، تضعیف توان دفاعی و چند پاره سازی کشورها تشکیل میدهد. این سخنان نشان میدهد که آمریکا حمایت و خدمت به رژیم صهیونی را نه تنها یک رویکرد سیاسی بلکه در چارچوب اهداف ایدئولوژیک دنبال میکند که اساس آن را نیز سلطه بر تمامی کشورهای منطقه و حذف سایر بازیگران از معادلات غرب آسیا تشکیل میدهد.
در نهایت آنکه با توجه به سخنان سفیر آمریکا در سرزمینهای اشغالی می توان گفت که آمریکا و رژیم صهیونی در حال طراحی توطئهای برای سلطه بر کل منطقه هستند و ادعاهایی ایران هراسانه و یا حذف مقاومت برای برقراری امنیت در اصل بی دفاع سازی منطقه در برابر این طراحی است. در این شرایط همگرایی میان کشورهای منطقه جهت نظم نوین منطقه محور امری ضروری است تا ضمن تحقق استقلال و ثبات کشورها بتواند ظرفیت سازی از غرب آسیا در نظم نوین بینالمللی را محقق سازد. امروز منطقه نیازمند اتحادی فزاینده است چرا که از یک سو رژیم صهیونی و آمریکا جز زبان زور هیچ زبانی را متوجه نمی شوند و از سوی دیگر جامعه جهانی و سازمانهای بینالمللی نیز در وضعیت متزلزل و بی ارادگی قرار دارند، چنانکه در طول یک سال گذشته لشکر کشیهای نظامی و رفتارهای امنیت سوز جهانی ترامپ با واکنشی از سوی این نهادها مواجه نشده است. امروز نیاز جهان اسلام و منطقه اتحادی است که ایران سالهاست بر اساس اصل حسن همگرایی به آن تاکید داشته و بومی سازی امنیت و خروج نیروهای آمریکا و مقابله واحد با رژیم صهیونی زیر پرچم فلسطین را تنها راه پیش رو عنوان کرده است.