صفحه نخست >>  عمومی >> یادداشت
تاریخ انتشار : ۲۱ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۱:۳۹  ، 
کد خبر : ۳۸۹۰۷۴
بُن‌لایه‌های معرفتی ماهیّت رزم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران

شجاعتِ حکیمانه

نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در مکتبی تربیت شده‌اند که معتقد است خداوند از سر لطف بشر را واننهاده و با ارسال پیامبران و رسولان الهی، صراط مستقیم را بر او تبیین کرده است و دانش اسلامی (الهیات و کلام اسلامی منشعب از تعالیم وحیانی) پاسخ‌گوی همه این تأملات نظری است.
پایگاه بصیرت / حمزه عالمی چراغعلی

بُن‌لایه‌های معرفتی ماهیّت رزم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران

دکتر حمزه عالمی چراغعلی، استادیار علوم سیاسی، مجتمع آموزش عالی شهید محلاتی

رشادت‌های بی‌سابقه دلیرمردان نیرو‌های مسلح جمهوری اسلامی ایران در مقابل متجاوزان آمریکایی-صهیونی که این روزها جهانیان را خیره کرده و محاسبات سردمداران لیبرال سرمایه‌داری را به هم ریخته است، تجسم شگفت‌انگیز تأملات فلسفی دوستداران حقیقت و بلکه بالاتر از آن است.

حقایق که همان تجلّی صفات و اسماء الهی هستند، از برای فیلسوف با تأمل و استدلال مورد فهم قرار می‌گیرد و البته اینکه این فهم مساوی با تبعیّت است، در نزد حکیم و فیلسوف الهی پاسخ مثبتی دارد و شاید باشند افرادی که حامل نام فیلسوف باشند و نه تابع حقایق الهی. در هر حال این نوشتار به دیدگاه افلاطون که متفکران مسلمان او را حکیمی الهی دانسته‌اند، استناد می‌جوید و البته از آن فراتر می‌رود.

دیدگاه افلاطون در باب حقایق مثالی، از این جهت که آن‌ها را واری این عالَم دانسته، توسط ارسطو نقد شده است، اما این دیدگاه او که دستیابی به آن حقایق، سبب تدبیر این جهان است، رکن اساسی فلسفه بوده و ادیان الهی نیز همین مسیر را به‌شیوه‌ای دیگر پیموده‌اند. در اینجا آنچه مهم است این‌که دستیابی به حقایق قطعی، ثابت و ابدی که افلاطون آن‌ها را مُثُل نامیده است و تدبیر جهان و برقراری عدالت در جامعه را با شناخت و سرمشق گرفتن از آن‌ها ممکن می‌داند، نیازمند نفوس برخوردار از اعتدال است. اعتدال به‌معنای هماهنگی قوای نفس با یکدیگر، و جلوگیری از تعدّی آن‌ها نسبت به هم بوده، و این در صورتی ممکن است که قوه عقلیه بر انسان حاکم گردد. در این میان این قوّه غضبیّه است که تعیین کننده است و انسان را به راه عدالت در خویشتن (اعتدال)، و یا طغیان و سلطه (ظلم) رهنمون می‌کند. به‌تعبیر افلاطون قوّه غضبیّه در میانه دو قوّه عقلیّه و شهوانیه قرار دارد و به‌هر سو که نیل کند، دو سویه عدالت و ظلم از آن حاصل آید. اگر قوّه غضبیّه که فضیلت آن شجاعت است در خدمت عقل درآید، می‌تواند قوّه شهوانیه را افسار زند و با حاکم کردن خردمندی بر نفس، قوّه شهوانیه را به فضیلت خاص خود که خویشتنداری (عفّت) است وا دارد و اگر غضبیّه به‌خدمت قوّه شهوانیه درآید، عقل و خردمندی را محبوس کرده، امیال و شهوات را بر انسان مسلّط کرده و او را به طغیان و ظلم رهنمون می‌کند.

چه چیزی باعث می‌شود که قوّه غضبیه به فضیلت خاص خود که همانا شجاعت است درآید و زمینه حاکمیّت خردمندی بر انسان را فراهم کند؟ این پرسشی مهم در افلاطون بوده و البته پاسخش با ابهاماتی هم مواجه است.

افلاطون فضیلت شجاعت را دستیار عقل می‌داند و ظهور قوّه غضبیه در هیأت شجاعت را زمانی که این قوّه از عقل تبعیّت کند ممکن می‌داند. او در تعریف شجاعت می‌گوید: «شجاع کسی را می‌توان نامید که این جزء روحش، یعنی شجاعت، چه در خوشی و چه در رنج، مفهومی را که خرد درباره خطرناک و بی‌خطر به او داده است استوار بدارد، از آنچه خرد خطرناک می‌شمارد بترسد و از آنچه خرد بی‌خطر می‌داند نترسد.» (افلاطون، جمهوری، بند 442)

این سخن اما پاسخ نمی‌دهد که چگونه قوّه غضبیّه به فضیلت شجاعت در می‌آید. به‌نظر می‌رسد پاسخ را باید در مسیر تربیتی که افلاطون در آرمانشهر خود طراحی می‌کند و مراحل آموزشی و تربیتی که در آنجا ترسیم کرده است، باید جستجو کرد. آرمانشهر (مدینه فاضله) افلاطون توسط فیلسوف شاه که به مُثُل معرفت یافته است تأسیس می‌شود و با تأسیس آن، تربیت طبقات مختلف جامعه بر اساس فضایل خاص آنان ممکن می‌گردد و به این ترتیب قوّه غضبیّه که در طبقه پاسداران قوّه برتر است تحت تربیت فیلسوف‌شاه به شجاعت نیل می‌کند و کار تأسیس مدینه فاضله از اینجا آغاز می‌شود، ولی خودِ فیلسوف مؤسس از کجا آمده است؟ او توسط چه کسی و چگونه تربیت شده، در حالی‌که پیش از او آرمانشهر هنوز شکل نگرفته است. در اینجا افلاطون به تقدیر پناه می-برد و البته منظور او از تقدیر همان اتفاق الهی است. به این ترتیب کل طرح افلاطون بر اتفاق و عنایت الهی استوار است.

شجاعت و دلاوری‌های نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در مقابل خصم شیطان‌صفت و ظالم، آرمان افلاطونی را بسی کامل‌تر، منزّه‌تر و به دور از ایراداتی که در طرح افلاطونی وجود دارد، جامه عمل پوشانده، و بلکه رفعت بخشیده است. نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در محیطی دینی-عقلانی تربیت شده و مجهّز بودن آن‌ها به شریعت اسلام و مذهب تشیّع، قوای نفسشان را در هماهنگی به سوی دستیابی به هدفی مقدّس، که همانا نمایاندن و پاسداری از صراط مستقیم و اقامه شعائر الهی است و در طول تاریخ آرمان انبیاء و اولیاء الهی بوده، مجهّز کرده است.

وقتی از اندیشه‌های فلسفی فلاسفه یونان، یعنی افلاطون و ارسطو سخن می‌گوییم، به پرسش‌های مهمی می‌رسیم که پاسخش فقط در ادیان الهی و شریعت ناب محمدی(ص) آشکار می‌گردد. اگر مجالی باشد که الهیات افلاطون و ارسطو را مطالعه کنیم، نوع تعریف آن‌ها از خدای خالق یا صانع با ابهاماتی مواجه است و حال آ‌نکه دست تفکر بشری راهی به پاسخ ندارد و تنها شریعت وحیانی می‌تواند پاسخ این ابهامات را بدهد.

نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در مکتبی تربیت شده‌اند که معتقد است خداوند از سر لطف بشر را واننهاده و با ارسال پیامبران و رسولان الهی، صراط مستقیم را بر او تبیین کرده است و دانش اسلامی (الهیات و کلام اسلامی منشعب از تعالیم وحیانی) پاسخ‌گوی همه این تأملات نظری است. همچنین حرکت در مسیر صراط مستقیم طبق دستورات شریعت، جذبه‌ای به همراه دارد که عشق و شوق فرد مسلمان را برمی‌انگیزد و او جان خود را در رسیدن به غایت الهی بر کف می‌نهد. در اینجا ولایت و ولی الهی تجسمی از لطف الهی است و بشری است که صفات و اسماء الهی را نمایندگی می‌کند تا آدمیان این صفات را در موجودی از جنس خود عیان دیده و انگیزه و عشق آنان به سوی مقصد الهی برانگیخته شود. به این ترتیب نفوس تربیت یافتگان مکتب اسلام (و مذهب تشیّع) در محیطی از تعقّل و معنویّت پرورش یافته است. معرفت و شناخت فرد مسلمان تنیده با تأمل، تعقّل و معنویّت است و او را به شهودی باطنی و نافذ مجهّز می‌کند. این موضوع نزد کسانی که در عرصه رزم و پاسداری از اسلام مسلمین قرار دارند، از زمینه بسیار غنی‌تری برای شکوفایی برخوردار است.

عرصه نبرد و دفاع مسلحانه از اسلام و مسلمین، به‌ویژه در دنیای کنونی که علوم و فنون نظامی پیشرفت بسیار زیادی داشته است، نیازمند دانش، تأمل، قوّه محاسبه، تشخیص اولویّت‌ها، هوشمندی و شجاعت است و همه اینها در محیطی آکنده از عشق الهی، تازگی و شکوفندگی به‌خود می‌گیرند و دم به دم بر قوّت و قدرت مدافعان اسلام و مسلمین می‌افزایند. این معرفت و شناختِ آمیخته با عشق الهی، که شهود و بصیرتی نافذ به انسان می‌دهد را حکمت نامیده‌اند که در مقایسه با فلسفه، ضمن برخورداری از تأمل نظری و استدلالی، به روشن‌بینی و کشف و شهود باطنی نیز مجهز است و شناخت را به عشق عقلانی حرکت در مسیر الهی گره می‌زند.

به این ترتیب قوّه شجاعت در نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران از سرچشمه‌های غنی برخوردار است که در مفهوم حکمت (معرفت نظری و استدلالی به‌علاوه کشف و شهود باطنی) خلاصه شده است و بسی بیشتر از شجاعت حاصل از معرفت فلسفی، ماندگاری و تأثیرگذاری دارد و خصمِ مادی‌گرا را توان فهم این نوع شجاعت نیست. شجاعتی از این جنس، علاوه بر پیروزی در میدان، روحیه خصم مادی را می‌شکند و او را به تسلیم وا می-دارد. فرار گسترده سربازان آمریکایی از منطقه و فرار صهیونیست‌ها از سرزمین‌های اشغالی نتیجه غرش شجاعتی است که از حکمت الهی برآمده و این مسیر با قوّت ادامه خواهد یافت، انشاءالله.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات