فرهنگی >>  فرهنگی >> نبض فرهنگ
تاریخ انتشار : ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۷:۲۷  ، 
کد خبر : ۳۸۷۳۸۳
گزارش روزانه بصیرت از چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر - 2

ماجرای نیم شب مهدویان و سبقت حاتمی‌کیا با شوتی‌ها

سومین روز چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر را باید یکی از روزهای مهم این روداد دانست. روزی که در آن، دو فیلم مهم این دوره جشنواره از دو نماینده نسل نوین کارگردان‌های کشور به نمایش درآمد. علاوه بر این، اولین فیلم ساخته شده درباره جنگ 12 روزه نیز در آن رونمایی شد.
پایگاه بصیرت / آرش فهیم
سینمای ایران در طول دهه‌های گذشته همواره با نوعی «تأخر زمانی» در واکنش به رویدادهای ملی و استراتژیک شناخته شده است. گویی دوربینِ سینماگران ما عادت کرده بود تنها زمانی به‌کار بیفتد که غبار حادثه کاملاً فرو نشسته و سوژه به حافظه تاریخی پیوسته باشد. اما چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر، شاهد یک چرخش تاریخی و ساختارشکنی در این روند است؛ جایی که سینما نه با تأخیر چندساله، بلکه تنها ۷ ماه پس از واقعه، به استقبال یکی از سرنوشت‌سازترین نبردهای تاریخ معاصر رفته است.اختصاص تقریباً یک‌ششم از فیلم‌های بخش مسابقه به «دفاع مقدس ۱۲ روزه» مقابل اسرائیل و آمریکا، یک گام نوین در به‌روزرسانی سینمای ملی است. حضور فیلم‌های «نیم‌شب» (محمدحسین مهدویان)، «سقف» (ابراهیم امینی)، «قمارباز» (محسن بهاری)، «کافه سلطان» (مصطفی رزاق‌کریمی) و «رقص باد» (سید جواد حسینی) نشان‌دهنده آن است که این بار سینما همپای تاریخ حرکت کرده است.
جنگ ۱۲ روزه، نقطه‌عطفی است که تاریخ ایران را به قبل و بعد از خود تقسیم کرد؛ فرازی که در چهل و ششمین سال انقلاب، اتحاد طیف‌های مختلف مردم را برای حفظ میهن در عریان‌ترین نبرد استکبار علیه ایران به اثبات رساند. اگرچه این ۵ اثر ممکن است به تمامی ابعاد این حماسه نپرداخته باشند یا دچار ضعف‌هایی باشند، اما حضور آن‌ها در کمتر از ۸ ماه پس از واقعه، نویدبخش سینمایی است که دیگر نمی‌خواهد در برابر سانسور رسانه‌های غربی سکوت کند و قصد دارد روایتگر صادقِ حماسه‌هایی باشد که هنوز بسیاری از ابعاد آن زیر لایه‌های امنیتی و رسانه‌ای پنهان مانده است.
سومین روز چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر را باید یکی از روزهای مهم این روداد دانست. روزی که در آن، دو فیلم مهم این دوره جشنواره از دو نماینده نسل نوین کارگردان‌های کشور به نمایش درآمد. علاوه بر این، اولین فیلم ساخته شده درباره جنگ 12 روزه نیز در آن رونمایی شد.
 
بازگشت در نیم شب
10 سال قبل در چنین روزهایی، یعنی در سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر که سال 1394 برگزار شد، فیلمساز جوان و خوش‌قریحه‌ای به نام محمدحسین مهدویان با سبک جدیدی (ساخت فیلم درام داستانی با رویکرد مستند؛ چیزی شبیه به داکیودرام، اما با قالب کامل داستانی) پا به عرصه سینما گذاشت. حالا بعد از یک دهه، یکی از اتفاقات چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر، بازگشت مهدویان به سبک و سیاق فیلمسازی خودش است. این کارگردان نسل نوین سینمای ایران بعد از یک دوره فترت و پس‌رفت با آثاری چون شیشلیک و درخت گرده و زخم کاری، با «نیم شب» حس و حال دوران اوج خودش با آثار ماندگاری چون «ایستاده در غبار» و «ماجرای نیمروز» را زنده کرده است. یک فیلم پرخون و سرحال که البته دچار زیاده گویی و شعارزدگی و ضعف‌های روایی هم هست. فیلمی که یک شب تا سحر در یک نقطه از تهران که هدف موشک اسرائیلی قرار می‌گیرد اما عمل نمی‌کند را ترسیم کرده است. لحظات پرالتهاب مردمی که اطراف موشک هستند و بین مرگ و زندگی تقلا می‌کنند.
سینمای ایران اولین بار با «نیم شب» سراغ جنگ 12 روزه رفت. مهدویان در هفتمین فیلم خودش تلاش کرده تا روایتی ملی و متحدانه از این جنگ ارائه دهد. همه اقشار و گروه‌ها، اقلیت‌های دینی و قومیت‌ها در فیلم حضور دارند. از نظامی و سپاهی و امنیتی گرفته تا کادر درمان و خیابان خواب‌ها و کارمندان و اتباع افغانستانی و ... تولد پراسترس و خطرناک نوزاد زیر موشک باران، استعاره‌ای از امید و زندگی و تولد دوباره یک ملت در سایه مقاومت و همبستگی است. وقتی گروهی از مردم در تلاش برای زنده نگه داشتن نوزاد تازه متولد شده هستند، انگار مردم این سرزمین هستند که هر یک به سهم خودشان در مقاومتند و خوشحال گروهی آنها از زنده ماندن بچه، مثل شادی پس از پیروزی در جنگ است.
دوربین و فضاسازی فیلم، قدرتمند هستند و با فیلمی مستحکم مواجه هستیم. به همین دلیل هم با وجود ضعف فیلمنامه و سرگردانی در ژانر و محتوای اصلی و پرگویی و شعارزدگی، اما مخاطب اصلا از فیلم خسته نمی‌شود و تا پایان مجذوب و مقهور آن می‌شود. یکی از تدابیر مهدویان برای مردمی جلوه دادن فیلمش، عدم استفاده از بازیگران مطرح و چهره است. این باعث شده است تا فضای فیلم واقعی‌تر جلوه کند و انگار واقعا مردم معمولی هستند که در صحنه صانحه حضور دارند. در «نیم شب» هم یک قهرمان ملی ساخته شده است. مهدی که مأمور خنثی‌سازی موشک است، خوب درآمده و دل مخاطب را به دست می‌آورد.
 
سبقت حاتمی‌کیا با شوتی‌ها
یوسف حاتمی‌کیا در دومین فیلمش به بلوغ در کارگردانی رسیده است. فیلم قبلی وی با نام «شب طلایی» کار بدیعی نبود و یک نسخه درجه دو از آثاری در سبک اصغر فرهادی به نظر می‌رسید. اما «اسکورت» یک فیلم قوی در ژانر حادثه‌ای و مهیج است. حالا می‌توان گفت که یوسف حاتمی‌کیا یک فیلمساز با جایگاه متکی به خودش است و دیگر نباید به او بگوییم «پسرِ حاتمی‌کیا»!
«اسکورت» غافل‌گیری جشنواره چهل و چهارم و پدیده این دوره است و تا اینجای کار، حاتمی کیا با این فیلم از سایر رقبا سبقت گرفته است. فیلمی که بدون تکنیک‌زدگی و گرفتار شدن در ادا و اطوارهای شبه‌هالیوودی به یک درام پرخون و دارای لحظات ناب سینمایی تبدیل شده است. «اسکورت» ماجراهای شوتی‌ها (خودروهایی که جنس قاچاق حمل می‌کنند) را دستمایه یک داستان پر فراز و هیجان‌انگیز قرار داده است و سعی دارد این قشر آسیب‌پذیر جامعه و آسیب‌هایی که به آن دچار هستند –یا آسیب‌هایی که می‌زنند- را بازنمایی کند. هر چند که مانند خیلی دیگر از فیلم‌های ساخته شده توسط نسل جدید سینماگران ایرانی راجع به بحران‌ها و مسائل اجتماعی، جای پژوهش و نگاه عمیق و علت‌محور در فیلم خالی است و دیدگاه مهم و خاصی در فیلم جریان ندارد. همچنین کاراکتر زن که شوتی اصلی فیلم است، تک بعدی است و عمق نیافته است. حرکات، نوع پوشش و طراحی او بیشتر در خدمت ایجاد جاذبه کاذب است تا شخصیت‌پردازی؛ فقط یک زن پر سر و صداست و ویژگی شخصیتی متفاوتی ندارد.
درواقع نقطه قوت فیلم «اسکورت» ساختار دراماتیک قوی فیلم و خلق لحظات تعقیب و گریز جذاب و مخکوب کننده است. فیلمساز سعی کرده با بالا بردن دوز موقعیت‌های اکشن و ماشین‌سواری‌های متهورانه و خطرناک –که انصافا خوب از آن درآمده‌اند- کمبود محتوا و شخصیت‌پردازی را جبران کند و نتیجه کارش نیز با وجود برخی ضعف‌ها، رضایت‌بخش است.
نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات