صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۰:۰۷  ، 
کد خبر : ۳۸۷۹۵۲

مذاکره یا بازی با زمان؟

وقتی هم‌زمان با دیپلماسی، ناوهای آمریکایی در منطقه جابه‌جا می‌شوند و مقام‌های واشنگتن از «سایر گزینه‌های روی میز» صحبت می‌کنند، طبیعی است که این سؤال شکل بگیرد: اگر قرار است گفت‌وگو راه‌حل باشد، این حجم از تهدید برای چیست؟ چرا که در واقع مذاکره معمولاً در فضایی انجام می‌شود که طرفین احساس امنیت نسبی داشته باشند، نه اینکه در فضای آشوبناک دائماً تهدید وجود داشته باشد.
پایگاه بصیرت / رامین نصیری
این روزها دوباره بحث مذاکره داغ شده است. عده‌ای می‌پرسند اگر آمریکا پای میز آمده، چرا هنوز فضا پر از تهدید و فشار است؟ آیا واقعاً دنبال توافق است یا فقط می‌خواهد شرایط را مدیریت کند؟ وقتی واشنگتن از یک سو پیام مذاکره و دیپلماسی می‌دهد و از سوی دیگر سیاست فشار و تهدید را پیگیری می‌کند، پس به دنبال چه هست اصلاً؟
پاسخ به این سوال ها مبتنی بر تجربه سال‌های گذشته برای افکار عمومی ایران کاملاً روشن است. اساساً از خروج آمریکا از برجام در دوره دونالد ترامپ تا ادامه همان فشارها در دوره دموکرات‌ها، تفاوت چشمگیری در اصل ماجرا دیده نشده است. دولت‌ها یک به یک عوض شدند، برنامه هسته‌ای ایران طبق پروتکل‌های آژانس ادامه پیدا کرد و حتی در برهه‌ای ذیل توافقنامه برجام بسیار محدود هم شد اما تحریم‌ها تقریبا همواره ثابت ماندند. همین سابقه باعث شده ایران با احتیاط به مذاکره توجه کند.
مذاکره برای واشنگتن راهی است برای مدیریت شکست های خود، خرید زمان. همچنین این مذاکرات می تواند به مثابه تلاشی برای ادامه دار کردن انقیاد و وابستگی برخی کشور های منطقه و به ویژه رژیم صهیونی به ایالات متحده باشد، آن هم از طریق سیاست نخ نمای ایران هراسی آمریکایی ها.
وقتی هم‌زمان با دیپلماسی، ناوهای آمریکایی در منطقه جابه‌جا می‌شوند و مقام‌های واشنگتن از «سایر گزینه‌های روی میز» صحبت می‌کنند، طبیعی است که این سؤال شکل بگیرد: اگر قرار است گفت‌وگو راه‌حل باشد، این حجم از تهدید برای چیست؟ چرا که در واقع مذاکره معمولاً در فضایی انجام می‌شود که طرفین احساس امنیت نسبی داشته باشند، نه اینکه در فضای آشوبناک دائماً تهدید وجود داشته باشد.
از طرف دیگر، محتوای درخواست‌های آمریکا هم ابهام‌ها را بیشتر کرده است. صحبت از محدودیت‌های گسترده هسته‌ای و کنترل توان دفاعی ایران مطرح می‌شود، اما خبری از رفع واقعی تحریم‌ها دیده نمی‌شود. و این یعنی انگار طرف آمریکایی اصلاً جدی نیست. در این میان، اظهارات برخی چهره‌های آمریکایی هم قابل توجه است. حرف‌های نانسی پلوسی درباره تأثیرگذاری فشار اقتصادی بر جامعه ایران، یا اعتراف مقام‌هایی که از نقش تحریم در ایجاد نارضایتی سخن گفته‌اند، نشان می‌دهد فشار اقتصادی بخشی از یک برنامه بزرگ‌تر است. این یعنی مذاکره از منظر واشنگتن ابزاری است برای تنظیم فشار و گرفتن امتیاز بیشتر از ایران.
البته در این زمینه واقعیت این است که آمریکا هم محدودیت‌های خاص خودش را دارد. گزینه نظامی بسیار پرهزینه است و هیچ تضمینی برای نتیجه بخش بودن هم ندارد. فشار حداکثری هم در سال‌های گذشته به هدف نهایی اش که شکستن اراده و مقاومت ایران بود، نرسیده است. بنابراین در چنین شرایطی به نظر می رسد مذاکره برای واشنگتن راهی است برای مدیریت شکست های خود، خرید زمان. همچنین این مذاکرات می تواند به مثابه تلاشی برای ادامه دار کردن انقیاد و وابستگی برخی کشور های منطقه و به ویژه رژیم صهیونی به ایالات متحده باشد، آن هم از طریق سیاست نخ نمای ایران هراسی آمریکایی ها.
نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات