الف)چالشهای فنی و زیرساختی؛ مقیاس و پیچیدگی بینظیر: ایجاد یک شبکه اطلاعاتی ملی ایمن، پرسرعت و فراگیر که بتواند خدمات اینترنت جهانی را با کیفیت مشابه یا بهتر ارائه دهد، نیازمند طراحی، مهندسی و اجرایی کردن یکی از پیچیدهترین پروژههای فناوری اطلاعات در جهان است. این امر به زیرساختهای فیبرنوری بسیار گسترده، دیتاسنترهای عظیم، توسعه پروتکلهای بومی و هزاران جزء فنی دیگر نیاز دارد که ساخت و استقرار آنها به زمان و سرمایه انسانی و مالی کلان نیازمند است.
تضمین امنیت سایبری در سطح ملی: این شبکه نه تنها باید سریع و در دسترس باشد، بلکه باید در برابر پیشرفتهترین حملات سایبری دشمنان که منابع تقریبا نامحدودی دارند، مقاوم باشد. ایجاد چنین سطحی از امنیت، خود یک چالش فنی فوقالعاده دشوار و مستلزم پژوهشهای گسترده و تربیت متخصصان بسیار کارآمد است.
ب) موانع ساختاری و مدیریتی؛ هماهنگی بین نهادهای متعدد: پروژه شبکه ملی اطلاعات نیازمند همکاری و هماهنگی بیعیب و نقص بین دهها نهاد مختلف از جمله وزارت ارتباطات، سپاه، ارتش، قوه قضائیه، دستگاههای امنیتی و بخش خصوصی است. هرگونه ناهماهنگی، بوروکراسی یا تداخل در مسئولیتها میتواند به طور جدی زمان اجرای پروژه را به تأخیر بیندازد.
تضاد منافع و اولویتبندیها: ممکن است در سطح کلان کشور، در دورههای مختلف، اولویتهای دیگری (مانند مسائل اقتصادی حاد یا چالشهای امنیتی فوری) منابع و توجه لازم را از این پروژه بلندمدت منحرف کرده باشد. همچنین، وجود بازیگران اقتصادی قدرتمند در عرصه ارائه خدمات اینترنتی فعلی ممکن است به طور مستقیم یا غیرمستقیم، انگیزه لازم برای شتاببخشی به یک شبکه رقیب متمرکز را کاهش دهد.
ج) مسائل اقتصادی و مالی؛ اجرای کامل چنین پروژهای نیازمند تخصیص بودجههای عظیم و مستمر در طول سالیان است. در شرایط تحریم و محدودیت منابع ارزی، تخصیص این حجم از بودجه به پروژهای که بازدهی کوتاهمدت ندارد، همواره با رقابت سایر نیازهای حیاتی کشور (مانند بهداشت، یارانهها و ...) روبرو بوده است.
د) ملاحظات اجتماعی و ارتباطی
ریسک انزوای دیجیتال: یکی از نگرانیهای جدی، قطع ارتباط بخشهای علمی، اقتصادی و فرهنگی کشور با جریان اصلی دانش و فناوری جهان در صورت جایگزینی کامل اینترنت جهانی با شبکه ملی است. یافتن نقطه تعادل بین «امنیت» و «اتصال به جهان» یک مسئله راهبردی پیچیده است.
مقاومت در برابر تغییر و عادت کاربران: جابجایی اکوسیستم وابسته به اینترنت جهانی (شبکههای اجتماعی، سرویسهای بینالمللی، بازارهای جهانی) به یک محیط داخلی، حتی با کیفیت بالا، با مقاومت طبیعی کاربران و کسبوکارها روبرو خواهد شد و پذیرش آن نیازمند زمان و فرهنگسازی است.
در یک جمع بندی می توان گفت؛ قطع اینترنت یک «راهکار تاکتیکی و واکنشی» سریع و موقت برای مدیریت یک بحران امنیتی حاد است. در مقابل، راهاندازی شبکه ملی اطلاعات یک «راهبرد بلندمدت و زیرساختی» برای استقلال و امنیت دایمی فضای مجازی کشور است. مشاهده اثربخشی قطع اینترنت، تنها اهمیت و فوریت نیاز به یک جایگزین داخلی را پررنگتر میکند، اما خود به تنهایی موانع فنی، مالی و مدیریتی پیش روی آن پروژه عظیم را برطرف نمیکند.
به نظر میرسد مسئولان امر، ضرورت این پروژه را به خوبی درک کردهاند (با توجه به تأکیدات مکرر رهبر معظم انقلاب و اسناد بالادستی)، اما وسعت، عمق و هزینه اجرای آن در عمل، پیشرفت را به فرآیندی تدریجی و گامبهگام تبدیل کرده است. پیشرفتهای بخشهایی مانند «سامانههای دولتی»، «شبکه علمی کشور» و «افزایش پهنای باند داخلی» را میتوان گامهایی در این مسیر طولانی دانست. با این حال، برای شتاببخشی واقعی، نیازمند عزمی فرابخشی، مدیریت یکپارچه، تخصیص منابع ویژه و عبور از چالشهای فنی در سطح ملی هستیم. تنها در این صورت میتوان از «قطع اینترنت» به عنوان یک ابزار موقت، به سمت «اتکای دایمی به شبکه ملی امن» حرکت کرد.
منبع: پرسمان سیاسی شماره 24