
جعفر بلوری
1- برخی اندیشمندان در حوزه علوم اجتماعی معتقدند، «انسان محصول محیط است.» به طور کلی منظور از این محیط، «فرهنگ» حاکم بر آن منطقه جغرافیایی است. (اگرچه دقیقتر این است که بگوئیم، فرهنگ بخش مهمی از محیط انسانی است). حالا روی این محیط اگر «ریز» شویم، خانواده، دوستان و اطرافیان و حتی آب و هوا را نیز شامل میشود. (هر چند مدتی است اندیشمندان فعال در این حوزه، آب و هوا را از این امر مستثنی کردهاند چون معتقدند رابطه علمی مستقیمی بین آب و هوا و رفتار انسان نمییابند و چنین نگاهی جبرگرایانه است). این دیدگاه که «انسان محصول محیط است» بیشتر به سنت «اثباتگرایی» و اندیشمندانی مثل «امیل دورکیم» نزدیک است که «جامعه» را بر «فرد» مقدم میدارند. در مقابل این تفکر، هستند اندیشمندانی که معتقدند، انسان صرفا محصول محیط نیست چون این انسان منفعل نیست و دارای اختیار است؛ بنابر این میتواند روی محیط تاثیر نیز بگذارد. به عبارتی این محیط است که محصول انسان است. جامعهشناسان امروز اما نه معتقدند، «انسان محصول محیط است» و نه معتقدند «محیط محصول انسان است» بلکه قائل به وجود یک رابطه دیالکتیکی بین «محیط و انسان» هستند که هر یک بر دیگری به اندازه خود تاثیر میگذارد. با این مقدمه «جامعه شناختی» میخواهیم کمی روی «جامعهای خاص و متفاوت» تحلیل برویم که کمی با جوامع دیگر فرق دارد و رفتارش نیز به این سادگیها قابل تحلیل نیست. این جامعه، جامعه ایران است. بخوانید:
2- دیروز جشن چهل و هفتمین سالگرد پیروزی انقلاب در خیابانهای سراسر ایران برگزار شد. از ساعت حدود 10 صبح از خیابان استادمعین به سمت خیابان «آزادی» حرکت کردم. انتظارم این بود که، به دلیل تبلیغات سنگین دشمن، گرانیهای افسارگسیخته، سوءمدیریتهایی که مردم را آزار میدهد، جمعیت خیلی زیادی به خیابان نیامده باشند اما وقتی به خیابان آزادی رسیدم، از حضور آن همه جمعیت از طیفهای مختلف متحیر شدم. اولین سؤالی که به ذهنم خطور کرد این بود که، «این مردم واقعا محصول محیط هستند؟ اگر بله، محصول کدام محیط فکری و فرهنگیاند؟! چرا این محیط ساختهشده با صدها شبکه ماهوارهای و هزاران فضای مجازی روی این مردم کارگر نیست؟! چرا این همه هزینه و تلاش شبانهروزی دشمن برای مهندسی فکر و ذهن این ملت، سر بزنگاهها «هوا» میشود؟! یاد صحبتهای صاحب این انقلاب افتادم: « من با جرأت مدعی هستم که ملت ایران و توده میلیونی آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسولالله- صلی الله علیه و آله- و کوفه و عراق در عهد امیرالمؤمنین و حسین بن علی- صلواتالله و سلامه علیهم- میباشند. آن حجاز که در عهد رسولالله- صلیالله علیه و آله- مسلمانان نیز اطاعت از ایشان نمیکردند و با بهانههایی به جبهه نمیرفتند، که خداوند تعالی در سوره «توبه» با آیاتی آنها را توبیخ فرموده و وعده عذاب داده است. و آنقدر به ایشان دروغ بستند که به حسب نقل، در منبر به آنان نفرین فرمودند. و آن اهل عراق و کوفه که با امیرالمؤمنین آنقدر بدرفتاری کردند و از اطاعتش سر باز زدند که شکایات آن حضرت از آنان در کتب نقل و تاریخ معروف است. و آن مسلمانان عراق و کوفه که با سیدالشهدا- علیهالسلام- آن شد که شد. و آنان که در شهادت دست آلوده نکردند، یا گریختند از معرکه و یا نشستند تا آن جنایت تاریخ واقع شد. اما امروز میبینیم که ملت ایران از قوای مسلح نظامی و انتظامی و سپاه و بسیج تا قوای مردمی از عشایر و داوطلبان و از قوای در جبههها و مردم پشت جبههها، با کمال شوق و اشتیاق چه فداکاریها میکنند و چه حماسهها میآفرینند. و میبینیم که مردم محترم سراسر کشور چه کمکهای ارزنده میکنند» (صحیفه امام، جلد 21 صفحه 410).
3- اما واقعا چرا ملت ایران اینگونه بینظیرند؟ قطعا دلایل تاریخی زیادی برای پاسخ به این سؤال میتوان ارائه کرد و ما اینجا برای پاسخ به این سؤال مهم صرفا به بخشی از دلایل روز و نزدیک اشاره کرده و میگذریم. شاید-تاکید میکنیم شاید- یکی از پاسخهایی که بتوان برای این سؤال یافت، «شفاف شدن همه چیز» برای «مردم» ایران و حتی مردم سراسر دنیا است. یک طرف، جمهوری اسلامی ایران قرار دارد و طرف دیگر، دشمنان جمهوری اسلامی ایران که در راس همه آنها رژیم صهیونیستی و آمریکاست. انسان هم دائم در حال «مقایسه» است و این مقایسه در شرایط «شفاف» نتایج دقیقتری به دنبال دارد. جنگ 12 روزه خیلی واقعیتها را برای مردم شفاف کرد. آمدن فردی در مختصات ترامپ هم همینطور. امروز دیگر این فقط ایران و مردم کشورهای منطقه نیستند که حقیقت آمریکا برایشان شفاف شده باشد. امروز رئیسجمهور فرانسه از لزوم فاصله گرفتن از آمریکا میگوید و تاکید میکند آمریکا یک روز هم به اروپا حمله خواهد کرد و باید برای مقابله با چنین روزی آماده شویم. شاید 5 سال پیش اگر کسی میگفت، کشورهای عضو ناتو علیه آمریکا رزمایش برگزار خواهند کرد، یا این کشور را امپریالیستی خواهند خواند، به عقل او شک میکردیم!
افشای پرونده «اپستین» نیز -که معتقدیم یکی از الطاف الهی و برای اتمام حجت با همه است- فضا برای این مقایسه را خیلی شفاف کرده است. مردم مقایسه میکنند و میبینند طرفی که برای سکته کردن یک دختر ایرانی، وِلوله به راه انداخته و با شعار «زن زندگی آزادی»، علیه کشورمان با تمام ظرفیت ورود کرده بود، تا خِرخره درگیر جنایت علیه زنان و دختران و حتی کودکان است و حجم و ابعاد این جنایات شیطانی چنان زیاد، تکان دهنده و هولناک است که به قول «رو خانا» نماینده کنگره آمریکا و عضو کمیته تحقیق این نهاد قانونگذار میتواند به «سلطنت بریتانیا» خاتمه دهد. یا به قول آن ستوننویس آمریکایی «این پرونده میتواند باعث سقوط دولت ترامپ شود». دیروز وقتی با یک پدر با سر و وضع خاص و خالکوبیهای آنچنانی روی دست و بدنش در میدان آزادی وارد گفتوگو شدم، دو پسرش را نشانم داد و گفت، ما هیچ وقت برای راهپیمایی نیامده بودیم. جنگ 12 روزه و افشای پرونده اپستین مظلومیت و حقانیت جمهوری اسلامی ایران را برای من به اثبات رساند. جالب این بود که او به برخی از دوستانش هم اشاره کرد و گفت، بعد از جنگ 12 روزه و تحولات بعد از آن، کاملا تغییر رویکرد داده و شدهاند طرفدار دو آتشه جمهوری اسلامی ایران. آنچه امروز در ایران رخ داده، ترکیب «شفافیت و اعتماد به منبع» است. مردم امروز نه فقط میبینند، بلکه حرفی را که سالها از درون نظام شنیده بودند، حالا با چشم خود از منابع بیطرف بینالمللی تأیید شده میبینند. تفاوت امروز با مثلا دهه ۶۰ این است که راویِ «ظلم آمریکا» دیگر فقط صداوسیمای جمهوری اسلامی نیست؛ خودِ رسانههای غربیاند. این تأیید بیرونی، ناهماهنگی شناختی (cognitive dissonance) مخاطب ایرانی را کاملا حل کرده است.
4- دولت باید قدر این مردم بینظیر را بداند؛ مردم شریفی که خواسته زیادی از مسئولین ندارند. کنترل قیمتها و بهبود شرایط اقتصادی شاید مهمترین خواسته آنها از مدیران و دولتمردان باشد و این واقعا خواسته زیادی نیست. تردید نباید داشت، این حضور میلیونی که دیروز شاهد آن بودیم، در محاسبات دشمن لحاظ خواهد شد و بدون تردید مهمترین بخش محاسباتی دشمن در جنگ احتمالی آینده مربوط به همین مردم است. مردم وقتی پای کار باشند، محاسبات تغییر میکند و دیروز این محاسبات تغییر کرد. دشمن بهتر از همه ما میداند مردم، آن عده اراذل و اوباش اجارهای که خود با پول و وعده به خیابانها آورده بودند تا کشته سازی کنند نیستند؛ مردم همینهایی هستند که دیروز با وجود همه ناراحتیها و اعتراضهایی که دارند، به خیابانها آمدند و به رهبر خود لبیک گفتند. این راهپیمایی دست مذاکره کنندگان ایرانی را هم بازتر میکند. از برکات این راهپیمایی هرقدر گفته شود کم است. این حضور میلیونی صرفا یک «سند حقانیت» نیست بلکه یک «فرصت تاریخی» نیز هست. کاش قدر این مردم شریف و این فرصت تاریخی را بدانیم!

محاسبهی دقیق شمار جمعیت راهپیمایی سنتی ۲۲ بهمن که دیروز در شبکههای اجتماعی مشتری پیدا کرده بود، وقتی مهم است که چنین حرکتی یا شبیه این جمعیت در سمت مخالفان هم باشد، یا گمان رود که میتواند باشد، اما با ملاحظاتی انجام نمیشود. از طرفی هرچه دربارهی آن تجمعات آشوبگرانه میتوان گفت دربارهی این تجمعات انقلابی نیز میتوان فرض کرد. اگر بگوییم آنان تمامی آشوبگران نیستند، چون بخش اندکی میپذیرند که در خیابان بیایند، این جمعیت انقلابی نیز تمامی انقلابیون نیستند و بسیاری فرصت یا امکان نمییابند که حاضر شوند؛ و تشابهاتی از این دست. اما یک تفاوت اصلی وجود دارد؛ کسی که در تجمعات انقلاب حاضر میشود، حتی اگر از اقتصاد و مسئولان ناراضی باشد، پای انقلاب و نظام و تمامیت ارضی کشور ایستاده است. در این شکی نیست. اما چه بسیارند کسانی که در آشوبها میآیند و ناراضی هستند، اما راضی به تجزیه کشور و فروپاشی منجر به هرج و مرج و سوری شدن کشور نیستند. پس تمامی آن آشوبگران، بهکلی علیه نظام و کشور نیستند، اما تمامی این جمعیت انقلابی در پشت نظام و کشور هستند. این یک حقیقت.
این روزها آقای علی لاریجانی زیر نظر فعالان رسانه است. بهویژه با برخی خبرها از اینکه الان محرمانه در حال گفتوگوهای اعلامنشده است! امریکا نیز حتماً به او و سفرهایش و پیامهایش توجه جدی میکند، اما یقین داریم نگاه اصلی امریکا به جایی است که هم در جنگ دوازدهروزه و هم در کودتای دیماه به نقطه مرکزی آن حمله کرد، یعنی امید و اعتماد مردم؛ و این جمعیت ۲۲ بهمنی و انقلابی بهترین تصویر برای درک آن امید و اعتماد است.
سالهاست برخیها در مواضعی میگویند رفراندوم برگزار کنیم. با آنکه حکومتها در جهان وقتی انتخابات ۴۰ تا ۶۰ درصدی دارند، در مواضع اصولی رفراندوم نمیگیرند و کل جهان جز در برخی موارد مثل استقلال از یک استعمارگر یا شبیه آن که جنبه مثبت و ایجابی دارد، رفراندوم نگرفته است. از طرفی در هیچ کشوری چنین حضور میلیونی مردم که هنوز به حکومت و دولت و رهبرانشان امید و اعتماد دارند، در موقعیتها و مناسبات ملی دیده نمیشود که خود یک رفراندوم زنده و تعیینکننده است.
جمعیت انقلابیون ۲۲ بهمن حرف خودش را با دنیا زد، مذاکرهای یکطرفه و بیچونوچرا و در چارچوب «ابلاغ پیام» که باید به اطلاع دشمنان برسد. هرچند کسانی بخواهند آن را نبینند یا ندیده بگیرند. حالا دنیا هم میتواند پیام خودش را با این جمعیت در میان بگذارد. اگر عاقل باشد پیام درست را خواهد گرفت و اگر مذبذب باشد، بهانه خواهد آورد، گرچه در دل به چیز دیگری اقرار کند!
دیروز کسانی به راهپیمایی آمده بودند که خود میگفتند برای نخستینبار پس از انقلاب است که چنین میکنند. میدانید چرا؟! چون احساس کردند به آنان با «مردمخواندن» آن جمعیت آشوبگر، «توهین» شده است! و، چون احساس کردند در میانهی این آَشوبها نادیده گرفته میشوند. و، چون صحنه آنقدر روشن بود، که اگر نمیآمدند گرفتار وجدان و فطرت هشداردهندهی خود میشدند. پس آمدند تا بتوان مدعی شد انقلاب دوباره متولد شده است.

سید محمدرضا دماوندی

امیرعباس نوری
آمریکا مذاکره با ایران را در حالی آغاز کرده که گزینه جنگ را همچنان روی میز مطرح و معتبر نگه داشته است. دور نخست مذاکرات ایران و آمریکا روز جمعه ۱۷ بهمن در مسقط، پایتخت عمان برگزار شد. این در حالی است که آرایش نظامی آمریکا در اطراف ایران نهتنها همچنان حفظ شده است، بلکه یک ناوگان جدید آمریکایی نیز در مسیر غرب آسیاست. استیو ویتکاف و جرد کوشنر، مذاکرهکنندگان آمریکایی یک روز پس از مذاکره با سیدعباس عراقچی، روی عرشه ناو آبراهام لینکلن پیاده شدند و با ملوانان آمریکایی عکس یادگاری گرفتند. ویتکاف همچنین با خلبان جنگندهای که گفته میشود اخیرا یک پهپاد ایرانی را در نزدیکی ناو آبراهام لینکلن سرنگون کرده است دیدار و از او تمجید کرد. حضور فرمانده سنتکام در مذاکرات مسقط هم یک اقدام نمادین دیگر دولت آمریکا بوده است تا نشان دهند اگرچه اکنون مسیر مذاکره را در پیش گرفتهاند اما همچنان گزینه حمله نظامی به ایران را نیز به صورت جدی در دستور کار دارند. ترامپ بامداد شنبه گذشته به وقت ایران، در نخستین واکنش خود پیرامون مذاکرات با ایران، اگرچه از این گفتوگوها استقبال و حتی در پاسخ به سوال یک خبرنگار اذعان کرد توافق صرفا هستهای با ایران مورد قبول او است اما این را هم گفت که آمریکا عجلهای برای توافق با ایران ندارد. این اظهارنظر ترامپ در حالی است که او پیش از این و در مذاکرات منتهی به جنگ ۱۲ روزه، برای توافق، یک مهلت ۶۰ روزه تعیین کرده بود و حمله رژیم صهیونیستی به ایران نیز در روز شصتویکم انجام شد. بنابراین برخلاف دور قبلی، ترامپ اینک عجلهای برای مذاکره و حصول توافق احتمالی با ایران ندارد. مهمترین دلیل این سیاست ترامپ، حفظ گزینه نظامی و سایه جنگ بر ایران است. دلایل متنوعی برای این سیاست ترامپ میتوان مطرح کرد. ترامپ در نخستین واکنش خود پیرامون مذاکرات هستهای با ایران، پس از آنکه تصریح کرد عجلهای برای توافق ندارد، به ماجرای ونزوئلا اشاره کرد. اشاره ترامپ به ونزوئلا و مقایسه الگوی مواجهه او با ایران با مدل مواجهه با ونزوئلا، دست کم در ظاهر نشان میدهد رئیسجمهور آمریکا معتقد است باید فضای تهدید نظامی - امنیتی علیه ایران حفظ شود. این احتمال وجود دارد که ترامپ تصور میکند حفظ سایه جنگ علیه ایران میتواند باعث تشدید فشار بر ایران و گرفتن امتیازات بیشتر در مذاکرات شود. کما اینکه او سهشنبه شب در اظهاراتی پیرامون مذاکره با ایران، غیر از موضوع هستهای، از محدودیت برنامه موشکی ایران به عنوان بخشی از شروط توافق نام برد. یک احتمال دیگر نیز این است که ترامپ با تاخیر در مذاکرات، به دنبال این است زمان کافی برای انتخاب تصمیم نهایی خود برای مواجهه با ایران را به دست آورد.
به اعتقاد اکثر کارشناسان، مهمترین دلیلی که باعث شد ترامپ در عین حال که خود را برای حمله به ایران آماده کرده بود، ناگهان مسیر دیپلماسی را باز کند، این است که او هنوز درباره ایران تصمیم نگرفته و بین توافق و جنگ، مردد است. مهمترین دلیل این تصمیم نیز افزایش نگرانیها نسبت به تبعات پاسخ ایران به حمله احتمالی آمریکاست. ایران در عالیترین سطح تصمیمگیری اعلام کرد اگر جنگی علیه ایران رخ دهد، قطعا این جنگ، یک جنگ منطقهای خواهد بود. توانمندیهای دفاعی و قدرت بازدارندگی ایران برای پنتاگون و سیا کاملا معتبر شده است. جنگ گسترده و طولانی خلاف راهبرد جنگی ترامپ، یعنی «حمله سریع - خروج سریع» است. والاستریت ژورنال و واشنگتن پست اخیرا در گزارشاتی فاش کردند ارتش آمریکا نتوانسته کوتاه بودن زمان جنگ و خروج تمیز آمریکا از جنگ علیه ایران را برای ترامپ تضمین کند. این رسانههای معروف آمریکایی تصریح کردند مهمترین و اصلیترین دلیلی که ترامپ موضوع مذاکره را مطرح کرده، همین عدم ارائه تضمینهای محکم نظامی و امنیتی درباره حمله به ایران بوده است.
با این حال و در شرایطی که دور نخست مذاکرات میان ایران و آمریکا در عمان برگزار شده، این احتمال مطرح است که ترامپ با کش دادن مذاکرات، به دنبال خرید زمان است تا برآوردهای کارشناسان نظامی و امنیتی آمریکا درباره تبعات جنگ با ایران، نهایی شود و سپس بر اساس این برآوردها تصمیم نهایی برای نحوه مواجهه با ایران را اتخاذ کند. یک احتمال دیگر، این است که به موازات افزایش حضور نظامی آمریکا در اطراف ایران و انجام مذاکرات میان ۲ کشور، دونالد ترامپ در حال بررسی و برآورد سود و زیان هر کدام از گزینههای جنگ یا توافق هستهای با ایران است. در واقع آمریکاییها در حال بررسی این موضوع هستند که هر کدام از گزینههای جنگ و توافق، چه سود و زیانی برای آمریکا دارد و در نهایت، پس از مقایسه نتایج این بررسیها ترامپ تصمیم نهایی را علیه ایران اتخاذ خواهد کرد.
موضوع تاثیر حفظ سایه جنگ روی ایران بر تحولات داخلی کشور نیز یکی دیگر از احتمالاتی است که درباره سیاست فعلی واشنگتن علیه تهران مطرح است. موساد درصدد شروع موج دیگری از آشوبها و اغتشاشات و اقدامات تروریستی در ایران است. یکی از ایدههای نتانیاهو برای جلوگیری از توافق میان آمریکا و ایران، سرمایهگذاری روی موضوع ایجاد آشوب و ناامنی در ایران است. نتانیاهو تصور میکند وقوع آشوبهای دیگری نظیر آنچه شامگاه ۱۸ و ۱۹ دی در ایران رخ داد میتواند تا حدود زیادی روی تصمیم نهایی ترامپ برای نحوه مواجهه با ایران اثر بگذارد. از سوی دیگر، موساد و سیا روی تحرکات برخی طیفهای سیاسی در ایران نیز حساب ویژه باز کردهاند تا ببینند آیا یک موج سیاسی همسو با سیاستهایشان در ایران شکل میگیرد یا خیر. بنابراین یکی دیگر از احتمالاتی که درباره سیاست فعلی ترامپ علیه ایران، یعنی سیاست حفظ همزمان گزینههای توافق و جنگ مطرح است، رصد تحولات داخلی ایران است. در این میان البته برخی کارشناسان به این موضوع هم اشاره میکنند که عدم عجله ترامپ برای توافق با ایران میتواند به ترافیک پروندههای باز آمریکا در حوزه سیاست خارجی نیز مرتبط باشد. موضوع شورای صلح غزه، مذاکرات درباره جنگ اوکراین، مذاکرات بر سر مساله گرینلند و... از جمله پروندههای باز دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی ترامپ هستند.
به هر حال اینها مهمترین احتمالاتی است که درباره سیاست فعلی واشنگتن علیه ایران مطرح است.
* انقلابی دیگر؛ تصویر واضح از ایران
یکی از مهمترین مؤلفههای موثر بر تصمیم نهایی دولت آمریکا برای مواجهه با ایران، برآوردهای دستگاههای امنیتی این کشور و رژیم صهیونیستی درباره رفتار جامعه ایران نسبت به موضوع جنگ است. دست ترامپ و نتانیاهو برای ایران رو شده است. حالت ایدهآل برای ترامپ و نتانیاهو همراهی جامعه ایرانی با موضوع جنگ است، یعنی شرایطی که پس از حمله آمریکا یا در حین انجام این حمله، اعتراضات و آشوبهای گسترده در ایران رخ دهد. به همین خاطر، اکنون یکی از مهمترین مؤلفههای موثر در تصمیم نهایی ترامپ علیه ایران، برآوردهای قطعی و دقیق از پایگاه اجتماعی جمهوری اسلامی، همچنین نگرش جامعه ایرانی نسبت به حمله نظامی است. راهپیمایی ۲۲ بهمن از این حیث بسیار مهم و تأثیرگذار بود. رهبر انقلاب روز دوشنبه ۲۰ بهمن در پیام ویدئویی خطاب به ملت ایران تصریح کردند این راهپیمایی میتواند دشمنان را مأیوس کند. اگرچه توان دفاعی و قدرت بازدارندگی ایران یکی از مهمترین مؤلفههای تاثیرگذار در ناامیدی ترامپ و نتانیاهو نسبت به نتایج و تبعات حمله نظامی به ایران است اما این ناامیدی زمانی تکمیل میشود که آنها پایگاه اجتماعی واقعی نظام جمهوری اسلامی را ببینند. راهپیمایی بزرگ، کمسابقه و میلیونی دیروز مردم در سراسر شهرهای ایران قطعا در ایجاد این ناامیدی موثر است. حضور دهها میلیونی مردم در سراسر ایران پیامهای مهمی را در بر دارد.
1- پایگاه اجتماعی جمهوری اسلامی: ترامپ و نتانیاهو دیروز به وضوح دیدند جمهوری اسلامی یک سرمایه اجتماعی مهم و اثرگذار دارد. قطعا هیچ نظام و حکومتی در منطقه غرب آسیا چنین پایگاه و سرمایه اجتماعیای ندارد. یک ماه پس از حضور میلیونی مردم در راهپیمایی ۲۲ دی، حالا مجددا میلیونها نفر از مردم ایران به خیابانها آمدند تا همه ناظران داخلی و خارجی میزان مقبولیت نظام جمهوری اسلامی را مشاهده کنند.
2- بیعت با انقلاب اسلامی: دیروز چهلوهفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بود. رهبر انقلاب در پیام ویدئویی روز دوشنبه به این نکته اشاره کردند که حضور مردم در این راهپیمایی، بیعت مجدد با انقلاب و نظام برآمده از انقلاب، یعنی جمهوری اسلامی است. مهمترین پیام این بیعت مجدد، تاکید دوباره بر استقلال و مخالفت و نفی هرگونه دخالت خارجی و سلطه بر ایران است. بیعت دهها میلیونی مردم ایران با جمهوری اسلامی، این پیام مهم را برای همه دنیا مخابره کرد که نظر واقعی مردم ایران، مخالفت با حمله نظامی آمریکا و دخالت بیگانگان در امور داخلی ایران است.
3- عدم بازگشت به گذشته: دیروز چهلوهفتمین سالگرد سقوط رژیم پهلوی بود. حضور دهها میلیونی مردم در راهپیمایی دیروز، تاکید مجدد بر مبانی و اهداف انقلاب اسلامی سال ۵۷ و ضدیت با رژیم طاغوتی پهلوی بود. این پیام مهم از آن جهت دارای اهمیت است که اکنون محور پروژه ضدایرانی ترامپ و نتانیاهو، بازگرداندن فرزند شاه مخلوع به ایران و بازگشت ایران به دوران سلطنت پهلوی است. مردم دیروز نهتنها با جمهوری اسلامی بیعت مجدد کردند، بلکه ۴۷ سال پس از ساقط کردن شاه، مجددا ضدیت با حکومت دستنشانده پهلوی را فریاد زدند. در واقع یکی از پیامهای راهپیمایی دیروز، یک نه بزرگ به بازگشت ایران به دوران پهلوی و مهر تایید چندباره بر نخواستن حکومت دستنشانده پهلوی بود.
مردم ایران با حضور باشکوه در راهپیمایی دیروز نشان دادند حکومتی را که ۴۷ سال پیش ساقط و شاه آن را از ایران بیرون انداختند، هرگز دوباره نخواهند پذیرفت و با هر توطئهای که خواهان بازگشت پسر شاه به ایران باشد، مقابله خواهند کرد.
4- مقاومت و ایستادگی: این موضوع نیز یکی از پیامهای مهم حضور باشکوه مردم در راهپیمایی دیروز بود. جمهوری اسلامی ایران اکنون در برابر سیاست زورگویانه ترامپ ایستاده و تاکید کرده نهتنها شروط مبتنی بر تسلیم ایران را نمیپذیرد، بلکه آماده است در برابر هر نوع تعرض احتمالی به خاک ایران، یک واکنش سخت و گسترده نشان دهد. میلیونها ایرانی دیروز با حضور در چهلوهفتمین جشن پیروزی انقلاب اسلامی، بر این سیاست جمهوری اسلامی مهر تایید زدند. حضور دهها میلیونی مردم در سراسر ایران، به معنی حمایت آنها از سیاست و مواضع جمهوری اسلامی در برابر زیادهخواهی ترامپ و اعلام ایستادگی در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی بود.
5- حمایت از رهبری: حضور باشکوه دهها میلیون ایرانی در راهپیمایی دیروز، لبیک به دعوت رهبر انقلاب برای شرکت در این راهپیمایی بود. میلیونها ایرانی با وجود هوای نامساعد به خیابان آمدند تا دعوت رهبر خود را لبیک بگویند. حضور مردم در راهپیمایی دیروز بیعت جدید با رهبر انقلاب بود. میلیونها ایرانی دیروز نشان دادند از رهبر خود در مقابل توطئههای شرورانه دشمن حمایت میکنند.
6- دفاع از یکپارچگی و تمامیت ارضی ایران: حضور میلیونی مردم در راهپیمایی ۲۲ دی، یعنی ۴ روز پس از فتنه آمریکایی - اسرائیلی ۱۸ دی، نشان داد میلیونها ایرانی نهتنها برابر این فتنه ایستادهاند، بلکه موضع آنها مقابله با آشوبگران و تروریستها و تایید اقدامات جمهوری اسلامی برای حفظ و تامین امنیت کشور است. حضور میلیونها ایرانی در راهپیمایی ۲۲ بهمن نیز تاکید دوباره بر حفظ امنیت و مقابله با هر نوع فتنه و توطئه علیه امنیت کشور بود. مردم دیروز نشان دادند با هر نوع فتنهانگیزی جدید علیه امنیت کشور که زمینهساز جنگ و تجزیه کشور است، هم مخالفند و هم با آن مقابله میکنند.
اینها مهمترین پیامهای راهپیمایی باشکوه چهلوهفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بود. مجموعه این پیامها یک تصویر واقعی از جامعه ایران را به دنیا نشان داد. این ایران امروز است؛ جامعهای که برخلاف روایتهای جعلی رسانههای وابسته به رژیم صهیونیستی و آمریکا، نسبت به توطئه ترامپ و نتانیاهو و فتنههای عناصر داخلی آنها کاملا هوشیار و مقاوم است.
ترامپ اکنون با این ایران مواجه است.