عطار در منطقالطیر داستان جمعی از پرندگان را بیان میکند که در پی یافتن سیمرغ سفری را آغاز میکنند. هدهد که راهنمای این جمع است به آنها میگوید که برای رسیدن به سیمرغ باید از هفت وادی (طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت، فقر، فنا) بگذرند، در طول راه بیشتر پرندگان از ترس، دلبستگی یا خستگی برمیگردند. در نهایت فقط سی پرنده به مقصد میرسند.
آنان وقتی به درگاه سیمرغ میرسند، آینهای در برابرشان قرار میگیرد و آنها میبینند که تصویر خودشان است. آنجا میفهمند: سیمرغ چیزی جدا از آنها نیست؛ حقیقتی که دنبالش بودند در خودِ آنها و در اتحادشان بوده است.
عطار این کشف را با بازی زبانی سیمرغ = سیمرغ نشان میدهد:
چون نظر کردند آن سی مرغ زود
بیشک این سی مرغ آن سیمرغ بود
در تحیّر جمله سرگردان شدند
باز از آن حیرت به حیران شدند
خویش را دیدند سیمرغ تمام
بود خود سیمرغ سی مرغ مدام
وقتی یک ملت به سخن پیر دانای خود توجه کند و از نفس و وابستگیها عبور کند، میفهمد که حقیقت الهی در خودِ او و در جمعِ آگاهیها نهفته است. مصداق واقعی و ملموس این قصه ملت امروز ایران است
رهبر انقلاب در پیام به ملت ایران به این نکته اشاره فرمودند:
بصیرت و هوشمندی ملّت بزرگ ایران در واقعهی اخیر و پایمردی و شجاعت و حضورش، دوست را به تحسین و دشمن را به حیرت واداشت. این شما مردم بودید که کشور را رهبری و اقتدار آن را ضمانت کردید.