صفحه نخست >>  عمومی >> تیتر اول
تاریخ انتشار : ۰۶ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۹:۵۵  ، 
کد خبر : ۳۸۸۲۶۷

واقعیت ایران فراتر از تصورات و روایت ترامپ

روایتی که ترامپ درباره ایران در سخنرانی‌های رسمی خود به‌ویژه در کنگره ارائه می‌دهد، بیش از آنکه بر شواهد رفتاری و نتایج سیاست‌ها تکیه داشته باشد، بر تصویرسازی از تهدید و قطعیت‌نمایی بنا شده است.
پایگاه بصیرت / عبدالله ترابی

روایتی که ترامپ درباره ایران در سخنرانی‌های رسمی خود به‌ویژه در کنگره ارائه می‌دهد، بیش از آنکه بر شواهد رفتاری و نتایج سیاست‌ها تکیه داشته باشد، بر تصویرسازی از تهدید و قطعیت‌نمایی بنا شده است. این روایت، ایران را بازیگری غیرعقلانی، ذاتاً هسته‌ای‌خواه، آسیب‌پذیر در برابر فشار و قابل وادارسازی از مسیر تهدید معرفی می‌کند. اما وقتی این ادعا‌ها با واقعیت‌های رفتاری، تجربه سیاست‌گذاری و منطق دیپلماسی سنجیده می‌شوند، شکاف‌های جدی آن آشکار می‌شود.

نخستین مفروضه ترامپ این است؛ که ایران بازیگری غیرعقلانی و غیرقابل بازدارندگی است. این ادعا با الگوی رفتاری چهار دهه گذشته سازگار نیست. ایران در بزنگاه‌های متعدد، حتی در اوج تنش از ورود به جنگ مستقیم پرهیز کرده، سطح پاسخ‌ها را مدیریت کرده و همواره از سازوکار‌های پیام‌رسانی غیرمستقیم برای کنترل بحران بهره برده است. غیرعقلانی‌ها جنگ را آغاز می‌کنند؛ بازیگران محاسبه‌گر تنش را تنظیم می‌کنند. آمریکا مصداق غیرعقلانی و ایران مصداق حقیقی محاسبه‌گری است. رفتار ایران، فارغ از اختلاف‌نظر‌های سیاسی، نشان‌دهنده عقلانیت راهبردی و پیش‌بینی‌پذیری نسبی است؛ درست همان مؤلفه‌ای که بازدارندگی بر آن بنا می‌شود. عقلانیت را باید در «رفتار» سنجید نه در «گفتار». غیرعقلانی‌ها جنگ را آغاز می‌کنند؛ بازیگران محاسبه‌گر آن را مدیریت می‌کنند.

دومین مفروضه، قطعیت‌بخشی به نیت هسته‌ای ایران است؛ جایی که «توان» با «تصمیم» یکی فرض شده است. در سیاست بین‌الملل، داشتن ظرفیت فنی، الزاماً به‌معنای تصمیم سیاسی برای استفاده نیست. بسیاری از کشور‌ها توان دارند؛ اما تصمیم ندارند. اگر تصمیم قطعی وجود داشت، شواهد تصمیم نیز باید قابل ارائه می‌بود. تبدیل «امکان» به «قطعیت»، تحلیل نیست؛ اتهام است. تبلیغ سیاسی و جنگ شناختی است. بدون سند تصمیم، ادعا و نیت خوانی، نه قابل راستی‌آزمایی است و نه مبنای سیاست عقلانی پایدار. ادعای بدون سند تصمیم، نه مسئله را حل می‌کند و نه اعتماد می‌سازد.

سوم مفروض، ادعای کارآمدی «فشار حداکثری» است. معیار موفقیت سیاست، نیت طراح آن نیست؛ نتیجه واقعی آن است. اگر فشار حداکثری کارآمد بود، باید به تغییر رفتار پایدار یا حل مسئله می‌انجامید. تجربه چند دهه گذشته در عمل، ثابت کرده که فشار و تحریم ایران را تسلیم نکرده است؛ و نخواهد کرد؛ آن را با شرایط جدید سازگار ساخته است؛ سال‌ها تجربه نشان داده ایران خود را با شرایط جدید وفق داده، مسیر‌ها را پیچیده‌تر کرده و ابزار‌هایی کم‌هزینه، اما پر اثر به کار گرفته است. باید دقت داشت سیاستی که برای رسیدن به هدفش باید دائماً تشدید شود، نشانه ناکارآمدی است، نه قدرت و موفقیت.

چهارم مفروض، تصور شکنندگی افکار عمومی ایران تحت فشار خارجی است. تجربه تاریخی نشان می‌دهد فشار بیرونی معمولاً میان «نقد داخلی» و «تهدید خارجی» تمایز می‌سازد؛ و در برابر دومی، همبستگی ایجاد می‌کند. مردم ممکن است منتقد باشند، اما زیر فشار خارجی متحد می‌شوند؛ و تحقیر و تهدید بیرونی را نمی‌پذیرند. به تجربه ثابت شده است؛ که تحریم، وفاداری نمی‌سازد؛ مقاومت می‌سازد. تحریم ملت‌ها را مطیع نمی‌کند؛ مقاوم می‌کند. نارضایتی داخلی با فشار خارجی یکی نیست و نباید یکی فرض شود. اتکا به فرسایش اجتماعی به عنوان اهرم تغییر، اغلب نتیجه عکس دارد.

مفروض پنجم، پارادوکس «دیپلماسی زیر سایه تهدید» است. تهدید ممکن است مذاکره را آغاز کند، اما آن را پایدار نمی‌کند. تهدید دائمی اعتماد را می‌سوزاند و انگیزه بازدارندگی را افزایش می‌دهد. تهدید دائمی، انگیزه بازدارندگی و مقاومت را تقویت می‌کند و هزینه‌های امنیتی طرف تهدید کننده را افزایش می‌دهد. توافق پایدار با اسلحه روی میز ساخته نمی‌شود؛ با پیش‌بینی‌پذیری و کاهش بی اعتمادی ساخته می‌شود. چیزی که در وجود ساختار سیاسی آمریکا به عنوان بازیگر استعمارگر و مستکبر مفهوم و معنا ندارد. کسی که از زبان زور سخن می‌گوید فقط زبان زور می‌فهمد. توافق زیر سایه تهدید، توقف موقت بحران است نه حل آن، چیزی که آمریکا خواهان آن است یعنی تسدی بحران؛ و نهایتاً، تلاش برای تقلیل قدرت به شاخص اقتصادی. اما باید توجه داشت که «ضعف اقتصادی» الزاماً به ضعف راهبردی نمی‌انجامد. چرا که قدرت، ترکیبی از مؤلفه‌های سیاسی، امنیتی و شناختی است. بازیگری که قواعد بازی را تغییر می‌دهد، صرفاً «ضعیف» نیست؛ منعطف و سازگار است. از این رو آمریکا نباید درباره قدرت راهبردی جمهوری اسلامی ایران در مواجهه پرقدرت کشنده شک و تردید به خودش راه دهد. اما خواهان جنگ نیستیم، اما مرد جنگیم. آغازگر جنگ نیستیم، اما گردن متجاوزگر را می‌شکنیم. بطوری که مایه عبرت تاریخ شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات