حلول ماه مبارک رمضان، ماه ضیافت خداوند و گسترده شدن خوان پر نعمت الهی بر عموم مسلمین مبارک باد.
واکاوی فضای حاکم بر دور دوم مذاکرات ایران و ایالاتمتحده در ژنو، نشانگر یک دگردیسی پارادایمی در الگوی رفتاری ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران است. برخلاف ادوار پیشین که گاه تصور میشد اضطرار اقتصادی متغیر مستقل و پیشران مذاکرات است، شواهد موجود و دادههای میدانی حکایت از آن دارد که تیم مذاکرهکننده ایرانی با اتکا به دکترین بازدارندگی فعال، اکنون کنترل و مدیریت ضربآهنگ مذاکرات را در دست گرفته است. همچنین بررسی تحرکات طرف غربی نیز نشان میدهد که آمریکاییها در شرایط فعلی بیش از ایران نیازمند مدیریت تنش هستند؛ و استیو ویتکاف و نوسان او میان پرونده ایران و بحران اوکراین، این گزاره را تقویت میکند که ایالاتمتحده در تقابل با چین و مدیریت جنگ فرسایشی در شرق اروپا، ناگزیر به پذیرش واقعیت قدرت منطقهای ایران و نقش تعیین کننده آن شده است. در واقع، حضور دیپلماتهای ایرانی در ژنو نه از سر استیصال، بلکه ناشی از یک محاسبه دقیق راهبردی است که در آن، ایران قواعد بازی را دیکته میکند.
در همین راستا، گزارشهای اخیر رسانههای غربی، از جمله شبکه خبری سیانان، به صراحت بر حصول پیشرفتهای ملموس در مذاکرات صحه گذاشتهاند. این اعتراف رسانهای از سوی غرب، آن هم در شرایطی که معمولاً سعی در مقصرنمایی ایران دارند، نشانگر نوعی عقبنشینی تاکتیکی طرف غربی در برابر مواضع فنی و حقوقی ایران است. همانطور که سخنگوی وزارت امور خارجه تصریح کرده است، رفع تحریمها دیگر یک درخواست جانبی نیست، بلکه به عنوان جزء انفکاکناپذیر و پیششرط هرگونه توافق پایدار تثبیت شده است.
وجه تمایز دیگر این دور از گفتگوها، پیوستگی محسوس و عمیق تر میان دیپلماسی و قدرت سخت است. دیپلماتهای ایرانی تنها با اتکا به ابزار دیپلماتیک در ژنو حاضر نشدهاند، بلکه پشتوانه آنها هشدارهای صریح و قاطع رهبر معظم انقلاب به ارتش آمریکا و دونالد ترامپ است. ادبیات به کار رفته در تهران، این پیام را به آمریکاییها منتقل میکند که ایران برای سناریوی توافق آماده است، اما برای سناریوی بدعهدی و تجاوز بسیار آمادهتر است. این رویکرد، که در ادبیات علوم سیاسی میتوان آن را ترکیبی از مذاکره توزیعی و بازدارندگی تنبیهی دانست، هزینه هرگونه خطای محاسباتی را برای طرف آمریکایی به شدت بالا برده است و میتوان چنین عنوان کرد که پیشرفتهای حاصل شده و رویکرد مثبت فعلی، دقیقاً محصول همین اقتدار است؛ چرا که طرف مقابل درک کرده است که هرگونه تعلل یا فریبکاری، با پاسخی مواجه خواهد شد که معادلات امنیتی منطقه را به زیان آنها تغییر میدهد.
در مجموع، استنتاج نهایی از روند مذاکرات ژنو و همچنین تحرکات میانجیگرایانه بازیگران، ترسیمکننده چشماندازی «مثبت» اما «هوشیارانه» است. ایران موفق شده است کنترل میز مذاکره را در دست بگیرد و گفتگوها را به فاز فنی و مبتنی بر منافع ملی هدایت کند. پیشرفتهای گزارش شده واقعی هستند، اما این پیشرفتها نه بر پایه اعتماد به آمریکا، بلکه بر پایه اطمینان از قدرت پاسخگویی ایران بنا شدهاند و این یعنی صلح از لوله تفنگ اقتدار و منطق دیپلماسی همزمان عبور میکند.