حلول ماه مبارک رمضان، ماه ضیافت خداوند و گسترده شدن خوان پر نعمت الهی بر عموم مسلمین مبارک باد.
1. بازتعریف و احیای هویت یکپارچه ایرانی- اسلامی؛ انقلاب اسلامی بحران هویتی ناشی از مواجهه ناقص با مدرنیته غربی را که از دوره قاجار آغاز شده بود، تشخیص داد. در پاسخ، با ارائه روایتی همگن، دو عنصر به ظاهر مجزای «ایران» و «اسلام» را در یک هویت منسجم ترکیب کرد. این نگاه، تاریخ پرشکوه ایران را نه در تقابل، بلکه به عنوان «بستر شکوفایی تمدن اسلامی» میدید و بر پیوند ریشهای این دو تأکید میکرد. این تعریف جدید، پاسخی هوشمندانه به جهانیشدن بود؛ ایران نه منزوی میماند و نه هویت خود را از دست میداد، بلکه با تکیه بر این سرمایه غنی وارد تعامل جهانی میشد.
2. نهادسازی برای ترویج سبک زندگی و ایجاد دیواره فرهنگی؛ حفظ این هویت، نیازمند نهادهایی برای ترویج عملی آن بود. انقلاب با بازتعریف نقش نهادهای دینی مانند مساجد و حسینیهها به کانونهای اجتماعی و تربیتی، و همچنین ایجاد نهادهای جدید مانند سازمان تبلیغات اسلامی، زیرساختی گسترده برای تولید و توزیع محتوای همسو با ارزشهای دینی- ملی ایجاد کرد. سازمان بسیج نیز به عنوان یک نهاد مردمی عظیم، با برنامههای فرهنگی و آموزشی در سطح محلات، به نهادینهسازی این سبک زندگی کمک شایانی کرده است. این نهادها همچون یک «سپر نرم» در برابر هجمههای فرهنگی عمل میکنند.
3. رویکرد تعاملی و انتخابی در قبال جهانیشدن؛ سیاست کلان، نه رد مطلق جهانیشدن، بلکه تعامل هوشمندانه و گزینشی با آن بوده است. این رویکرد در پی آن بود که از ابزارهای فناوری و ارتباطی جهان مدرن (مانند اینترنت و ماهواره) برای «جهانی کردن پیام انقلاب و فرهنگ ایرانی- اسلامی» استفاده کند. نمونه عینی این تعامل گزینشی را میتوان در مواجهه با مسأله زنان مشاهده کرد. نظام در عین پایبندی به چارچوبهای دینی، زمینه مشارکت بیشتر زنان در عرصههای علمی، اجتماعی و سیاسی فراهم کرده است. امروز با وجود فشارهای جهانی شدن، شاهد حضور پررنگتر زنان در دانشگاهها، مراکز علمی و پژوهشی و برخی عرصههای اجتماعی و اقتصادی هستیم که نشان از یک تطبیق عملگرایانه دارد.
منبع: پرسمان سیاسی شماره 23