رویکردهای خصمانه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران بیش از پیش آشکار شده است. پس از یک دوره تنش و درگیری ۱۲ روزه که هدف آن برهم زدن ثبات داخلی و ایجاد آشوب گسترده بود، اما با هوشیاری و مقاومت مردم ایران ناکام ماند، شاهد تلاشهای جدیدی از طرف آمریکا هستیم.
این بار، با دستاویز قرار دادن نگرانیهای بازاریان در مورد نوسانات قیمت ارز، فضایی ایجاد شد تا توطئههایی که در آن دوره ۱۲ روزه نافرجام مانده بودند، دوباره عملی شوند. با بهرهگیری از عناصری وابسته به بیگانگان و تحریکات خارجی، تلاش شد تا با به خیابانها فرستادن گروهی از «زامبیهای اینترنشنالی»، ناآرامی و شورش ایجاد شود. متأسفانه، برخی عناصر آموزشدیده و مرتبط با گروههای تروریستی نیز به این توطئهها دامن زدند، به امید اینکه با ایجاد کشته و تلفات، بهانهای برای یک حمله نظامی به ایران ایجاد شود.
اما مردم ایران با هوشیاری و درک عمیقی که از دسیسههای دشمن داشتند، این توطئهها را به خوبی تشخیص دادند. آنچه در شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی در تهران و برخی نقاط کشور رخ داد، با دقت و بصیرت مردم مشاهده و فهمیده شد. این رویدادها در واقع پیشزمینهای برای یک اقدام نظامی احتمالی آمریکا یا رژیم صهیونیستی بود، اما با مقاومت و هوشیاری ملت ایران، این توطئه نیز ناکام ماند. مردم ما دریافتهاند که دشمن در پی چه هدفی است و با اتکا به وحدت و همبستگی، در برابر هرگونه تهدید و توطئهای ایستادهاند.
تغییر ذهنیت
اولین و مهمترین گام در جلوگیری از جنگ، تغییر ذهنیت ترامپ و نتانیاهو در آمریکا و رژیم صهیونیستی است. این رهبران باید درک عمیقتری از قدرت بازدارندگی ایران و هزینههای احتمالی یک اقدام نظامی پیدا کنند. به عبارت دیگر، آنها باید به این باور برسند که جمهوری اسلامی ایران، در پاسخ به هرگونه اقدام نظامی، با تمام قوا و با استفاده از تمام ظرفیتهای خود وارد عمل خواهد شد. تصور آمریکا این است که میتواند با یک حمله دقیق، مؤثر و مقطعی در مقابل یک حمله کوتاه و منفعلانه از سمت ایران و نهایتاً صلح موقت و تکرار همین سناریو به صورت مکرر ایران را ضعیف کند؛ لذا به چالش کشیدن این توهم و درک واقعیت میدانی، مستلزم این است که آنها به طور واقعبینانهای قدرت موشکی، توانمندیهای سایبری و قابلیتهای دفاعی ایران را ارزیابی کنند.
تغییر ذهنیت رهبران کلیدی جنگطلب در آمریکا، بهویژه آنهایی که بر پایه اطلاعات نادرست و تحلیلهای مغرضانه تصمیمگیری میکنند، نیازمند یک رویکرد چندوجهی و استراتژیک است. این تغییر ذهنیت مستلزم پذیرش واقعیتهای اساسی در مورد ایران و منطقه است، از جمله:
ایران یک قدرت منطقهای مستقل است: ایران دارای تاریخ غنی، فرهنگ استوار، ثبات سیاسی و مردمانی مقاوم است که در برابر دخالتهای خارجی ایستاده است.
ایران به دنبال صلح و ثبات است: ایران بهدنبال برقراری روابط حسنه با همسایگان خود و مشارکت در حل و فصل بحرانهای منطقهای است.
ایران قدرت بازدارندگی قابل توجهی دارد: این قدرت بازدارندگی صرفاً به توانمندیهای نظامی محدود نمیشود، بلکه شامل ثبات سیاسی، انسجام اجتماعی، حمایت مردمی و توانایی پاسخ متقابل در صورت وقوع هرگونه اقدام خصمانه است. قابلیتهای موشکی ایران، زیرساختهای دفاعی استراتژیک و آمادگی نیروی انسانی، همگی نشاندهنده یک قدرت بازدارنده قابل توجه هستند که نباید دستکم گرفته شود.
درک قدرت بازدارندگی ایران، به رهبران کلیدی جنگطلب در آمریکا باید این پیام را منتقل کند که هرگونه اقدام نظامی علیه ایران، هزینههای بسیار سنگینی به همراه خواهد داشت و ممکن است به یک جنگ منطقهای تمامعیار منجر شود.
هچنین ایران میتواند با فعالسازی دیپلماسی دفاعی، کشورهای منطقه را که میزبان پایگاههای آمریکا هستند، متقاعد کند که در صورت استفاده از خاک آنها برای تهدید ایران، با عواقب جدی مواجه خواهند شد. این عواقب میتواند شامل خسارات مالی، تلفات انسانی و بیثباتی امنیتی باشد. هدف از این دیپلماسی، ایجاد یک زنجیره بازدارندگی منطقهای است که مانع از هرگونه اقدام نظامی علیه ایران شود.
ایران باید در ذهن متوهمان جنگطلب در آمریکا و رژیم صهیونیستی این تصویر را خلق کند که در صورت تجاوز به خاک جمهوری اسلامی، تمام امکانات نظامی از لحاظ تجهیزات و نیروی انسانی و حتی منافع اقتصادی آنها در تیررس موشکهای ایرانی خواهد بود. این پیام باید به طور واضح و قاطعانه به آنها منتقل شود که یک حمله مستمر و با دوام از طرف ایران صورت خواهد گرفت، نه به صورت مقطعی که منجر به آتشبس یا صلح پیشنهادی شود و هزینههای تجاوز به مراتب بیشتر از هرگونه منافعی خواهد بود که تصور میکنند به دست خواهند آورد.
رصد دائمی و دقیق
با این حال، در صورتی که با وجود تمام تلاشها نتوان ذهن متوهم جنگافروزان را تغییر داد، نیروهای نظامی ایران باید با رصد دقیق و دائمی از تحرکات نظامی دشمن اعم از آمریکا و رژیم صهیونیستی آن را زیر نظر داشته و در صورتی که به طور قطع محرز شود دشمن قصد حمله به جمهوری اسلامی ایران را دارد، ایران باید با قاطعیت و سرعت عمل کافی وارد عمل شده و پیش از هر گونه اقدام تهاجمی از سوی آمریکا در حالی که در خط حمله قرار گرفت، با یک اقدام پیشدستانه و ضربهزنی دقیق و کوبنده، استحکامات نظامی آمریکا را در همان خط حمله هدف قرار دهد. این اقدام، چند هدف اساسی را دنبال میکند:
اولین هدف، ایجاد غافلگیری و بههمریختگی عملیاتی است: حمله غافلگیرانه و دقیق به دشمن، به ویژه در شرایط نامساعد آب و هوایی در دریا و در نقاط استراتژیک، مانند ناوگانهای دریایی مستقر در سطح دریا، میتواند دشمن را در یک حالت گیجکننده و نهایتاً دچار بههمریختگی عملیاتی گسترده کند. بهرهگیری از شرایط طبیعی نامساعد (مانند طوفان یا مه غلیظ) در دریا، در کنار حملات دقیق موشکی (هایپر سونیک) به ناوها، میتواند نیروی نظامی آمریکا را در وضعیت بیعملی در مقابل نیروهای نظامی ایران قرار دهد.
دومین هدف تحمیل واقعیت میدانی: این اقدام، به آمریکا، رژیم صهیونیستی و متحدان آنها ثابت خواهد کرد که ایران به وعدههای خود عمل میکند و در صورت لزوم، به تهاجم، پاسخ درخور و قاطع خواهد داد. این امر یک پیام روشن و قاطع تلقی خواهد شد و احتمالاً موجب بازدارندگی هرگونه اقدام نظامی تهاجمی در آینده خواهد شد.
این رویکرد نشاندهنده عزم راسخ ایران در دفاع از منافع ملی خود و پایبندی به حق دفاع از خود است و به منزله یک اقدام پیشگیرانه برای جلوگیری از بحرانهای بزرگتر و حفظ صلح و ثبات منطقهای ضروری تلقی میشود.