صفحه نخست >>  عمومی >> پرسمان
تاریخ انتشار : ۱۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۶:۱۳  ، 
کد خبر : ۳۸۷۲۶۴

در حوزه سلامت، افزایش امید به زندگی از حدود ۵۵ سال به بیش از ۷۶ سال و کاهش چشمگیر مرگ و میر کودکان بعد از انقلاب اسلامی حاصل چه تحولات زیرساختی و عدالت‌محور در نظام بهداشت و درمان کشور بوده است؟

دستیابی ایران به امید به زندگی بیش از ۷۶ سال و کاهش چشمگیر مرگ‌ومیر کودکان، تنها یک موفقیت آماری نیست، بلکه نتیجه مستقیم یک تحول بنیادین و عدالت‌محور در نگرش به سلامت به عنوان «حق عمومی» و «سرمایه ملی» است. این تحول، درست در نقطه مقابل نظام سلامت طبقاتی و متمرکز در شهرهای بزرگ دوره پهلوی قرار دارد.

1. تحولات زیرساختی، از بیمارستان‌محوری تا شبکه سلامت همگانی؛ پیش از انقلاب، ساختار سلامت کشور، بیمارستان‌محور، درمان‌گرا و عمدتاً متمرکز در پایتخت و شهرهای بزرگ بود. در مقابل، جمهوری اسلامی از ابتدا بر پیشگیری، اولویت مناطق محروم و ایجاد دسترسی عادلانه تأکید کرد. ستون فقرات این تحول، ایجاد «شبکه بهداشت و درمان » در سطح ملی بود. این شبکه که امروز از سوی کارشناسان به عنوان «نمونه موفق منطقه‌ای» شناخته می‌شود، با استقرار خانه‌های بهداشت در دورترین روستاها و مراکز بهداشتی-درمانی در شهرها، خدمات اولیه پیشگیرانه، واکسیناسیون، مراقبت مادر و کودک و آموزش بهداشت را به صورت همگانی و ارزان در اختیار تمامی آحاد ملت قرار داد. این زیرساخت فراگیر، مهم‌ترین عامل افزایش امید به زندگی و کاهش مرگ‌ومیر نوزادان و مادران بوده است.

2. تحولات عدالت‌محور، سلامت به مثابه حق نه‌کالای لوکس؛ نظام سلامت جمهوری اسلامی، بر مبنای عدالت در توزیع خدمات استوار شد:

عدالت جغرافیایی: توسعه بیمارستان‌ها و مراکز تخصصی در استان‌های محروم، دسترسی به خدمات درمانی پیشرفته را از انحصار پایتخت و چند کلانشهر خارج کرد.

عدالت اقتصادی: گسترش پوشش بیمه‌های همگانی و حمایت از درمان افراد کم‌درآمد، از طریق نهادهایی مانند سازمان بیمه سلامت، مانع از تبدیل بیماری به یک فاجعه مالی برای خانواده‌های مستضعف شد.

تمرکز بر گروه‌های آسیب‌پذیر: اجرای برنامه‌های ملی مانند واکسیناسیون سراسری کودکان، که ایران را در رده بهترین کشورهای منطقه از این لحاظ قرار داده است، و نیز برنامه‌های مراقبت از مادران باردار، مستقیم‌ترین تأثیر را در نجات جان میلیون‌ها کودک و مادر داشت.

3. مقایسه با وضعیت پیش از انقلاب، گذار از وابستگی به خوداتکایی ملی؛ در دوره پهلوی، نظام سلامت کاملاً وابسته به نیروی انسانی، دارو و تجهیزات خارجی بود. به عنوان مثال، در اواخر آن دوره، بخش عمده‌ای از پزشکان متخصص در تهران متمرکز بودند و عمدتا پزشکان پاکستانی و هندی یودند و روستاها فاقد حتی یک بهورز یا مرکز بهداشتی ابتدایی بودند. در مقابل، امروز ایران با تربیت سالانه هزاران پزشک و متخصص در دانشگاه‌های علوم پزشکی سراسری و دستیابی به خودکفایی قابل توجه در تولید داروهای اساسی و ژنریک، استقلال خود را حفظ کرده است. این سرمایه انسانی متخصص و متعهد، ضامن تداوم و ارتقای کیفیت خدمات است.

4. چالش‌های پیش رو و افق آینده؛ این دستاوردها به معنای بی‌چالش بودن مسیر نیست. امروز نظام سلامت با افزایش بیماری‌های غیرواگیر (مانند دیابت و فشارخون)، پیرشدن سریع جمعیت و تبعات تحریم‌ها بر تأمین دارو روبرو است. با این حال، پایه‌های قدرتمند زیرساختی، نیروی انسانی و تجربه مدیریتی به دست آمده، این توان را به کشور داده است تا با تغییر راهبرد به سمت پیشگیری فعال، توسعه سلامت دیجیتال و تقویت پزشک خانواده، برای این چالش‌ها نیز برنامه‌ریزی کند.

منبع: پرسمان سیاسی  شماره  23

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات